تبليغاتX
گروه کوهنوردی اوراز

گروه کوهنوردی اوراز

مسیرها صعود K2

001

مسیر آبروزی (یال جنوب شرقی)

نخستین صعود از این مسیر توسط ایتالیا یی ها در سال 1954 صورت گرفت، این نرمالترین مسیر در K2 است، البته این مسیر هنوز مشکل و از لحاظ آماری خطرناکترین است. این مسیر تقریبا با 1000 متر صعود روی سنگ ریزه های سست با خطر سقوط صخره ها از کمپ 1 و پایین تر شروع می شود.

 

کمپ 1 -6050 متر

002

کمپ 1 روباز اما نسبتا ایمن با کمترین یا هیچ سابقه ای از خطر بهمن. صعود به کمپ 2 از کمپ 1 شامل 50 متر شکاف عریض است که دودکش خانه نامیده می شود و حال تار عنکبوتی از طنابهای قدیمی است.

 

 

 

کمپ 2 -6700 متر

003

کمپ 2 بوسیله یک صخر بزرگ محافظت میشود. اما گاهی اوقات دارای بادهای شدید و سردی است. کمپ 2 به کمپ 3 تکنیکی ترین بخش صعود است، تقریبا با 400 متر صعود عمودی یا نزدیک به عمودی روی ترکیبی از یخ و صخره مشهور به هرم سیاه(Black Pyramid).

 

 

کمپ 3 - 7200 متر

004

در بالای برج سیاه کمپ 3 به طور سنتی روی شانه راه برقرار شده است. اگرچه آن بیشتر ناحیه ای افقی است (یک میدان برفی تقریبا 30 درجه) اما مستعد خطر بهمن و بادهای بی نهایت شدیدِ قیف بین K2 و برودپیک است. تجهیزت پنهان شده کمپ از زیر برج سیاه قابل مشاهده است. بسیاری از کوهنوردان هنگامی که کمپ 3 که بوسیله بهمن ویران شده است را پیدا می کنند مجبور به فرود می شوند. صعود کمپ 3 به کمپ 4 همراه با یک تلاش بسیار سخت برفی است که نوعا بدون طناب ثابت این کار انجام شده است. خطر اولیه در این ناحیه فرو ریختن قطعات بزرگ برجهای یخی است(گاهی اوقات شما می توانید نشست شیب را در زیر خود احساس کید). طنابهای ثابت هیچ کمکی به شما در برابر بهمن های عظیمی که به هنگام شکافتن قطعه ای از این برجهای یخی اتفاق می افتد، نمی کند، بنابراین بهتر است شما به سرعت فرار کرده و خود را سبک کنید.

 

 

 

کمپ۴ - 7600 متر

005

کمپ 4 در هر جایی از 7600 تا 7900 بر روی برج های یخی است که هنوز 16 تا 22 ساعتی تا قله باقیمانده است بنابراین شما باید هرچه زودتر شروع کنید. ( انرژی زیادی برای ساخت یک مکان مسطح صرف نکنید)، به هر صورت شما زمانی برای خواب ندارید.

 

 

 

قله 8611 متر

006

بیشتر صعود کنندگان بین 10 شب تا 1 صبح کمپ آخر را برای قله ترک می کنند. آوردن یک طناب باریک ( ۴-۵ میلی متر ) برای تنگ راه، یک دهلیز باریک و دراز به طول 100 متر در ارتفاع 8300 متری با شیب 80 تا 90 درجه قابل ملاحظه است. اگر این دهلیز بوسیله باد جارو و سرد شود آنگاه یخ این دهلیز چالش بزرگی را متحمل صعود کنندگان می سازد.

ادامه دارد... .

 

منبع:

http://www.k2climb.net/expguide/route.htm

 

 

ترجمه: ابراهیم معینی

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم شهریور 1386ساعت   توسط معینی  | 

مقاله زیر از وبلاگ کوه قاف می باشد

 از سنگ چکمه در رسانه ها منتشر شد. یکی دو روز بعد دوستان اظهارات مختلفی رو از این واقعه نقل و تحلیلهاشون رو ابراز داشتند
از طریق یکی از اقوام مطلع شدم دوستی که در جایگاه مربی بالا سر فرد سقوط کرده بوده بدلیل فشارهای روانی و عصبی زیاد حال و روز خوبی نداره. از طریق دوستان تونستم شماره محل کار ایشون رو تهیه کنم و نه برای نصیحت و به هم زدن بیشتر حال و روزش، بلکه برای جویا شدن بهتر از واقعه بهش زنگ زدم
اسمش جلاله و کوه نوردان جوان تهرانی است، یکی دو سالیه که جذب سالن سنگ نوردی شده و تقریبا مثل هر جوانی که وارد این رشته می شه خیلی زود کوه و سنگ بخشی از زندگیش رو در بر گرفته. دوره های کارآموزی رو در رده های کوه پیمایی، سنگ نوردی، یخ و برف و همینطور سنگ نوردی داخل سالن پشت سر گذارده بود. ضمن علاقه زیادی هم که به کوه و سنگ داشت برای ارائه داشته هاش بی هیچ منتی سعی داشته اونها رو به دوستانش انتقال بده
جلال از ناراحتی دوستاش گفت و از اینکه تنها 1 اشتباه از جانب او و همینطور 1 اشتباه از طرف اون خانوم چنین حادثه ای رو رقم زده! می گفت:" اشتباه من این بود که توی زدن کارابین ساده به جای پیچدار سهل انگاری کردم" و معتقد بود موقع نشستن اون خانوم که از قضا دارای پوشش زیادی هم بوده حرکتهای اضافی موجب در اومدن کارابین ساده اش شده. جلال از استرس فرود رونده موقع نشستن رو طناب گفت و اینکه از خانم همراهشون خواسته بوده دست وی را گرفته و بهش کمک کنه. می گفت: ازم پرسید بشینم؟ و منهم گفتم ایرادی نداره بشین!، که صدای جیغش اومد!. می گفت: ابتدا به این خیال بودم که برای ترساندن من جیغ کشیده تا به نحوی بقبولونه ترس ابتدائیش بی مورد بوده! و می گفت: به لب سنگ که اومدم فقط خوردنش رو طاقچه و افتادنش رو سر نفر پائینی رو دیدم
جلال نگران بود در آینده چه اتفاقی می افته و دامنه تقصیراتش تا کجا کشیده می شه
جلال ناراحت بود از اینکه همیشه با خانومهایی که پوشش زیاد دارن تو سنگ نوردی به مشکل بر می خورن

برای آقا جلال توضیحاتی در مورد اشتباهات (نه 1 اشتباهش) دادم و بهش گفتم اگر قرار باشه از ورزشی لذت ببریم به شرط آنکه اصول رو رعایت کنیم، با هر شکل و شمایلی می تونیم از اون ورزش بهره مند بشیم
به آقا جلال گفتم: دلیلی نداره به اون خانوم بخاطر داشتن مانتو ایراد بگیریم، زیرا اگر مربی درست عمل می کرد ایشون با چادر هم دچار مشکل نمی شد چه رسد به مانتو
یادم میاد چند سال قبل موهای خانومی تو بند یخچال لای شکل هشت فرودش گیر کرد!. آیا با این اوصاف باید بگیم هر کی میاد سنگ نوردی و قصد فرود داره باید موهاش رو از ته بزنه
شاید با کمی دقت و اتصال ابزار فرود از طریق یک تسمه به صندلی و بلندتر کردن ابزار فرود بشه جلوی خیلی از ایرادها رو گرفت. این قضیه بارها برای آقایون هم رخ داده و لباسشون توی ابزار گیر کرده، آیا می شه گفت لباساتون رو دربیارید و فرود برید

اما از دیگر اشتباهات این دوستمون، اون خانم و گروه کوه نوردی ایشان که با رعایت اونها می شد جلوی هر خطری رو گرفت
آموزش فرودروی سنگهای کوتاهتر- همواره برای آموزش فرود، کارآموز را بر روی سنگهای کوتاه و دارای شیب خفته آموزش می دهیم تا با قرار دادن پاهایشان بر روی سنگ و فاصله کم تا زمین بتوانند اعتماد به نفس خود را حفظ نمایند، آموزش بر روی سنگی با ارتفاع 15 متر و نیاز به معلق شدن روی هوا برای خود مربی و آموزش دهنده نیز دشوار و خطر آفرین است! (کارگاه های سنگ چکمه تماما لبه سنگ قرار دارند و این مسئله فرود رونده را مجبور به تلاش برای سوار شدن روی سنگ می کند)
استفاده از کارابین پیچدار- استفاده از یک اسلینگ دوبل با دو کارابین ساده در هر دو طرف! به جای استفاده از یک کارابین پیچدار (استفاده از کارابین پیچدار اولین توصیه ای است که در کلاسهای کارآموزی بهش اشاره می شه)
انداختن ابزار فرود- بهتر بود نفر پیش از نشستن روی کارگاه طناب رو داخل ابزار فرودش می انداخت
حمایتچی- عدم حمایت از بالا توسط هم طناب وی برای فرود رونده مبتدی. باید بدونیم اولین قانون تو فرود وجود حمایت دینامیک یا استاتیک است، که متاسفانه ایشان از هر دو بی بهره بوده
گرفتن انتهای طناب- در موقع فرود فرد مبتدی، نیاز است تا نفر دومی انتهای طناب را در اختیار گیرد، که در این حادثه احتمالا فردی که نفر سقوط کننده روی سرش افتاده چنین قصدی داشته و خوشبختانه به رغم آسیب سخت، وجود ایشان از حوادث ناگوارتر جلوگیری کرده
طناب یک لا- فرود بر روی 1 رشته طناب (که البته به این مورد زیاد اطمینان ندارم هر چند در تصویر اینچنین می نماید)
گره8 دوبل- ضمن آنکه مشخص نیست گره طناب داخل کارگاه هشت یک لا است یا دوبل و البته بهتر است دوبل باشد

به همه این موارد اضافه کنید
تدریس بدون داشتن مدرک- اگر قانونی سنگ نوردی می کنیم باید بدونیم افرادی که دارای مدرک مربی گری نیستند و حتی دوره های بالاتر از کارآموزی رو نگذروندن اجازه تدریس یک مبتدی رو ندارن
تدریس آقایان ممنوع- طبق قانون سازمان تربیت بدنی آقایون اجازه تدریس به خانومها رو ندارن ( که البته این مسئله نه تنها در سنگ نوردی که در تمامی رشته ها موجب عقب موندن بیشتر خانومها خواهد شد، ولی به هر حال قانونه
بیمه ورزشی- درنهایت نداشتن بیمه ورزشی، به رغم آنکه هزینه زیادی از سوی فدراسیون پزشکی ورزشی پرداخت نمی شود ولی می توانست کمکی باشد بر هزینه های سرسام آور بیمارستان ایشان
شکل کارگاه- خوشبختانه در این مورد کارگاه رل پانچ بوده و تسمه روی آن به درستی نصب شده (که می توان آنرا به عنوان تنها نکته مثبت این فرود در نظر گرفت، هر چند مشخص نیست با چه تسمه ای و چه زاویه ای نصب شده؟

با این تفاصیل ملاحظه می کنید آن تنها یک اشتباه به چند مورد افزایش می یابد، ضمن آنکه می توان موارد بیشتری را نیز به نکات بالا اضافه نمود که تماما در کنار هم موجب بروز از این دست حوادث می شوند
امید آنکه با رعایت این ایرادات از این پس شاهد وقوع چنین حوادث تلخی نباشیم

+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم شهریور 1386ساعت   توسط معینی  | 

مقاله زیر که توضیحاتی در مورد کی۲ و تاریخچه اولین صعودها بر روی آن می باشد از سایت کوه قاف به عاریت گرفته شده است. در قسمت بعدی این مقاله اطلاعاتی در مورد مسیرهای صعود این قله تقدیم علاقمندان خواهیم نمود.

  کی2            K2

نام کوه                                             کی2، چوگوری، گادوین آستین

ارتفاع                                              8611 متر، 28،253 فیت

موقعیت                                             35،88عرض شمالی

                                                      76،51 طول شرقی

محل قرار گیری                                  قراقروم، مابین پاکستان و چین

بهترین ماههای صعود                         جون، جولای، آگوست

اولین صعود                                       1954

نزدیکترین فرودگاه بین المللی                 راولپندی پاکستان

                      

 

کی 2

کوه کی2 دومین کوه مرتفع دنیا و بی شک سرسختترین قله 8000 متری می باشد که هدف غایی بسیاری از کوهنوردان است. این هرم غول آسا برجی است تنها واقع در منطقه قراقروم پاکستان و در راس یخچال بالترو قرار دارد. کی 2، 549 متر از بلندترین کوههای اطرافش رفیعتر است و این امر موجب شده از دوردستها بتوان این غول را مشاهده و خداوند را تحسین نمود. ارتفاع بلندکوه و قرار داشتن آن در عرض شمالی 35 درجه موجب شده تا کی2 دارای آب و هوایی متمایز از سایر کوههای قراقروم باشد از این رو قله ای است از سنگ پوشیده از یخ و برف با 6 یال مخوف.

در 1856 برای نخستین بار تی جی مونتگومری که یک مساح بود این کوه را از فاصله حدود 200 کیلومتری (احتمالا از هاراموش) مشاهده نمود. کوه در میان رشته ای از کوههای رفیع قرار داشت به همین دلیل نیز از هیچ منطقه مسطحی در هند و چین قابل مشاهده نبود(در آن زمان هنوز پاکستان بخشی از خاک هند بود). مونت گومری بدون داشتن اطلاعاتی دقیق از نام کوههای منطقه قلل رفیع آنرا به نامهای قراقروم 1 تا 7 نامگذاری کرد، و نام کی1 تا کی 7 را برآنها نهاد که برگرفته از حرف اول karakoram بود. اما بعدها تنها نام کی 2 به عنوان تنها کوه مرتفعی که یک مساح آنرا نامگذاری کرده بود بر روی دومین قله رفیع جهان باقی ماند و سایر نامها تغییر کرد و نام چوگوری که نامی بود محلی و کوه کوهها معنا میداد بعدها به فراموشی سپرده شد. البته نام دیگر کوه گادوین آستین می باشد که به افتخار هنری هاورشام گادوین استین بر این کوه نهاده شده بود، اما هیچگاه رسمیت نیافت.

در 1892 مارتین گانوی کاشف انگلیسی گروهی از محققان کوه ها را تا بر روی یخچال بالترو رهبری نمود. آنها تا ابتدای محلی که امروزه به یخچال کنکوردیها معروف است بالا آمدند.

در 1902 برای نخستین بار اسکار اکنسین بر روی جبهه شمالی کوه تلاشی را صورت داد. وی از طریق یال شمال شرقی تا ارتفاع 6525 متری بالا رفت.

اما راه قابل صعود کوه یعنی مسیر جنوب شرقی در 1909 توسط توسط هیئتی ایتالیائی به سرپرستی لوئیجی آمودئو کشف گردید. از آن تیم دوک ابروزی تا ارتفاع 6250 متری یال جنوب شرقی صعود نمود. پس از این تلاش این مسیر بنام یال ابروزی شناخته شد. ویکتور سلا عکاس این تیم، عکسی از کوه انداخت که بی شک قدیمی ترین عکس کی2 به شمار می رود که همچنان موجود است.

 

 

در 1938 تیمی آمریکایی به سرپرستی دکتر چارلز هوستون توانست تا ارتفاع 7925 متری کوه بالا رود.

یک سال بعد تیم دیگری از آمریکا به رهبری فریتز ویسنر رکورد ارتفاع جدیدی برپا کرد. آنها تا 8382 متری کوه از مسیر یال ابروزی بالا رفتند، که بعد از صعود نورتون تا ارتفاع 8570 متری جبهه شمالی اورست در سال 1924 بلندترین ارتفاع صعود شده توسط انسان بود.

در 1953 تیمی 7 نفره به سرپرستی دکتر چارلز هوستون توانست تا ارتفاع 7500 متری کوه بالا رود. اما خرابی هوا و وخامت حال گیکلی، یکی از اعضای جوان تیم که به ارتفاع زدگی شدید دچار شده بود موجب شد تا آنها راه بازگشت را پیش گیرند. هنگام بازگشت و پائین آوردن گیکلی، 5 عضو تیم بدلیل شیب تند مسیر سقوط کردند، اما کارگاه مستحکمی که پت شوئینگ برپا نموده بود مانع از سقوط بیشتر آنها به اعماق دره های کی2 گردید اما لحظاتی بعد بهمن گیلکی را با خود به اعماق دره ها برد تا تیم ناکام به پائین باز گردد.

سال 1954 کی2 تلاش موفقی را از کوهنوردان ایتالیایی شاهد بود. آشیل کامپاگنونی و لینولاسیدلی دو کوهنوردی بودند که در 31 جولای موفق شدند بعنوان نخستین انسانها گام بر فراز این کوه سرسخت بگذارند. آنها اعضای تیم بزرگ و مجهزی به سرپرستی آردیو دزیو بودند. تیمی با بیش از 500 باربر محلی، 11 کوهنورد و 6 دانشمند. آنها برای صعود قله 9 کمپ برپا کرد. یکی از کوهنوردان بر اثر ذات الریه جان خود را از دست داد. پس از این صعود چیزی که بیش از فتح قله جلب توجه کرد تلاشهای کوهنورد بزرگ ایتالیایی والتر بوناتی و باربر پاکستانی مهدی بود. که ظاهرا بازیرکی سایرین از صعود قله بازماندند. فاتحان قله همچنین مدعی بودند بوناتی و مهدی زمانیکه کپسولهای اکسیژن را به کمپ آخر حمل می کردند، بدلیل شب مانی در ارتفاع بخشی از اکسیژن را مصرف کرده بودند و تیم قله بخشهای پایانی را بدون اکسیژن طی نمود. گرچه بودن ماسک اکسیژن بر صورت آنها که در تصاویر قله قابل رویت است، این ادعا را توام با شک نمود. بعدها بوناتی در کتابی تحت عنوان "کوههای زندگی من" از خودش دفاع کرد.

پس از صعود ایتالیائیها، کوه تا 1977 صعودی بر خود ندید، تا اینکه در این سال تیمی از کشور ژاپن متشکل از 52 کوهنورد و 1500 باربر موفق شد دومین صعود قله را صورت دهند. در این تیم اشرف امان کوهنورد پاکستانی نیز بعنوان راهنما و باربر ارتفاع عضویت داشت که موفق به فتح قله گردید.

یکسال بعد تیمی از آمریکا توانست از یال شمال غربی قله را فتح نماید. این تیم صعود خود را از مسیر یال شمال شرقی آغاز نمود (این یال امروزه به مسیر لهستانیها معروف است)، سپس در ارتفاع 7700 متری به طرف یال ابروزی تراورس کردند. در اینجا بحث بر سر آن شکل گرفت که چه کسی نخستین صعود بدون اکسیژن را بر روی قله صورت دهد. بدین ترتیب لوئیس ریچارد نخستین داوطلب اجباری این امر بود. وی کپسول اکسیژن خود را در میان راه دفن کرد، زیرا سیستمش دچار مشکل بود و عمل نمی کرد. جان روسکلی پس از لوئیس دومین شخصی بود که قله را بدون اکسیژن صعود کرد، اما نه بدلیل خربی سیستم اکسیژن بلکه از ابتدا به این نیت بالا آمده بود.

در 1981 ترئو موستورا تلاش موفقی را از یال جنوب غربی رهبری کرد. در 7 آگوست آیهو اوهتانی به همراه راهنمای پاکستانی نظیر صبیر موفق شدند نخستین صعود این مسیر را صورت دهند.

در سال 1982 نخستین صعود جبهه شمالی توسط تیمی ژاپنی به رهبری ایسائو شینکای  صورت گرفت. 7 عضو این تیم همگی بدون کپسول اکسیژن به قله رسیدند. در همین سال تیمی لهستانی به رهبری یانوس کورزب بدون داشتن اجازه صعود از مسیر صعود نشده شمال غربی بالا رفتند. اما پس از مشاهده این تیم توسط مقامات محلی مجبور به بازگشت از ارتفاع 8200 متری شدند.

 

جبهه شمالی کی2

 

در 1986 نخستین صعود زنان بر روی کی2 را وندا رتکوویچ کوهنورد زن لهستانی، لیلین بارارد از فرانسه و جولیا تولیس از انگلستان هر سه بدون کمک کپسول اکسیژن صورت دادند. آنها نیز از یال آبروزی به این مهم دست یافتند. گرچه جولیا و لیلین بر اثر طوفان کشته شده و برای همیشه در دل کی2 آرام گرفتند.

در سال 1986 بنیو شامو کوهنورد معروف فرانسوی توانست کی2 را در مدت زمان 22 ساعت و 30 دقیقه از کمپ پیشرفته ABC صعود نماید. این در شرایطی بود که تازه چند روز از صعود 16 ساعته او به برودپیک می گذشت. همچنین اریک اسکوفیر دیگر کوهنورد فرانسوی موفق شد پس از صعود قلل گاشربروم I و II ، کی2 را نیز صعود نماید. اسکوفیر این سه قله را تنها در مدت 21 روز صعمد کرد که کاری بس قابل توجه بود.

در این سال همچنین  کاکوشکا و  پتروفسکی کوهنوردان شایسته لهستانی موفق به گشایش مسیری دشوار در جبهه جنوبی شدند. متاسفانه کاکوسکا پس از صعود به تنهایی به خانه بازگشت و پتروفسکی برای همیشه در دل کی2 آرام گرفت.

 در مجموع در سال 1986 با مرگ 13 کوهنورد بر روی کی2 فاجعه ای در کوهنوردی رقم خورد.  

در سال 1990 تیمی از ژاپن به رهبری تومای اوکی توانست مسیری جدید در رخ شمال غربی باز کند. بخشهای پایانی مسیر در ارتفاع 8000 متری با یال شمالی مشترک بود.

در 1991 پیربگین و کریستوف پروفی کوهنوردان بزرگ فرانسوی توانست در مدت 48 ساعت بدون کمک باربر ارتفاع و کپسول اکسیژن و کمک طنابهای ثابت مسیر جدیدی را بر روی جبهه شمال غربی کی2 باز کنند. صعود آنها نمایش قابل تحسینی از کوهنوردی فنی به شمار می رفت.

در بهار 96 یکی از پرتلفات ترین صعودهای کی2 رغم خورد و این زمانی بود که 6 کوهنورد از جمله آلیسون هرگریوز پس از صعود قله دچار طوفانی سهمگین شده و همگی مفقود شدند.

از نظر میزان صعودها به کشته شدگان این کوهبا نسبت 4 به 1 پس از آناپورنا و نانگا پاربات در رده سوم قلل 8000 متری قرار دارد. از این رو این کوه را گاها کوه قاتل یا کوه بی رحم نیز می خوانند.

یکی از فاکتورهایی که صعود به کی2 را به مبارزه تبدیل نموده فنی بودن کوه می باشد. بیش از 45 درجه شیب در اکثر نقاط کوه آنرا نیازمند ثابت گذاری در اغلب نقاط صعود نموده. نیاز به 2500 متر طناب در جبهه جنوبی و 5000 متر در جبهه شمالی باعث شده تا اغلب تیمها به قصد صعود سبک به کوه بیایند از طرفی عدم فعالیت باربرهای توانمند ارتفاع بر روی این کوه مجب می شود تا خود کوهنوردان مجبور به آماده کردن مسیر گردند و این امر بر خطرات صعود افزوده.

+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم شهریور 1386ساعت   توسط معینی  |