تبليغاتX
گروه کوهنوردی اوراز

گروه کوهنوردی اوراز

همشهری/ مهندس فاطمه ظفرنژاد:

اصفهان زیباترین شهر جهان در خاموشی زاینده رودش اندوهگین و افسرده است.

در اردیبهشت ماه - دومین ماه بهار بسیار پرباران امسال - در دو سوی پل‌های زیبای این شهر که از شاهکارهای معماری جهان به شمار می‌روند، زنده رود چنان فروخشکیده که رهگذران دیگر نیازی به گذشتن از روی پل‌ها احساس نمی‌کنند و گام زنان بستر پهناور و خشک را می‌پیمایند. گفته می‌شود در بالادست، آمار بارندگی در برخی روزها به بیش از 300 میلی متر هم رسید اما پل خواجو، پل شهرستان و سی و سه پل سوگوارانی در میان سوگواران ساحل نزدیک‌اند.  آنچه در پی‌می‌آید گزارشی است در باره علت خشک شدن زاینده‌رود و تالاب گاوخونی


این گزارش تنها گوشه‌ای از تخریب‌های ناشی از ساخت وساز در حوزه‌های آبخیز را نشان می‌دهد. 29 اردیبهشت روز مبارزه با ساخت وساز در آبخیز‌هاست. انتظار می‌رود پیش از آنکه دیرشود – هر چند که هم‌اکنون هم خیلی دیر شده است - مسئولان برای جلوی‌گیری از روند لجام گسیخته ساخت‌و‌ساز در آبخیزها چاره‌ای بیندیشند.

در بالادست آبخیز، ساخت سدها و سامانه‌های انتقال بی‌هیچ دغدغه درباره سرنوشت صاحبان آب و حقابه‌ها در پایین دست، سال‌ها و سال‌ها ادامه یافته است و البته هرگز هیچ ارزیابی‌ای از اثرات این هجوم و تجاوز به حقوق روستائیان و جوامع بومی ‌و نیز تجاوز به طبیعت انجام نشده است. ویلاهای کنار دریاچه سد زاینده رود نیز افسانه‌هایی دارند گفتنی. خروشان ماندن رودخانه و تحقق حقابه کشاورزان پایین دست و زنده ماندن تالاب گاوخونی، با پرآب ماندن دریاچه سد مغایرت دارد. سد باید پرآب باشد تا بتواند بهره برداری شود و نیز خوشی صاحبان ویلاهای مشرف به آن منقص نشود. این شاید عینی‌ترین دلیل وجود سد زاینده رود است. وگرنه تقسیم حقابه زاینده رود از قرن‌ها پیش در شبکه‌ای بسیار منظم و اندیشمندانه انجام شده بود.

شبکه سنتی زاینده رود هنرمندانه به همه جا و حتی به تالاب گاوخونی آب می‌رسانید. سد ساخته شد تا زمین‌هایی که آب داشتند را دوباره آبیاری کند که البته ناتوان از مسئولیتی که به ظاهر برایش نوشته شده بود تنها توانست محلی برای خوش گذرانی گروهی خاص باشد.

پایین دست آبخیز

پس از گذر از اصفهانی که با زاینده رود فروخشکانده شده دیگر نصف جهان نیست، اگر به دنبال سرنوشت رود باشیم با گذشتن از تاریخی کهنسال، فاصله اصفهان، دشتی، زیار، برسیان، اژیه را به طول 109 کیلومتر طی می‌کنیم و به ورزنه آخرین شهر آبخیز در 30 کیلومتری تالاب گاوخونی می‌رسیم. راه 110 کیلومتری دیگری اصفهان را به کوهپایه، سپس به قورتان با قلعه تاریخی عصر آل بویه آن و سپس به ورزنه با کبوترخانه‌های بزرگ و ساختمان‌های حامل معماری درخشان و پایدار بومی‌منطقه می‌رساند. انجمن دوستداران میراث فرهنگی و گردشگری شهر ورزنه، تاریخ این شهر را از هزاره سوم می‌دانند و شواهد زیادی از جمله بنای مسجد جامع ساخته شده روی بقایای یک آتشکده ساسانی، آراسته با کتیبه‌های عصر تیموری، موید این ادعاست. گویش خاص منطقه که از گویش پهلوی ساسانی به جامانده و نیز آداب و پوشش زنان تا اندازه زیادی هویت دیرینه این جامعه بومی‌در پایین دست‌ترین بخش‌های آبخیز زاینده رود را آشکار می‌کند.

مردم ورزنه می‌گویند که بخش زیادی از اراضی آنها پس از ذخیره و انحراف آب در بالادست‌ها، دیگر هیچ آبی دریافت نمی‌کند و بایر و بیابانی شده است. کشاورزان دسترسی بسیار کمی‌به آب دارند. با وجود خشکی زاینده رود در بالادست‌ها، زیر پل آجری تاریخی ورزنه با طول 86 متر و عرض 5/6 متر و ارتفاع 6 متر که در زمان صفویه ساخته شده، گذر آب دیده می‌شد. گفتند که این در حقیقت پساب کارخانه‌های بالادست است که تصفیه نشده در بستر خشکیده زاینده رود رها شده و وارد شهر ورزنه می‌شود. این پساب سمی، زمین‌هایی را که حقابه شان در سد زاینده رود به ناحق ضبط شده را شور و تخریب می‌کند. نیز ورود آن به تالاب، آخرین بازمانده‌های گونه‌های جانوری را به مرگ دسته جمعی محکوم کرده است. عکس‌های تالاب بیانگر سرنوشت دهشتناک تالاب و همه موجودات و جوامع وابسته به آن است. 30 کیلومتر پس از ورزنه به چاهه زاینده رود یعنی به تالاب گاوخونی می‌رسیم.

تالاب گاو خونی

آنگونه که مردم می‌گویند گاو خونی یا گاو خوانی به معنای بزرگ چاهه است. گاو خونی25 کیلومتر طول و 15 کیلومتر عرض و 470 کیلومترمربع وسعت داشته است. این تالاب یکی از 22 تالاب ایران به شمار می‌رود که در سال 1354 به ثبت پیمان نامه بین المللی رامسر رسید. ارتفاع تالاب از سطح دریای آزاد 1470 متر و بیشینه ژرفای آن یک متر بود. تالاب تا پیش از مرگ خود همه ساله میزبان شمار زیادی پرندگان مهاجر مانند بود که تالاب را برای زمستان گذرانی و جوجه آوری برمی‌گزیدند. اینک تالاب نه دیگر آنگونه که از نامش برمی‌آید بزرگ است و نه دیگر آبی دارد.

تا دوردست‌ها نه نیزاری، نه زیستگاهی، نه ماهی و جانور آبزی، نه دوزیست و جانور کنارآبزی و نه پرنده مهاجری. هرچه هست کویری است برهوت که زمینش از خشکی می‌ترکد و قاچ‌های ژرف دارد؛ کویری که با هر وزش باد، گردوخاک و غبار پر از مواد شیمیایی بجا مانده از پساب رها شده کارخانه‌های بالادست را به کام کودک و پیر و جوان جوامع بومی‌پیرامون می‌ریزد.

پیامد ساخت و ساز در آبخیز بر جوامع بومی

نیل پستمن، در کتاب «تکنوپلی» خود از دلباختگان تکنولوژی سخن می‌راند و نام تکنوفیل را بر آنها می‌نهد. تکنوفیل‌ها مانند یک عاشق به تکنیک و فناوری می‌نگرند بی‌آنکه لحظه ای نقاب از چهره آن بردارند یا اندکی به پیامدهای آن بیندیشند. پستمن چنین ادامه می‌دهد:« این چنین انسان‌هایی خطرناکند و باید با احتیاط با آنان روبرو شد». سد بسیار بزرگ زاینده رود با ظرفیت ذخیره 1200 میلیون مترمکعب در 1348 به دست تکنوفیل‌های شرکت‌های غیرایرانی منتفع در ساخت‌وساز در آبخیزها ساخته شد. در زمانی کوتاه پس از ساخت سد، روستاهای پایین دست و نزدیکترین همسایگان تالاب گاوخونی از جمله روستای شاخ کنار متروکه شدند. کشاورزان با دستی کوتاه از همه جا، زمین‌های موروثی پررونقشان را که با ساخت سد به کویری بی آب و بایر بدل شده بود رها کردند و به سرنوشتی نامعلوم و تلخ در حاشیه شهرها محکوم شدند.

اهالی منطقه، زمان خالی از سکنه شدن شاخ کنار را همان زمان‌ها اعلام می‌کنند. ویرانه‌های این روستای کهنسال- در 10 کیلومتری تالاب- در پایین‌ترین نقطه رودخانه زاینده رود حکایت غم انگیز تجاوز به حقوق جوامع بومی، نادیده گرفتن حقابه آنها از رودها و پایمال کردن حقوق دیرینه چندین هزارساله آنها بر تالاب‌هاست. اهالی ورزنه می‌گویند که حق آنها از آب زاینده رود در اسناد بجامانده از عهد صفوی و حقابه‌هایی که شیخ بهایی برای آنها درنظر گرفته بود بازتاب یافته است. تقسیم آب زاینده رود با کمک دانش حقیقی شیخ، چنان انجام شده بود که تا پایین‌ترین بخش‌ها، حقابه بران سهم خود را می‌یافتند و طبیعت نیز سهم خود را می‌یافت.

50 سال ساخت و ساز در آبخیزها با نام توسعه، پیامدهای بسیار ناگواری بر کوهستان‌ها و دشت‌ها، جوامع بومی‌و کشاورزان و نیز بر تالاب گاوخونی برجای گذاشت. غصب حقابه‌ها کم کم از روستاهای مجاور تالاب به سوی بالادست آبخیز به پیشروی پرداخت و بخش بزرگی از اراضی کشاورزی ورزنه را دربرگرفت. ورزنه از سال 1347 دارای شهرداری است و شهر به شمار می‌رفته است. اما بخش بسیار بزرگی از اراضی کشاورزی‌‌اش به کویری خشک بدل شده است.

ورزنه تنها 13500 نفر جمعیت دارد. این شهر اگر حقابه‌‌اش غصب نشده بود می‌توانست گذشته از قطب کشاورزی بودن، یکی از مهم‌ترین مراکز گردشگری ایران باشد؛ به‌ویژه که توان توامانی از یادگارهای تاریخی و یادگارهای طبیعی را دارا بود. این شهر می‌توانست تا این حد مهاجرفرست نباشد و شاید ده‌ها و صدها برابر جمعیت کنونی جمعیت داشته باشد. ماهیگیری پررونق تالاب، بخشی از معیشت اهالی روستاهای منطقه و نیز ورزنه را تشکیل می‌داد و خشکاندن تالاب، ماهیگیری، شکار، گردآوری گیاهان خودرو و دیگر مبانی معیشتی زیستی متکی به آن را از میان برد. بیابانزایی ناشی از ساخت‌وساز از بالاترین نقطه تا پائین‌ترین نقطه آبخیز به‌شدت محسوس است و از 50 کیلومتری تالاب کاملا چشمگیر می‌شود. خشکیدن تالاب گرد و غبارهای دائمی‌و خشکی زیاد اقلیم منطقه را به دنبال داشت.

نخوت و بی بصیرتی تکنوکرات‌ها

سازمان آب منطقه‌ای سابق اصفهان که با استانی شدن سازمان‌های آب در مجلس ششم به دو سازمان آب اصفهان و چهار محال بختیاری تبدیل شد با کمک یک شرکت پرقدرت دیگر، بیش از 30 سد در پرونده ساخت و سازهای خود دارد. از اینها بدتر سامانه‌های انتقال حوضه به حوضه هستند که آب را از حوضه ای به جای دیگر و استانی دیگر و.... می‌برند و بدترین اثرات را بر جوامع بومی‌و روستائیان کشور داشته و دارند. گفتنی آنکه این تراوشات ذهنی تکنوفیل‌های سدساز، جز زیان برای مردم به‌ویژه کشاورزان و روستائیان مولد خوراک،ثمری نداشته است. متاسفانه شرکت‌های ساخت و ساز وطنی پس از رفتن شرکت‌های چند ملیتی فرنگی سرازپانشناخته به ساخت و ساز در آبخیزها ادامه دادند. به قول خواجه شیراز« سرشکم آمد و عیبم بگفت رویاروی/ شکایت از که کنم خانگی است غمازم.»

لیوتار در گزارشی درباره دانش می‌نویسد «تکنوکرات‌ها اعلام می‌کنند که نمی‌توانند به چیزی که جامعه آن را به عنوان نیازهای خود معرفی می‌کند اعتماد کنند، آنان «می‌دانند» که جامعه نمی‌تواند نیازهای خود را بشناسد، زیرا این نیازها متغیرهایی مستقل از تکنولوژی‌های جدید نیستند. این امر در واقع نخوت و بی‌بصیرتی تصمیم‌گیران به شمار می‌رود.» نخوت و بی بصیرتی ما تکنوکرات‌های دانش نیاموخته فارغ التحصیل از دانشگاه‌های کشور چنان سرنوشتی برای رودها و آبخیزها و شهرها و دشت‌های کشور رقم زده است که هجوم مغولان را به یاد می‌آورد. با این تفاوت که مغولان پس از تصرف تمدن‌های کهن بی درنگ دانستند که نمی‌دانند و یاد‌گیری دانش بومی‌ژرف ایران زمین را پیشه کردند اما تکنوکرات‌ها حتی نمی‌دانند که نمی‌دانند و بیش از 5 دهه است که در جهل مرکب به تخریب ادامه می‌دهند. زهی شوربختی که این تخریب را توسعه نیز می‌نامی

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم اردیبهشت 1388ساعت   توسط معینی  | 

 الف) كوهها

 كوه هاي استان اصفهان را در يك نگاه كلي مي توان به دو بخش تقسيم كرد: بخشي كه نتيجۀ گسترش زاگرس در استان اصفهان است و بخش ديگري كه قسمتي از رشته كوههاي مركزي ايران به شمار مي رود. بخش اول بيشتر در غرب و جنوب استان واقع است و بخش دوم بيشتر در مركز استان گسترش يافته است.

 بخش اول يعني گسترش زاگرس در اصفهان را نيز مي توان به نوبه خود به دو قسمت تقسيم كرد: يكي پيش روي زاگرس از استان هاي لرستان و چهارمحال و بختياري به داخل استان اصفهان كه نتيجۀ آن كوهستان هاي ونيزان، فردان، شاهان، آخوره، ‌دالان، گلستان، الوند گلپايگان و عربستان يا دره كله است و ديگري پيش روي زاگرس از استان كهكيلويه و بوير احمد به داخل استان اصفهان كه نتيجۀ آن كوهستان هاي دنا، علي جوق و دالان ونك مي باشد.

 بخش دوم يعني كوههاي مركزي ايران در استان اصفهان عمدتاً شامل كوهستان هاي اردهال، كرگز، كركس، دوروچين، مارشنان و ميل مي شود. و اما مهمترين كوههاي معروف نزديك شهر اصفهان عبارت اند از كوه هاي كلاه قاضي و شاهكوه كه جزو رشته كوه ماهدشت محسوب مي شوند و نيز كوه صفه كه بخاطر نزديكي آن به مركز شهر اصفهان پرطرفدارترين، شلوغ ترين و طبيعتاً پرتلفات ترين كوه اصفهان به شمار مي رود.

 

مهمترين كوههاي اصفهان

نام رشته

حدود

قله هاي مهم

قله اصلي

ارتفاع

(متر)

مبدأ صعود

قله اصلي

رشته كوه دنا

از گردنه ميمند در غرب تا گردنه بيژن در مركز

قلل شمالي

كل قدويس، كل شيدا، كل بلبل، كل نقره اي

كل قدويس

4350

آب ملخ

قلل مركزي

لوكره هاي مركزي، جنوبي، كل گردل، موروگل، قاش مستان، برج آسماني و ماش

قاش مستان

4450

خفر

قلل جنوبي

سيچاني، حوض دال، حرا و كرسمي

حوض دال

4350

گردنه بيژن

از گردنه بيژن تا گردنه خطير سوخته در جنوب شرقي

مهمترين قلل اين بخش

نول، برفكرمو و پازن پير

پازن پير

4262

ده شهيد

شاهان كوه

بخشي از زاگرس

شاهان

شاهان

4040

سرداب بالا

كوه فردان

بخشي از زاگرس

فردان

فردان

3945

كمران

كوه دالان

بخشي از زاگرس

آنالوجه(داراب شاه) و قله دالان

داراب شاه

3915

آنالوجه

رشته كوه آخوره

بخشي از زاگرس

هشتاد، سمبله، ديگوله، سفيدكوه و قبله(افوس)

هشتاد

3904

چقيورت

كوهستان كركس

بخشي از كوههاي مركزي

كركس- كرگز

كركس

3895

كشه، طامه، اوره و بيدهند

كوه علي جوق

بخشي از زاگرس

علي جوق

علي جوق

3718

دولت قرين

گلستان كوه

بخشي از زاگرس

گلستان

گلستان

3631

جاده دامنه خوانسار

كوه دالان ونك

بخشي از زاگرس

دالان ونك

دالان ونك

3492

ونك

كوه اردهال

بخشي از كوههاي مركزي

اردهال، ولي جيا، پلنگابي

اردهال

3463

نشلج

كوه مارشنان

بخشي از كوههاي مركزي

مارشنان

مارشنان

3330

زفره

كوه ونيزان

بخشي از زاگرس

ونيزان

ونيزان

3200

دهنو

كوه الوند گلپايگان

بخشي از زاگرس

الوند

الوند

3111

چشمه خضر

كوه عربستان

بخشي از كوههاي مركزي

دره كله

دره كله

3107

حسن رباط

كوه دروچين

بخشي از كوههاي مركزي

دوروچين (دروچمن)

دوروچين

3002

اردستان

رشته كوه ماهدشت

بخشي از كوههاي مركزي

كلاه قاضي و شاه كوه

كلاه قاضي

2534

اصفهان

كوه صفه

بخشي از كوههاي مركزي

صفه

صفه

2232

اصفهان

 

 ب) ديواره ها

 در شهرستان هاي مختلف استان اصفهان مناطق سنگ نوردي طبيعي و ديواره هاي متعددي وجود دارد كه به همت كوهنوردان آن شهرستان ها مسيرهاي متعددي در آنها گشايش يافته است كه در برخي از آن مسيرها حتي مسابقات سنگ نوردي نيز برگزار شده اند. مانند مسير كنار آبشار سميرم و مسير كنار آبشار شالورا. اما معروف ترين مناطق سنگ نوردي، مناطق سنگ نوردي نزديك شهر اصفهان هستند كه عبارت اند از: مناطق سنگ نوردي كوه صفه، شاهكوه، كلاه قاضي و دره موئي.

 در كوه صفه دو ديواره بلند به نام هاي گل زرد و آئينه و دو ديواره كوتاه تر به نام شاه نشين و بوريل وجود دارد.

 در شاهكوه نيز دو ديواره بلند به نام هاي پليس راه و محيط زيست وجود دارد.

 در كلاه قاضي مسيرهاي متعددي در منطقه اي به نام دره شاهين گشايش يافته و نيز تيغه اي كه روبروي ايستگاه پليس راه اصفهان مباركه است و به همين علت نام تيغۀ پليس راه را گرفته است.

 در دره موئي كه در كوههاي نزديك پالايشگاه اصفهان قرار دارد نيز مسيرهاي متعددي عمدتاً توسط سنگ نوردان شاهين شهر اصفهان گشايش يافته است.

منبع: گروه کوهنوردی چکاد کوهستان اصفهان

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1388ساعت   توسط معینی  | 


منطقه حفاظت شده موته


مناطق حيات وحش استان اصفهان ـ منطقه حفاظت شده موته

اين منطقه با وسعت 220000 هكتار در اطراف روستاي موته يكي از توابع شهر ميمه در شمال استان اصفهان و شمال غربي ميمه و جنوب غربي شهرستان دليجان قرار دارد. منطقه حفاظت شده موته ما بين دو استان اصفهان و استان مركزي قرار گرفته است و روستاي موته در مركز منطقه حفاظت شده قرار گرفته و لذا اين منطقه حفاظت شده را منطقه موته ناميدهاند. روستاي موته از نظر جغرافيايي در عرض 33 درجه و 34 دقيقه و طول جغرافيايي 50 درجه و 45 دقيقه با فاصله270 كيلومتر در جنوب غربي استان تهران و در كنار جاده اصفهان به تهران و در فاصله 60 كيلومتري جنوب غربي شهرستان دليجان و در فاصله 45 كيلومتري شمال غربي شهر ميمه واقع شده است. منطقه حفاظت شده موته در مركز ايران واقع شده و يكي از پرارزشترين مناطق حفاظت شده ايران به خصوص از نظر گياهان منحصر به فرد و زيستگاههاي مناسب براي زندگي آهوان و منطقهاي براي تكثير آن ميباشد. منطقه حفاظت شده موته داراي دو قسمت مختلف است يكي از قسمتهاي جلگهاي و همواريها كه محل زيست آهو است، ديگري مناطق كوهستاني كه محل زيست قوچ و ميش و كل و بز ميباشد. منطقه حفاظت شده موته با ارتفاع 1900 متر تا 3000 متر از سطح دريا از لحاظ آب و هوايي منطقهاي است نيمه خشك كه داراي تابستانهاي نسبتاً گرم و زمستاني سرد است. اين منطقه در اصل به عنوان بهترين زيستگاه آهو در ايران ميباشد علاوه بر حيات وحش و پوشش گياهي و گياهان و گلهاي زيبا، منطقه موته داراي غارهاي زيبايي به شرح زير:

غار دمه : واقع در ضلع شرقي كوه دمه، اين غار داراي ستونهاي زيباي استالاكتيت و استلاگميت است و غار آهكي بوده و داراي انشعابات مختلفي است و محل اختفاي خفاشان بسياري است.

غار يكه چاه: در كوه غار در جنوب يكه چاه واقع شده و در داخل اين غار نيز ستونهاي آهكي استالاكميت و استلاكتيت زيادي وجود دارد در داخل غار يك چشمه آب نيز وجود دارد.

غار كوه سوخته صالح پيغمبر در دره ني در كوه صالح پيغمبر واقع شده است. در منطقه حفاظت شده موته به خاطر وسعت زياد و خاكهاي گوناگون و بارندگي فراوان و ارتفاع زياد و آب و هواي متغير داراي گياهان فراواني بوده به طوريكه حدود 700 گونه گياه در اين منطقه يافت شده است و نزديك به 270 گونه از اين مجموعه از گونههاي گياهان دارويي مفيد ميباشند. از جمله آنها آويشن، كرفس كوهي، كاكوتي، كما، جاشير، زرشك، گل اورانه، خاكشير تلخ، تمشك، انجير، ريواس و غيره … .

از ويژگيهاي ديگر منطقه موته كاني سازي طلاست.
ناحيهاي در شمال موته به وسعت 160 كيلومتر مربع داراي 9 منطقه طلا دار جدا از هم با حداكثر فاصله 15 كيلومتر وجود دارد. طلاسازي در اين منطقه وابسته به سنگهاي اسيدي آذرين ميباشد. در اصل گدازههاي اسيدي زير دريايي دگرگون يافته باعث نفوذ طلا در سنگهاي پيريت و كالكوپيريتدار دوره پيري كامبرين شدهاند معادن طلادار منطقه موته عبارتند از:

معدن چاه خاتون به وسعت 5/3 كيلومتر مربع كه طلا همراه سنگهاي پيريت ميباشند. معدن دره اشكي به وسعت 3/2 كيلومتر مربع كه طلا همراه سنگهاي گرانيتي است. معادن تنگه زرد و چاه علامه كه جمعاً در حدود 2 كيلومتر مربع وسعت دارد و داراي سنگ هاي پاپيريت، كالكوپيريت و بورنيت طلا دار هستند. معدن سنجده با وسعت 5/1 كيلومتر مربع داراي سنگهاي پاپيريت، كالكوپيريت و بورنيت طلادار هستند. معدن طلاي چاه باغ كه بزرگترين منطقه طلادار به وسعت 27 كيلومترمربع است.

معدن طلا قرم قرم، معدن كانسار طلاي سه كلوپ و معدن كانسار طلاي چشمه گو


پناهگاه حيات وحش قميشلو

وسعت اين منطقه در حدود 37 هزار هكتار ميباشد و جمعيت غالب وحوش پناهگاه قامشلو قوچ و ميش وحشي ميباشد و حيوانات ديگري نظير كل و بزوحشي، آهو، پلنگ، گرگ، كفتار، روباه و انواع پرندگان شكاري مانند عقاب، كركس و پرندگان نظير كبك و تيهو در اين منطقه وجود دارد و اين پناهگاه از نظر قوچ و ميش وحشي يكي از مناطق خوب استان ميباشد. و اين منطقه در غرب اصفهان بين شهرستانهاي نجفاباد خميني شهر واقع شده است.




پارك ملي كلاه قاضي

پارك ملي كلاه قاضي در جنوب اصفهان و تقريباً در 36 كيلومتري اين شهر واقع است. جاده مهم اصفهان ـ شيراز از كناره شمالي و غربي اين پارك ميگذرد. در اين منطقه رشتهكوههايي به موازات هم وجود دارند كه جهت آنها شمال غربي و جنوب شرقي است. اين منطقه از جانب شرق تحت تأثير كوير و از غرب متأثر از رشتهكوههاي زاگرس است. ارتفاعات شمال غربي را شاهكوه مينامند، در جهت جنوب شرق دو رشته كوه موازي هم كشيده شدهاند در نقاط مختلف رشته شمالي شيدان يا ورپشت و قارنه را داريم و رشته جنوبي كلاه قاضي نام دارد. اين خود نام خود را از دو ارتفاع سنگي گرفته كه هر دو روي تختيهاي فوقاني اين كوه كه از دو طرف با شيبهاي تند سنگي به دشت ختم ميشود و به صورت دو برج سنگي بزرگ سر برافراشتهاند. آن كه بزرگتر است و 2534 متر ارتفاع دارد و از اصفهان و تمام جهات ديده ميشود و به كلاه بزرگ معروف است و ارتفاع كلاه كوچك 2331 متر است و فقط از سركوه ديده ميشود. ارتفاعات نامبرده و تمامي دشتهاي اطراف يكي از بهترين زيستگاههاي وحوش اين ناحيه از ايران است. وجود اكوسيستم خوب و زيستگاه قابل توجه باعث شده سازمان حفاظت محيط زيست اين منطقه را به نام پارك ملي كلاهقاضي قرق اعلام نمايد. پارك ملي كلاه قاضي بين 15، 32 و 31، 32 عرض شمالي از مدار استوا و 45،51 و 15،52 طول شرقي از نصفالنهار گرينويچ در 36 كيلومتري جنوب شهر اصفهان قرار گيرد. بعضي از پستانداران اين پارك به قرار ذيل ميباشند.

كل فرمانرواي صخرهها يا بز كوهي كه در كشور ما به حد وفور يافت ميشود. نر آنرا برخي (كل) ، بعضي (تكه) و پارهاي (پازن) مينامند اين حيوان از حس بويايي و بينايي قوي و خوبي بهرهمند است و در گلههاي سي تا چهل تايي در پارك ملي كلاه قاضي ديده ميشوند.

قوچ و ميش كه حيواناتي زيبا و پرابهتاند و پيشتر در تپهماهورها و در كنار صخرههاي پايين كوهستانهاي كلاهقاضي ديدهميشوند بسيار چابك و زرنگاندو از هوش و ديد كافي برخوردارند. قدرت بويايي آنها نيز به قدري قوي است كه از راه دور خطر را احساس ميكنند.

آهو يا غزال ايراني كه پستانداران زيبا، شكيل و ظريف است و در منطقه پارك ملي كلاهقاضي يافت ميشود. زيستگاه آهو دشتها يا تپهماهورهاي كم ارتفاع كوهپايههاي استپي است و در بعضي از نقاط كه دشتهايي با پوشش صحرايي و نيمهصحرايي دارند نيز يافت ميشود.

پلنگ: در درههاي پارك ملي كلاهقاضي ميتوانيم شاهد اين درندة فاخر و پرغرور باشيم، پلنگ ايران از بزرگترين و زيباترين پلنگهاي دنياست كه از كل و بز و قوچ و ميش پارك تغذيه ميكند و تعداد قابل توجهي از اين جانور در منطقه ديده ميشود و ساير پستانداران عبارتند از:

خرگوش وحشي، گرگ، كفتار، شغال، تشي، روباه، كاراكال، گربه شني.



پرندگان پارك ملي كلاهقاضي

مهرهداراني هستند كه بدنشان از پر پوشيده و دستها تبديل به بال و پاها براي نشستن و راه رفتن مساعد شده است، قدرت پرواز در پرندگان به آنها اين امكان را ميدهد كه مناطقي را براي زيست خود انتخاب كنند كه ساير حيوانات از دسترسي به آن عاجزند. اين مهرهداران جزيي از طبيعتاند كه با زيبايي قيافه، رنگ، آواز و حركات موزون و حساب شدة خود ذرهاي از وجود بيهمتاي خداوند را متجلي كردهاند. عدهاي از آنها در پارك ملي كلاه قاضي بومي و عدهاي ديگر مهاجرند. عمدهترين اين پرندگان: زاغي، غراب، كلاغ سياه، زاغي نوك سرخ، بالابان، شاهين، شاهبوف و گنجشك كويري.

خزندگان پارك ملي كلاهقاضي

افعي شاخدار ايراني، مار جعفري، سوسمار، مارمولك و بزمجه.

درختان و درختچههاي پارك ملي كلاهقاضي و ساير گياهان

بادام كوهي، انجير، بنه، بادامك، تتگرس، مرزه كوهي، مريم نخودي، گل گاوزبان، پياز كوهي، تخم شربتي، زردك بياباني، آلاشنگ، هميشه بهار، شوكران، آويشن، كتيرا پيچ. لاله زردكوهي، اروانه، گل ماهور، شنگ و شقايق . ضمناً در اين پارك چشم اندازهاي كوهستاني بسيار زيبا به چشم مي خورند و طلوع و غروب خورشيد از نوك كلاه بزرگ هنگام صبح و شامگاه بسيار ديدني و جالب است و كوههاي مهم اين پارك عبارتند از نوك كوه كلاه قاضي ( بزرگ)، كوه كلاه كوچك، كوه قارنه، كوه لجنابه، ميان كوه، كوسه برج، كوه شيدان، كوه شتر خواب.

منبع:

اداره کل محیط زیست اصفهان

+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم اردیبهشت 1388ساعت   توسط معینی  | 

کوه قاف منتشر کرد

گفتگو با حسين قرباني نخستين مربي زنده ياد اوراز

حسين قرباني

پرداختن به هیمالیا نوردی برای خود دنیائی است متفاوت با دنیای عادی وحتی پذیرفتن واقعیت ها برای یک فرد معمولی غیر قابل تصوراست چطور ممکن است كسي از نعمات زندگی روزمره چشم پوشی کرده و یار و یاور یخ وسنگ، طوفان وکولاک، سرما وبی خوابی، گرسنگی وتشنگی، بهمن های مخوف و زندگی داخل چادر تنگ و هزاران سختی شود و جالب آنکه آنها را نیز دوست داشته باشد!

ادامه مطلب

+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم دی 1387ساعت   توسط معینی  | 




تیم کوهنوردی  پارسیان  با همکاری هیئت کوهنوردی شاهین شهر  اقدام به برگزاری یک صعود منحصر به فرد به قله کرکس نمود. هدف از برگزاری این برنامه کمک و پشتیبانی پارسیان و هیئت کوهنوردی به یک فرد معلول جسمی بود که طی یک تصمیم باور نکردنی،  با این وضعیت جسمانی و در شرایطی که از نعمت هر دو پا محروم میباشد و در شرایطی که حتی در دست خود عصا نمیتوانست ببیند و به ناچار با دستهای خود حرکت میکرد تصمیم به صعود قله 3960 متری کرکس گرفت .



روح الله علیزاده
روح الله علیزاده در تاریخ 10/10/1359در روستای زرمیتان از توابع شهرستان شهر کرد متولد گردید و متاسفانه در سنین خردسالی به دلیل نداشتن امکانات کافی به بیماری فلج اطفال مبتلا شد و از نعمت هر دو پا کاملا محروم گردید...

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم آذر 1387ساعت   توسط معینی  | 

هدف از ایجاد ویکی پاکوب فراهم آوردن امکانی است تا کوهنوردان و علاقه‌مندان به کوه و طبیعت و کوهنوردی دغدغه‌های خود را بیان کنند و اطلاعات و پیشنهادها و انتقادهای خود را ابراز کنند. یکی از امکاناتی که سعی کرده‌ایم در این سایت به صورت جدی به آن بپردازیم جمع‌آوری و ذخیرهٔ گزارش‌های کوهنوردی و یا طبیعت‌گردی وكودكان و سنگنوردي به اشتراک گذاردن آن‌هاست. از دوستان می خواهیم تا گزارش‌ها، عکس‌ها و مسیرهای ثبت شده با جی‌پی‌اس خود را به سایت ارسال کنند تا علاقمندان بتوانند یک منبع قابل اعتماد برای دریافت این اطلاعات به صورت طبقه بندی شده در اختیار داشته باشند. در اینجا همچنین امکان بحث و تبادل نظر در مورد مسایل مهم حوزهٔ کوهنوردی فراهم آمده است.

شاید برای اولین بار است که به رسم ویکی‌پدیا در این سایت یعنی ویکی‌پاکوب همه چیز بر اساس آزادی فکر و اندیشه و نظر در حوزه کوهنوردی و طبیعت پیش می‌رود.

شما یک ویرایش‌کنندهٔ ویکی‌پاکوب هستید! ویکی‌پاکوب سردبیر ندارد، و بین ویرایشگرهای آن هم رابطهٔ بالا به پایین وجود ندارد. بنابر این، ویرایشگران ویکی‌پاکوب با ویرایش و اصلاح ظاهر و محتوای مقالات ویکی‌پاکوب سیاست‌های آن را اجرا می‌کنند. مشارکت‌کنندگان ویکی‌پاکوب ، هم نویسنده و هم ویراستار مقالات هستند.

بنا بر این، ویرایشگران ویکی‌پاکوب ، چه از طریق اصلاح مقالات، و چه از طریق مشارکت در بحث‌ها و غیره، باعث اجرایی شدن سیاست‌های ویکی‌پاکوب می‌شوند. برخی روش ‌ها از جمله در برخورد با آنچه که میتوان آن را خرابکاری نامید ، توسط مدیران ویکی‌پاکوب اجرا می‌شوند. هم‌چنین برخی از امکانات نرم‌افزاری که سوء استفاده از آن‌ها می‌تواند ویکی‌پاکوب را در معرض خرابکاری‌های جدی قرار دهد، فقط توسط مدیران قابل استفاده است، مانند حذف صفحات یا قفل کردن آن‌ها.

عباس ثابتیان  مدیر سایت ویکی پاکوب

+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم آبان 1387ساعت   توسط معینی  | 

رديف

نام برنامه

نوع برنامه

تاريخ

مدت

توضيحات

1

همايش كوهستان پاك (صفه)

گردهمایی 

5 مهر 1387

نیم روز

 -----

2

غار كلهرود

غارنوردی 

۱۹مهر 1387

يك روز

همراه داشتن کارت بیمه ورزشی الزامیست

3

شنلي

صعود به قله

26 مهر 1387

يك روز

همراه داشتن کارت بیمه ورزشی الزامیست

 

4

كوير مصر

 پیمایشی

3 و 4 آبان 1387

دو روز

 -----

5

شاهكوه به آبنيل

صعود خط­ الراسی

10 آبان 1387

يك روز

 

همراه داشتن کارت بیمه ورزشی الزامیست

6

همايش پنجمين سال تاسيس

 گرهمایی

17 آبان 1387

نیم روز 

 -----

7

كركس(مسیر اوره)

صعود به قله 

24 آبان 1387

۲۴ ساعت

همراه داشتن کارت بیمه ورزشی الزامیست

 

8

غار كهك

غارنوردی 

1 آذر 1387

۲۴ ساعت

 

همراه داشتن کارت بیمه ورزشی الزامیست

9

بازديد ازمناطق ديدني كاشان

 کوهگشت

8 آذر 1387

يك روز

 -----

10

سبز كوه

صعودبه قله 

15 آذر 1387

يك روز

همراه داشتن کارت بیمه ورزشی الزامیست

 

11

تفتان

صعودبه قله 

19 تا 22 آذر 1387

4 روز

همراه داشتن کارت بیمه ورزشی الزامیست

 

12

هزار

 صعود به قله

27 تا 29 آذر 1387

3 روز

 

همراه داشتن کارت بیمه ورزشی الزامیست

 

سرپرست هر برنامه درجلسه گروه وبا ابلاغ حکم سرپرستی مشخص خواهد شد

جلسات: اصفهان خ حکیم نظامی روبروی خاقانی دانشگاه هنر.   یکشنبه ها ساعت 19

                        آدرس مکاتباتی : اصفهان- صندوق پستی81395445  

 تلفن: 09133113482

+ نوشته شده در  جمعه پنجم مهر 1387ساعت   توسط معینی  | 

چهارم مهرماه هر سال را به نام کوهستان پاک نام گذاری کرده اند. در نزدیکترین جمعه به این روز کوهنوردان به کوهستانهای محل زندگی خود رفته و به پاکسازی آن می پردازند. کوهنوردان اصفهان روز جمعه ۵ مهرماه ۱۳۸۷ را همانند سال های گذشته به کوه صفه خواهند رفت تا در حد توان خود بتوانند زباله های ریخته شده به دست کوه دوستان را از این کوه زیبا پاک کنند.

امیدواریم امسال هم همانند سال گذشته کوهنوردان از این برنامه استقبال کنند

صفه در شب

اين عكس متعلق به وبلاگ عابر پياده مي باشد

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم شهریور 1387ساعت   توسط معینی  | 



سبلان با ارتفاع 4811  متر از سطح آبهای آزاد دنیا سومین قله بلند ایران پس از دماوند و علم کوه است . این کوه زیبا در استان اردبیل و در نزدیکی مشکین شهر واقع شده و از آن به عنوان یک نماد مقدس برای مردم آذری زبان خطه اردبیل یاد می شود . صعود به سبلان یا به اصطلاح محلی ساوالان از مسیرهای متفاوتی امکان پذیر است که از آن نمونه می توان به مسیر شرقی یا حسینیه ، مسیر غربی و یخچال شمالی سبلان اشاره نمود . که هرکدام دارای نشانه های خاصی است. اگر چه قرار بود ما از مسیر غربی به سمت قله برویم اما با توجه به عدم صعود اکثر نفرات به سبلان تصمیم بر صعود از مسیر شرقی گرفتیم.
در اطراف سبلان که بلندترین قله منطقه است قلل بالای 4000 متر زیادی وجود دارد که هر کدام دارای ارزش صعودی خاصی است. و از آن نمونه می توان به قلل کسره داغ ، هرم داغ و قوشا اشاره نمود.

سه شنبه 14/03/1387

طبق برنامه ریزی های انجام شده و منظور نمودن برنامه صعود به قله سبلان در جدول زمانبندی گروه ساعت 18 روز سه شنبه اصفهان را به مقصد اردبیل ترک نمودیم . پس از عبور از شهرهای مختلف در مسیر از جمله ساوه ، قزوین، رشت و آستارا و عبور از منطقه زیبای گردنه حیران سرانجام به اردبیل رسیدیم. اگرچه قرار بود صبح روز 4شنبه اردبیل میزبان ما شود اما با توجه به ترافیک سنگین جاده در میان شهر های قزوین و رشت و ماندگاری 9 ساعته ما در راه، در ساعت 19 روز 15/03/1387 در حالی به ترمینال اردبیل می رسیم که تمام برنامه ریزی هایمان به خاطر تأخیر در رسیدن با مشکل مواجه شده است .


پس از استراحتی مختصر از ترمینال اردبیل با دو دستگاه ماشین به سمت شابیل حرکت می کنیم ساعت 21:30 به آبدرمانی شابیل که مملؤ از جمعیت است می رسیم در کنار منطقه در محلی صاف اما نه چندان آرام چادرهای خود را برپا می کنیم پس از صرف شام و انجام فریضه نماز به بررسی چگونگی صعود فردا می پردازیم . و تصمیم بر این می گیریم که ساعت 4:30 صبح فردا از خواب بیدار شویم و پس از جمع آوری وسایل به سمت پناهگاه حرکت کنیم .

پنجشنبه 16/03/1387

ساعت 4:30 بیدار باش اعضا بود و همه با انرژی خاصی شروع به جمع کردن وسایل کردند حدود یک ساعت زمان صرف شد تا نماز بخوانیم و اعضا وسایل شب مانی را جمع آوری نمایند و آماده حرکت شوند. اگر چه قرار بود مسیر زیبای شابیل تا پناهگاه را پیاده طی کنیم اما با توجه به کم تجربه بودن اکثر نفرات تیم و داشتن کوله پشتی های سنگین تصمیم گرفتیم این مسیر را با لندرور هایی که در منطقه بود طی نماییم تا خستگی مفرط مانع از ادامه صعود ما نشود. ساعت 7:15 به پناهگاه بزرگ و زیبای شماشرقی سبلان می رسیم این پناهگاه در فصل تابستان دارای امکانات آب ، بوفه ، انبار، دستشویی و اتاقهای اختصاصی جهت شب مانی است . و چون هنوز ما وارد فصل تابستان نشده ایم از این امکانات محرومیم .
چادری برپا می کنیم کوله پشتی های سبکتر مان را می بندیم و وسایل اضافی را در چادر می گذاریم و رأس ساعت 8 صبح گروه 7 نفره ما با نام و یاد خداوند منان و استعانت از درگاه لایزال او و در قالب صفی منظم به سمت قله حرکت می کند.


نسیم صبحگاهی منطقه آنچنان روح افزاست که خود، ما را وادار به رفتن می کند. پس از حدود 45 دقیقه از حرکت به سر یال ابتدایی می رسیم و از بالادست شاهد زیبایی های وصف ناپذیر منطقه می شویم . از اینجا به بعد مسیر دارای برف است و بایستی از آنها به صورت تراورس عبور کنیم. در راه گروههای زیادی وجود دارد که باعث شلوغی بیش از حد منطقه می شوند. گروه آهسته اما پیوسته در حرکت است. و هوا علی رغم وجود برف در منطقه رو به گرمی می رود . پس از حدود 5/1 ساعت کوهپیمایی از ارتفاع 4000 متر عبور می کنیم و با توجه به تغییرات بوجود آمده در سیستم بدن تا هم هوا شدن با این ارتفاع خستگی بیش از پیش بر ما غلبه می کند. 30 دقیقه استراحت ، فرصت خوبی برای تجدید قوا و عادت کردن به شرایط مذکور است. ساعت 11 صبح در ارتفاع 4200 متری در حالی که منطقه پوشیده از مه است آرام و بی صدا با گامهایی استوار و انگیزه ای مضاعف در حال صعود هستیم اگر چه استراحتهای میان راه از لحاظ تعداد افزایش یافته اما مدت زمان آن کوتاه است . باد نسبتاً تندی در منطقه می وزد و ما را به پوشیدن لباسهای مخصوص وادار می کند . ساعت 12:30 به پایین آخرین شیب در منطقه می رسیم که نهایتاً ما را به سنگ محراب (از جمله مشخصه های بارز سبلان) می رساند. اگرچه آخرین شیب است اما خستگی 5/4 ساعت کوهنوردی در آن ارتفاع از توان ما کاسته است و مسیری که کاملاً پوشیده از برف است را آرام آرام می پیماییم . ساعت 13:30 به کنار سنگ محراب و در پایین قله محراب می رسیم . استراحت می کنیم و در هوایی صاف اما نسبتاً سرد به مسیر خود که از بالای یخچال عظیم سبلان می گذرد ادامه می دهیم ساعت 14 روز 16 خردادماه 87 برای ما لحظه ای به یاد ماندنی است دیدن دریاچه زیبای سبلان اگرچه یخ زده است خستگی راه از تن ما بیرون می کند و ما محو تماشای عظمت بیکران خداوند در آیتی دیگر هستیم . خدا را سپاس می گوییم ، به یکدیگر تبریک می گوییم ، در کنار پرچم نارنجی رنگ گروه عکس یادگاری می گیریم و پس از استراحتی کوتاه با توجه به نداشتن زمان کافی به سمت پناهگاه باز می گردیم . مسیر بازگشت ما از همان مسیر بالا آمدن است مسیری که حدود 6 ساعت پیموده ایم را 4 ساعته باز می گردیم ساعت 18:30 به پناهگاه سبلان می رسیم انجام فریضه نماز ، صرف ناهار و بستن کوله پشتی ها جهت پایین رفتن از جمله کارهایی است که در طول مدت استراحت در کنار پناهگاه انجام میدهیم . مدتی را منتظر می مانیم تا ماشین جهت پایین رفتن به پناهگاه برسد . ساعت 20 پناهگاه شلوغ شمالشرقی را به مقصد شابیل ترک می کنیم . شب را در کنار آبدرمانی شابیل سپری می کنیم .

جمعه 17/03/1387

آبدرمانی شابیل راه خوبی برای رفع خستگی است . برای همین ساعتی از صبح را در استخر آبگرم می گذرانیم و درساعت 10:30 با شابیل مبدأ صعود خود خداحافظی می کنیم . مسیر برگشت ما تا اردبیل اگرچه از جاده ای خاکی است اما آنقدر زیبا و دوست داشتنی است که چشم هر بیننده ای را خیره می کند. ساعت 14 از ترمینال اردبیل به سمت اصفهان حرکت می کنیم و خرسند از بدست آوردن تجربه ای جدید از لذتهای صعود سخن می گوییم. ساعت 7 صبح 18/03/1387ترمینال کاوه اصفهان میزبان گروه ما می شود ضمن طلب حلالیت از یکدیگر خدا را سپاس می گوییم به خاطر همه آنچه که به ما عنایت کرده و ما را جزو مردمانی قرار داده که بتوانیم به واسطه دیدن نشانه های بیشتر شکرش را بیشتر به جای آوریم.


 
+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم تیر 1387ساعت   توسط معینی  | 

سرود کوهستان                                                                       

نیم روز گذشته حاجیه کیمیا مادر بزرگوار، صبور و زجرکشیده ی شادروان « محمد اوراز » به دیدار فرزند شتافت !

 این بانوی بزرگوار بس از ۷۴ بهار رخ در نقاب خاک کشید و به سوی حق شتافت. وی پس از مرگ محمد به سختی بار فراق او را بر جان کشید و هر بار که به دیدار او می رفتیم چشمان نگران او گویی به دنبال سرو رشیدش آن سوی ها را می کاوید ...!

... اینک حاج احمد در فراق این بانوی بزرگوار و صبور به تنهایی بر مزار سرو رشید اشک خواهد ریخت !

 

برای روح آن مادر گرامی آرامش و برای عزیزانش صبر آرزو داریم.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم فروردین 1387ساعت   توسط معینی  | 

صعود به قله

                     کَرگِز

 

واقع در منطقه کامو در راه اصفهان- دلیجان در تاریخ ۳۰/۱/۸۷ به مدت یک روز

سرپرست برنامه: علیرضا سید فروتن

شماره تماس برای ثبت نام: ۰۹۱۳۳۱۱۳۴۸۲

مهلت ثبت نام: تا ساعت ۱۶ چهارشنبه ۲۸ فروردین ۱۳۸۷

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم فروردین 1387ساعت   توسط معینی  | 

آنالوجه با ارتفاع تقریبی 4100 متر از سطح آبهای آزاد دنیا دومین قله بلند منطقه بعد از دالانکوه است . شکل مخروطی آنالوجه و شباهت زیاد آن به بام ایران باعث شده که از آن به عنوان دماوند اصفهان یاد شود. به خاطر قرار گیری آنالوجه در منطقه سردسیر فریدن این کوه دارای زمستانی سخت ، پر برف و طاقت فرساست . جهت صعود به قله آنالوجه دو مسیر نسبتاً عمومی وجود دارد که اولی از روستایی به نام دامنه شروع می شود و دومی از روستایی به نام آنالوجه.

پنچ شنبه 13/10/1386

پس از انجام برنامه ریزیهای مختلف و منظور نمودن برنامه آنالوجه در جدول زمانبندی زمستانی گروه که قرار بود به میزبانی هیأت کوهنوردی نجف آباد و با صعود کوهنوردان تمامی استان انجام پذیرد نهایتاً در ساعت 14:45 روز پنج شنبه با یاد و نام خداوند باریتعالی از سمت اصفهان به سمت آنالوجه حرکت خود را آغاز کردیم . پس از عبور از شهرهای نجف آباد ، تیران و داران سرانجام در ساعت 17:45 به روستای آنالوجه رسیدیم طبق هماهنگی های به عمل آمده توسط هیأت نجف آباد قرار بر این شد تا برای استراحت شبانه و انجام برنامه های همایش کوهنوردان استان شب را در حسینیه آنالوجه با ظرفیت حدود 400 نفر سپری کنیم . پس از انجام مقدمات اولیه اسکان و جا گیری گروههای مختلف در حسینیه از طرف سرپرست برنامه ساعت 20:30 جهت شروع برنامه همایش اعلام شد . چگونگی نحوه صعود ، زمانبندی صعود ، تعیین مسئولیتها در صعود ، سخنرانی ، اجرای برنامه طنز و تجلیل از پیشکسوتان از جمله مواردی بود که در برنامه 5/1 ساعته هیأت نجف آباد گنجانده شده بود. ساعت 22:45 ساعت خاموشی و استراحت شبانه بود.

 

جمعه 14/10/1386

ساعت 5 صبح تمامی کوهنوردان از خواب برخاسته تا به انجام کارهای قبل صعود که قرار بود ساعت 6 آغاز شود بپردازند صرف صبحانه ، بستن کوله پشتی قله و انجام فریضه نماز کارهای قبل از صعود هر کوهنورد بود . ساعت 6:10 آخرین نفرات صعود کننده از حسینیه خارج شده تا به خیل کوهنوردان در مسیر صعود بپیوندند . پس از تجمع تیم ، شمارش آغاز می شود و حاکی از آن است که از جمع 180 نفره کوهنوردان 170 نفر در صعود شرکت کرده اند که در این میان گروه ما سهمی 6 نفره را به خود اختصاص می داد .

پس از عبور از میان ده و رسیدن به دامنه کوه صعود خود را در پناه لطف بیکران حضرت حق در ساعت 6:30 آغاز می کنیم . مسیر با شیب نسبتاً تندی آغاز می شود  و وارد دره ای میگردد که ما را به سمت غرب راهنمایی می کند . در میان پیچ و خم دره آهسته و پیوسته به صعود می پردازیم کلیه نفرات در قالب یک صف منظم در حال صعود هستند ، هوا نسبتاً سرد است و به خاطر حرکت در میان دره از نعمت گرمای آفتابی که حدود نیم ساعت از تابش آن می گذشت محرومیم.

پس از عبور از شیب و دره مذکور سرانجام در ساعت 8:15 به دشت معروف آنالوجه که پوشیده از برف بود رسیدیم هوا صاف و عاری از هر گونه تنش بود استراحتی 5 دقیقه ای باعث می شد که نفرات بتوانند به بازیابی توان پرداخته و به صعود ادامه دهند. مسیر دشت سفید پوش را با چند استراحت کوتاه مدت در 5/2 ساعت می پیماییم و با حرکت به سمت شمال به طرف یال صخره ای قبل از قله رهسپار می شویم ساعت حدود 11 است که تعدادی از نفرات از طی ادامه مسیر انصراف داده و با هماهنگی به پایین باز میگردنند .

گروه 120 نفره باقیمانده به ادامه دادن مسیر پرداخته و از روی یال مذکور رهسپار قله می شوند اگر چه تیم صعود کننده در این مکان گاهگاهی از هم گسسته می شود اما دست به سنگ شدن نفرات در بعضی مکانها و گذر زمان باعث می گردد تا تیم شالوده اصلی خود را پیدا کند.

ساعت 12:45 است در 50 متری انتهای منطقه صعود هستیم خبری ناگهانی تمامی نفرات را به خود متوجه می سازد ، یخ زدگی مسیر بر روی سنگهای شیبدار نزدیک قله مانع از ادامه پیشروی ما به سمت قله می شود . از آنجا که بایستی سلامتی تیم در رأس امور قرار گیرد و نفرات هر تیم بایستی در هر برنامه تابع مطلق سرپرست برنامه باشند لذا کلیه نفرات بنا به صلاحدید سرپرست برنامه و مسئول کمیته فنی در ساعت 13 به سمت پایین باز می گردنند هوا رو به سردی می رود و ابرهای تیره منطقه را می پوشانند و ما در حال فرود از همان مسیری هستیم که به سمت بالا حرکت کرده ایم .

ساعت 16:30 دقیقه حسینیه آنالوجه دوباره میزبان گروههای مختلف می گردد . قرار است ساعت 18 آنالوجه را به قصد اصفهان ترک نماییم در این فاصله نماز خواندن ،  صرف نهار و بستن مجدد کوله پشتی ها بهترین کاری است که می توان انجام داد.

ساعت 20:30 است که وارد شهر سلمان محمدی ، اصفهان می شویم .

خدا را به خاطر تمامی نعمتهایش سپاس می گوییم و سرخوشیم از آنکه باز به ما توان داد تا پای بر دامان کوه نهیم و بر بلندای آن شکرش را به جای آوریم ، کوله باری از تجربه را نصیب ما کرد و ما را در پناه خود محفوظ نگاهداشت تا همه در صحت و سلامت کامل به آغوش گرم خانواده باز گردیم و به فکر صعود های آتی باشیم.

 

به امید روزهای سلامتی و پیروزی

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم اسفند 1386ساعت   توسط معینی  | 

در شامگاه ۲۵ شهریور سال ۱۳۴۸ در شهرستان نقده به دنیا آمد. هنگام تولد وی حاج احمد اوراز دوران حبس را در زندان فلک الا فلاک سپری می‌نمود و این آغاز توأمان با درد و رنج دوری از پدر، سرآغاز زندگی بزرگ مرد تاریخ کوهنوردی ایران زمین را رقم زد.

محمد اولین سالهای زندگی را به سبب مشکلات ناشی از دستگیری پدر و سپس تبعید وی به شهرستان کاشمر به دور از زادگاه و در نهایت ناملایمات روزگار به همراه خانواده در آن شهرستان سپری نمود و بعد از سه سال به شهرستان نقده بازگشت.

سال ۱۳۵۵ مصادف بود با شروع دوران تحصیل محمد و او دوران ابتدایی و راهنمایی و دبیرستان را با در شهرستان نقده به اتمام رساند و در سالتحصیلی ۶۵ـ۶۶ موفق به أخذ مدرک دیپلم در رشته اقتصاد وعلوم اجتماعی شد. از سال ۱۳۶۷ الی ۱۳۶۹ وارد دوران خدمت سربازی شد و پس از پایان دوران خدمت سربازی در سال ۱۳۷۳ در رشته کارشناسی تربیت بدنی دانشگاه ارومیه پذیرفته شد و در سال ۱۳۷۹ از این دانشگاه فارغالتحصیل شد (با وجود وقفهٔ بسیار به سبب شرکت در اردوهای تیم ملی).

سال ۱۳۶۷ در اولین تجربهٔ پیش از ورود به دنیای حرفه‌ای کوهنوردی گروه قندیل را بنا نهاد و بعد از آن فعالیتهای خویش را در گروه کوهنوردی سامرند شهرستان نقده ادامه داد تا بالاخره در سال ۱۳۷۳ به همراه جمعی از دوستان پیشکسوت این رشته در سطح شهرستان گروه کانون کوهنوردان نقده را تأسیس کرد و آغاز فعالیتهای این گروه را میتوان سر آغاز ورود محمد به دوران زندگی حرفه‌ای در رشتهٔ کوهنوردی قلمداد نمود.سال ۱۳۷۶برای اولین بار پس از فراخوان فدراسیون کوهنوردی در اردوهای آماده سازی تیم ملی جهت اعزام به قلل گاشربروم دو و راکاپوشی در کشور پاکستان شرکت نمود و با نشان دادن توانمندیهای لازم موفق به عضویت در تیم اعزامی به قله راکاپوشی با ارتفاع ۷۷۸۸ گشت. ودر همان سال به اتفاق ۶ نفر از دوستان و اعضاءتیم موفق به صعوداین قله شد و اولین تجربهٔ هیمالیا نوردیش را با موفقیت پشت سر نهاد. سال ۱۳۷۷ را میتوان نقطه عطف تاریخ زندگی محمد اوراز دانست در این سال وی به همراه سه نفر از اعضاء تیم ملی کوهنوردی ایران توانست به قله اورست بلند ترین قله جهان صعود نماید. به این ترتیب وی به عنوان اولین صعود کننده ایرانی قله اورست شناخته شد. بعد از صعود به قله اورست هر روز برگ زرین دیگری بر افتخارات این قهرمان نامی اضافه شد و هر قدمی را که پشت سر می‌نهاد پله‌ای بود در جهت رشد و تعالی وآشکار شدن هر چه بیشتر توانمندیهای ذاتی بزرگمرد کوهنوردی ایران زمین و به طبع آن در جهت رشد و تعالی ایران عزیز.

و بالاخره در سال ۱۳۸۲، هنگام صعود به قله گاشبروم ۱ در پاکستان، محمد اوراز به همراه مقبل هنر پژوه بر اثر سقوط بهمن سقوط می‌کنند مقبل هنر پژوه سالم ماند ولی محمد اوراز پس از انتقال به بیمارستان شفا در اسلام آباد پاکستان در گذشت.

 مدارک کسب شده و قلل فتح شده

  • دوران تحصیل راهنمایی در مدرسه سید قطب و شهید محمد رئوف وقاضی محمد.
  • دیپلم رشته اقتصاد اجتماعی فارغ التحصیل خرداد ۱۳۶۶
  • سال ۱۳۷۹ أخذ گواهینامه رشته کارشناسی تربیت بدنی محض (دانشگاه ادبیات و علوم انسانی دانشگاه ارومیه)
  • سال ۱۳۷۶ کسب مقام اول آسیا در صعود به قله راکاپوشی
  • فتح قله اورست در سال ۱۳۷۷ (مقام طلای جهان)ارتفاع ۸۸۷۸متر
  • سال ۱۳۷۹ أخذ گواهینامه دوره مربیگری درجه ۲ یخ و برف
  • سال ۱۳۷۸ کسب مقام اول جهانی در رشته کوهنوردی
  • سال ۱۳۷۸ صعود به قله چوایو (ارتفاع ۸۲۰۱متر ـ مدال نقره جهان)
  • کسب مربیگری درجه ۱ سال ۱۳۷۸
  • فتح قله شیشاپانگما به ارتفاع ۸۰۱۲ متر سال ۱۳۷۸
  • کسب دو دیپلم از فرانسه (جولا و آگوست ۱۹۹۹)
  • فتح قله ماکالو به سال ۱۳۸۰ بدون ماسک اکسیژن مقام طلای جهان
  • سال ۱۳۸۱ فتح قله لوتسه بدون استفاده از ماسک اکسیژن به ارتفاع ۸۵۱۶ متر (مدال طلای جهان)
  • سپتامبر ۲۰۰۱ صعود به قله آرارات در معیت تیم پیشکسوتان
  • سال ۱۳۸۱ انتخاب به سمت امور اجرایی فدراسیون کوهنوردی
  • سال ۱۳۸۲ أخذ گواهینامه مربیگری درجه ۲ سنگنوردی
  • صعود به قله گاشربروم یک تا ارتفاع ۷۹۰۰ متر مقام طلای آسیا
  • مرد سال کوهنوردی در سال‌های ۷۸-۷۹-۸۰
  • مربیگری تیم‌های ملی جوانان و بزرگسالان
  • دارنده اولین مدال طلای تاریخ ورزش آذربایجان غربی
  • فتح قله مون بلان بلندترین قله رشته کوه آلپ در سال ۱۳۷۸

منبع:

ویکی پدیا فارسی

+ نوشته شده در  سه شنبه دوم بهمن 1386ساعت   توسط معینی  | 

رديف

تاريخ

نوع برنامه

نام برنامه

مدت

توضيحات

1

07/10/86

آموزشي

دالانكوه

يكروز

حضور اعضا الزاميست

2

13/10/86

صعود به قله

آنالوجه

دو روز

به ميزباني هيأت نجف آباد

3

21/10/86

كوهپيمايي

ابيانه

يكروز

-----

4

05/11/86

كوهگشت

چلگرد

يكروز

-----

5

22/11/86

صعود به قله

كركس

دو روز

صعود سراسري

6

03/12/86

كوهگشت

آبگرم محلات

يكروز

-----

7

09/12/86

صعود به قله

توچال

دو روز

-----

8

17/12/86

غارنوردي

خواصه تراش

24 ساعت

شب ماني در غار

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

سرپرست هر برنامه در جلسه گروه و با ابلاغ حكم سرپرستي مشخص خواهد شد

تلفن: ۰۹۱۳۲۲۵۴۴۵۷ ابراهيم معيني

آدرس مكاتباتي:

اصفهان- صندوق پستي: 445/81395

جلسات: اصفهان-خيابان حكيم نظامي روبروي خيابان خاقاني دانشگاه هنر. يكشنبه ها ساعت 19

+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم دی 1386ساعت   توسط معینی  | 

 

سرپرست برنامه: مهدی صدقی پور

تهیه کننده گزارش: علیرضا سید فروتن

الوند با ارتفاع 3450 متر بلندترین قله منطقه همدان است و از جمله کوه هایی است که به دلیل وجود در منطقه سردسیر همدان دارای زمستانی سرد و طاقت فرساست. البته بایستی دانست که زمستان الوند از اواخر ماه آبان آغاز شده و تا اواخر فروردین ماه ادامه می یابد. به دلیل نزدیک بودن الوند به شهر همدان و همچنین وجود جاذبه گردشگری گنج نامه در دامنه این کوه زیبا همه هفته خیل مشتاقان طبیعت و کوهنوردی به سمت منطقه رهسپار می شوند و به صعود الوند و بازدید از مناطق دیدنی اطراف آن می پردازند.

از جمله مواردی که در مورد الوند و اهمیت آن در صعود می توان اشاره کرد این است که این کوه منطقه ایست برای اجرای برنامه های تمرینی فدراسیون کوهنوردی و همچنین تیمهای آزادی که قصد صعود به قلل خارج از کشور به خصوص کوه های منطقه هیمالیا را دارند.

پنج شنبه 01/09/1386

طبق قرار از پیش تعیین شده ساعت 16از ابتدای خیابان امام خمینی (ره) حرکت خود را با نام و یاد پروردگار باریتعالی و در پناه مهربانیهایش به سمت همدان آغاز نمودیم. پس از عبور از شهرهای مورچه خورت، میمه، سلفچگان و نهایتا ساوه در ساعت 20:15 به شهر اراک رسیدیم مردم اراک بسیار خونگرم و مهمان نواز هستند. بنا به صلاحدید سرپرست برنامه قرار شد که اعضا به استراحتی 1 ساعته پرداخته و پس انجام فریضه نماز و صرف شام به سمت همدان حرکت کنیم. پس از خروج از شهر اراک در ساعت 21:30 و عبور از شهر های تویسرکان و ملایر در ساعت 00:30 بامداد روز جمعه به شهر زیبا و نه چندان خلوت همدان رسیدیم.

جمعه 02/09/1386

پس از استراحت شبانه در چادرهای برپا شده توسط اعضا در کنار مسیری که به گنج نامه ختم می شد در ساعت 5 همه اعضا از خواب بیدار شده و به جمع کردن وسایل خود جهت صعود به الوند می پردازند. جمع کردن چادرها، بستن کوله پشتی های صعود و پاکسازی منطقه شب مانی از جمله کارهایی است که اعضا در طول زمان تعیین شده به آن می پردازند.

ساعت 6:30 با نام خالق هستی پای در دامان کوه می گذاریم و صعود خود را در قالب یک صف منظم آغاز می کنیم. از آنجایی که تقسیم انرژی برای تمامی مراحل صعود بایستی به طور منظم انجام پذیرد لذا با گامهایی آهسته و پیوسته در شیب ابتدای مسیر راه را به سمت پناهگاه پیش می گیریم. شمارش اعضا حکایت از 10 نفر بودن گروه ما دارد. کوهنوردان زیادی در منطقه کوله بار بر دوش در حال صعود به سمت پناهگاه هستند پیر و جوان، زن و مرد.

پس از عبور از 2 شیب نسبتا تند بر سر یالی می رسیم که از آنجا شهر همدان به خوبی نمایان است و پناهگاه میشان 1 نیز در سمت جنوب غربی خودنمایی می کند مسیر مملو از جمعیت است در نزدیکی های پناهگاه مسیر دارای یخ زدگی نسبتا کمی است که نشان از سفید پوش بودن بقیه مسیر است ساعت 8 است که پناهگاه میشان 1 میزبان گروه 10 نفره ما می شود. حدود 45 دقیقه در پناهگاه استراحت می کنیم و پس از صرف صبحانه ضمن خارج شدن از پناهگاه به راه خود به سمت قله ادامه می دهیم. به فاصله 10 دقیقه از پناهگاه میشان 1 به میشان 2 می رسیم که از لحاظ وسعت و امکانات از میشان 1 در رده پایین تری قرار دارد. دشت میشان منطقه ای است گسترده که دور تا دور پناهگاه میشان 2 را احاطه کرده و زیبایی خاصی با سفید پوش شدنش به منطقه می دهد.

از اینجای مسیر جمعیت به طور قابل ملاحظه ای کاهش می یابد و تنها کسانی که قصد صعود به قله را دارند از این منطقه به بعد صعود می کنند.

شیب سفید پوشی را که به تخت نادر منتهی می شود در حدود 30 دقیقه می پیماییم از اینجا قله عقابی شکل الوند به خوبی نمایان است اما باد فراوان منطقه و وجود ابرهای تیره و کولاکی نسبتا تند مانع از دیدن قله در بعضی مواقع می شود.

پس از رسیدن به تخت نادر و استراحتی 15 دقیقه ای راه را به سمت جنوب پیش می گیریم و در شیبی نسبتا تند از میان برف و سنگ با برف کوبی به سمت قله ای که هنوز در میان کولاک پنهان است پیش می رویم.

جذابیتهای منطقه به حدی زیاد است که چشم هر انسانی را خیره می کند. نقابهای برفی کوچک و بزرگ بر روی سنگهای سیه فام الوند ما را مبهوت قدرت لایزال باریتعالی می کند. چه زیباست آنگاه که از میان این همه زیبایی به صعود می پردازیم و در ساعت 11:25 بر فراز قله 3450 متری الوند شکر خدای را به جای می آوریم، ندای پیروزی سر می دهیم، عکس یادگاری می گیریم و از همان مسیر به سمت پایین باز می گردیم.

ساعت 13:30 در پناهگاه میشان 1 خسته، اما خوشحال از صعودی موفق به صرف ناهار می پردازیم. ساعت 14:45 از همان مسیر صعود به پایین باز می گردیم در ساعت 15:15 در کنار گنج نامه جای تمامی اعضا را خالی کرده و عکس یادگاری می گیریم. در ساعت 16:30 پس از انجام فریضه نماز، استراحت و جمع کردن وسایل سوار بر وسیله نقلیه به سمت اصفهان حرکت می کنیم. شام روز جمعه را در اراک صرف می کنیم.

ساعت 00:30 بامداد روز شنبه است که شهر سلمان محمدی یعنی اصفهان بار دیگر ما را به آغوش گرم خود می پذیرد و این مهم است که ما باز با کوله باری از تجربه های گوناگون به شهر و دیار خود بازگشته ایم و همه در صحت و سلامت کامل به سر می بریم اما یادمان هست که تمامی اینها را مدیون لطف یزدان پاک هستیم. خدایا تو را به خاطر تمام نعمتهایت سپاس./

به امید روزهای سلامتی و پیروزی

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم آذر 1386ساعت   توسط معینی  | 

                                                          کلاه قاضی در google earth 

 

پارک ملی کلاه قاضی

 

زیستگاه حیات وحش کلاه قاضی با وسعت 50000 هکتار، در جنوب شرقی اصفهان قرار گرفته و دارای پوشش گیاهی شامل: انواع گندم یان، کاسنی، درمنه، علف شور، بنه، بادام کوهی می باشد و از گونه های غالب چهارپایان آن، می توان به کَل و بز و انواع پرندگان آن، عقاب، باز، بالابان ( از تیره عقاب) تهیو و کبک اشاره نمود.

این منطقه به لحاظ تنوع زیستی حیوانات، پرندگان و خزندگان آن قابل توجه بود و محدوده آن در جنوب شهرستان اصفهان، از شمال به کوههای شیدان (نام خود را از دو ارتفاع سنگی گرفته که به شکل دو برج سنگی سر برافراشته) کبوتر آباد و قارنه، از جنوب به محمد آباد از شرق به رحمت آباد و کوههای لاشُتر محدود می شود.

در این محدوده جغرافیای روستایی، وجود نداشته و دارای ارتفاعات صخره ای و صعب العبور می باشد. ارتفاع این منطقه بین 1650 تا 2530 متر (از سطح دریا) متفاوت بوده. به علاوه وجود چشمه های آب گوارا در هرچه غنی تر نمودن این منطقه، نقش بسزایی ایفا نموده. چنانچه در این رابطه آقای احمد آریاوند نگارنده کتاب: «درختان و درختچه های اصفهان» توانسته در این منطقه 300 گونه مختلف گیاهی را مورد مطالعه قرار دهد.

 

به لحاظ تاریخی این منطقه از زمان شاه عباس اول صفوی مورد توجه بوده اما در دوره قاجار حیات وحش در کوههای این منطقه به عنوان شکارگاههای اختصاصی حاکمان نابخرد، این سلسله قلمداد گردید و به تدریج هدف آسیبهای بسیاری قرار گرفت. پارک ملی کلاه قاضی با مساحتی در حدود 50 هزار هکتار تنها در فاصله 36 کیلومتری جنوب شهر اصفهان واقع شده. این پارک حفظت شده، علاوه بر پوشش گیاهی علفی دارای گونه های درختی و درختچه بوده که این گونه ها در نقاط مختلف دره ها و کوهپایه ها یه طور پراکنده می رویند.

به علاوه انواع مختلفی از گیاهان بوته ای نظیر درمنه، گل گندم، شقایق وحشی، آویشن، ختمی، کاسنی، لاله وحشی، اسپند، خارشتر، درختان و برخی درختچه ها مانند:

تنگرس، بادام کوهی، انجیر، بنه و گون نیز در این پارک ملی می رویند. از میان تعداد گیاهان دارویی موجود می توان از جمله: چوبک، قدومه (قدامه)، همیشه بهار، ریواس، خاکشیر، گل گاوزبان را نام برد.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم آبان 1386ساعت   توسط معینی  | 

وبلاگ کوهنورد منتشر کرد:

آشنایی با حیوانات وحشی کوهستان - گرگ
 
گرگ
 

گُرگ (نام علمی: Canis lupus) پستانداری گوشتخوار از خانواده سگ‌سانان است. گرگ‌ها در قدیم در همه جهان پراکنده بودند ولی امروزه تنها در خاور میانه، اوراسیا و امریکای شمالی دیده می‌شوند.

در ایران هم گرگ های مختلف وجود دارد 1 نمونه آن گرگ خاکستری ایرانی می باشد. گرگ سگسانی است بزرگ شبيه به سگ با دم افتاده. رنگ گرگ متغير است ولی بطور کلی خاکستری و زرد يا قهوه‌ای مخلوط با موهای سياه می باشد. انفرادی يا جفت زندگی می کند وگاهی بصورت يک خانواده يا گله‌ای که از چند خانواده تشکيل شده ديده می‌شود. معمولاً در روز شکار می‌کند، بویژه صبح زود به گله گوسفندان حمله می‌کند، و گاهی هم شبها به آغل گوسفندان حمله می‌کند.

گرگها معمولاً زير ريشه و تَنهِ درختان افتاده و يا حفرهايی که بوسيله جانوران ديگر ساخته شده بسر می‌برند، احياناً در سوراخ کوه‌ها نيز آشيانه می گيرند، گرگها در جلگه‌ها و جگنلها و مناطق کوهستانی ديده می‌شوند. گرگ حيوانی بسيار خطرناک است. اگر زياد گرسنه باشد گاهگاه انسان را نیز مورد حمله قرار می دهد.

ادامه... .

+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم مهر 1386ساعت   توسط معینی  | 

کوه صفه

 

اولین یکشنبه فصل پاییز را روزجهانی پاکسازی کوهستان می نامند ولی در ایران بخاطر اینکه روز تعطیل رسمی کشور جمعه است، این روز را به عنوان روز پاکسازی کوهستان می شناسند. علت اینکه این نام را به چنین روزی اختصاص داده اند به سبب آنست که در فصل تابستان به علت مطبوع بودن هوای کوهستان، اکثر مردم شهر نشین اوقات فراغت خود را در کوهستان سپری می کنند که این امر باعث تجمع زباله ها در محیط کوهستانها می شود. گروه های زیست محیطی برای نشان دادن اهمیت پاکیزگی محیط کوهستان در یک حرکت نمادین در اولین روز تعطیل فصل پاییز به کوهها میروند تا زباله های موجود را جمع آوری کنند.

برنامه پاکسازی کوه صفه در روز جمعه مورخ ۶/۰۷/۸۶ به همت گروه طبیعت یاران اصفهان که زیر نظر سازمان محیط زیست هستند و با همکاری گروه های کوهنوردی اوراز، مبارز و ... ، هیئت کوهنوردی استان اصفهان و کمیته شهروندی سازمان فرهنگی تفریحی شهرداری اصفهان به مناسبت روز جهانی پاکسازی کوهستان برگزار شد. در ابتدای برنامه ساعت 6 صبح نفرات شرکت کننده به گروه هایی تقسیم شده و هر گروه موظف به پاکسازی قسمتی از کوه شدند تا کار آنها با یکدیگر تداخل نداشته باشد. عملیات پاکسازی تا ساعت 8:30 صبح ادامه داشت، پس از جمع آوری زباله ها به کسانی که در این برنامه شرکت داشتند کتابهایی به رسم یادبود راجع به محیط زیست اهدا شد. برنامه با سخنرانی رئیس گروه طبیعت یاران و سپس مسئول کمیته شهروندی و رئیس هیئت کوهنوردی استان آقای غلافگر ادامه داشت و سر انجام پس خواندن بیانیه محیط زیست مراسم در ساعت 10 به پایان رسید.

 

نکته جالب توجه اعلام اصفهان به عنوان پاکیزه ترین شهر ایران و اینکه سرانه تولید زباله در شهر اصفهان از استاندارد های جهانی پایین تر است توسط مسئول کمیته شهروندی شهرداری اصفهان بود

 


عکس بالا که متعلق به سایت زیر می باشد ازنزدیکی آرامگاه شهدای گمنام صفه گرفته شده است.

http://coma.ir/images/20070614213628_sofeh_0182.jpg

+ نوشته شده در  سه شنبه دهم مهر 1386ساعت   توسط معینی  | 

 

ردیف

نوع برنامه

تاریخ

نام برنامه

مدت

1

فنی و آموزشی

۸۶/۰۷/۰۶

تغذیه در کوه - سنگنوردی

نیم روز

2

فنی و آموزشی

۸۶/۰۷/۱۳

تغذیه در کوه - سنگنوردی

نیم روز

3

صعود به قله

۸۶/۰۷/۲۰

شاهانکوه

دو روز

4

غار نوردی

۸۶/۰۷/۲۷

بابا جابر

یک روز

5

فنی و آموزشی

۸۶/۰۸/۰۴

سنگنوردی (صفه)

یک روز

6

پیمایشی

۸۶/۰۸/۱۱

کویر مرنجاب

24 ساعت

7

صعود به قله

۸۶/۰۸/۱۵

تفتان

چهار روز

8

کوهگشت

۸۶/۰۸/۲۵

روستای کشه

یک روز

9

صعود به قله

۸۶/۰۹/۰۲

الوند (همدان)

دو روز

10

فنی و آموزشی

۸۶/۰۹/۰۹

سنگنوردی (پلیس راه)

یک روز

11

صعود به قله

۸۶/۰۹/۱۶

کلار

یک روز

12

غار نوردی

۸۶/۰۹/۲۲

کهک

یک روز

13

صعود به قله

۸۶/۰۹/۳۰

کرکس

24 ساعت

 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
برای ثبت نام در برنامه ها با شماره های زیر تماس حاصل فرمایید:
۳۳۷۶۰۴۴-۰۳۱۱
۰۹۱۳۳۱۱۳۴۸۲
علیرضا سید فروتن
+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم مهر 1386ساعت   توسط معینی  | 

یادمان محمد اوراز

 

نمی دانم گذر ثانیه ها و زمان چگونه است که گاه انسانهایی را در خود فرو برده و به ورطه فراموشی می سپارد ، و آنقدر در عمق زمان فرو می روند که ممکن است حتی یاد آنها نیز در ذهن انسانهایی که دوستشان دارند محو گردد. و چه زیباست آنگاه که انسانی به سبب پاکی دل ، بلندی روح ، استواری عزم و صفای اخلاق در ذهن انسانها آنچنان نقش می بندد که شاید تا سالیان سال و قرنهای متمادی از یادها فراموش نشود و هر روز به موجب شناخت بیشتر مهرش در دل مردمان زمان فزونی می یابد.

محمد اوراز از آن دسته قهرمانانی است که اگرچه به اندازه مقام و منزلتش از او در مجامع ما یاد نمی شود ، اما همین بس که هر که او را از دور و نزدیک می شناخت شیفته رفتار و منش او می شد. رفتار و منشی که چه قبل از مرگ و چه پس از آن برای همه قابل تحسین و ستودنی بود. اما حیف ، حیف که محمد نیست تا ما از او درس مردانگی و اخلاق بیاموزیم ، با او همقدم شویم و پای در دامان مقدس کوه گذاریم، در لحظه لحظه حضورش رنگ سبز خلوص را ببینیم و از با او بودن لذت ببریم. 

اکنون 4 سال از آن واقعه جانسوز می گذرد که محمد غریبانه اما با عزت از میان ما پر کشید و رفت. چه روزهای غم انگیزی بود.

خوب یادم هست بهمن ماه سال 1382 آن زمان که در کنار معروف اوراز (برادر محمد) در جوار مزار ساده و بی آلایش قهرمان کوهنوردی ایران در دامنه کوه سلطان ایستاده بودم و آنچنان با حسرت بر مزارش می نگریستم که حتی زبان را یارای سخن نبود.  

 

جمعه 16/06/1386

پس از برنامه ریزیهای انجام شده در زمان تنظیم جدول زمانبندی و نحوه اجرای برنامه های گروه و همچنین برنامه ریزی خاص در روز جلسه گروه اکنون روز موعود فرا رسیده بود تا ما به عنوان عضوی ناچیز از جامعه بزرگ کوهنوردان ایران در چهارمین سالروز عروج جاودانه محمد اوراز یاد و خاطره همه دلاوریهایش را گرامی بداریم و ثابت کنیم که رهروانی صادق هستیم رهروانی که همیشه به داشتن نام اوراز افتخار کرده وآن را مایه عزت گروه می دانند.

ساعت 5:30 روز جمعه 16/06/86  پانزده نفر از اعضای با وفای گروه کوهنوردی اوراز به همراه 12 نفر از اعضای گروه کوهنوردی مبارز و جمعی از کوهنوردان اصفهانی از ورودی کوه صفه با هدف گرامیداشت یاد و خاطره قله نورد شرافت و پاکدامنی در چهارمین سالروز عروجش و ترویج فرهنگ کوهنوردی سالم و بی خطر، در قالب یک صف منظم پای در دامان کوه نهادند.

از آنجایی که به جهت شناساندن محمد اوراز به عموم مردم و همچنین آشنایی مردم با اصول اولیه کوهنوردی جزواتی تهیه شده بود که به همراه جدول زمانبندی و نحوه اجرای برنامه های گروه در پاییز 86 به مردم تحویل می شد لذا یک تیم 2 نفره از اعضای گروه در همان ابتدای مسیر مسئولیت توزیع برگه ها را بر عهده گرفتند. و بقیه اعضا به راه خود ادامه دادند.

کوه صفه به دلیل نزدیک بودن به شهر در روزهای تعطیل میزبان خیل عظیمی از مردم است که این خود تأثیر مستقیم بر بروز حوادث ناگوار دارد ، به همین جهت قرار بر این شد تا 6 اکیپ 2 نفره در پایین و بالای شیبهای خطرناک مستقر شده و از عبور و مرور در آن شیبها جلوگیری کنند. به همین دلیل اکیپها پس از انتخاب نفرات به همراه کارت شناسایی مربوطه از گروه جدا شده تا در محل خود مستقر گردند شایان ذکر است که تمام اکیپها به وسیله بی سیم با یکدیگر و سرپرست گروه در تماس بودند و در مواقع ضروری از یکدیگر کمک میطلبیدند.

تیم 20 نفره ای که جهت صعود به قله از مسیر گردنه باد در حال حرکت بودند پس از عبور از کنار اکیپهای مستقر در محلهای مشخص شده نهایتاً در ساعت 7:30 به قله رسیده و پس از فتح قله ، پیام قله را قرائت کرده ضمن گرامیداشت یاد محمد مهربان در کنار پرچم نارنجی رنگ گروه عکس یادگاری می گیرنددر آنجا گزارشی نیز توسط یکی از خبرنگاران باشگاه خبرنگاران جوان تهیه می شود تا پس از تدوین گزارش خبری آن نیز برای پخش در شبکه اصفهان آماده گردد.

تیم صعود به قله خرسند از اینکه توانسته اند در روزی که به نام محمد اوراز نامگذاری شده به قله دست یابند و به یاد او باشند حال عزم بازگشت کرده و به سمت پایین برمی گردند.

قرار بر این است که تمام نفرات تیم صعود نیز در راه بازگشت همانند اکیپهای مستقر به آموزش و امداد بپردازند و در صورت لزوم به مردم همیاری و کمک برسانند. ساعت 9:30 صبح نفرات صعود کننده به قله در پناهگاه ساده و بی آلایش کوه صفه گرد هم می آیند و به صرف صبحانه می پردازند.

اکیپهای مستقر نیز قرار است تا ساعت 11 در محل خود بمانند. جالب است بدانید که در آن روز به لطف خداوند رحمان و به برکت وجود اعضای گروه در کوه صفه هیچ حادثه ای رخ نداد و جالب تر آنکه اکیپهای امدادی هلال احمر و آتش نشانی که در منطقه مستقر بودند و شاهد سعی و تلاش اعضا ، خواستار حضور همیشگی کوهنوردان در چنین صحنه هایی شده و حضور اعضا را تحسین می کردند.

بالاخره در ساعت 11:30 تمامی نفرات در همان مبدأ صعود گرد هم آمده ضمن بررسی اجمالی برنامه ، خشنود از اجرای چنین برنامه ای از یکدیگر خداحافظی می کنند تا این صعود پر تجربه نیز برگ سبزی باشد در دفتر افتخارات و خاطره های گروه و اعضایش.

 

به امید روزهای سلامتی و پیروزی

علیرضا سید فروتن                    

 سرپرست گروه کوهنوردی اوراز

+ نوشته شده در  یکشنبه یکم مهر 1386ساعت   توسط معینی  | 

مسیرها صعود K2

001

مسیر آبروزی (یال جنوب شرقی)

نخستین صعود از این مسیر توسط ایتالیا یی ها در سال 1954 صورت گرفت، این نرمالترین مسیر در K2 است، البته این مسیر هنوز مشکل و از لحاظ آماری خطرناکترین است. این مسیر تقریبا با 1000 متر صعود روی سنگ ریزه های سست با خطر سقوط صخره ها از کمپ 1 و پایین تر شروع می شود.

 

کمپ 1 -6050 متر

002

کمپ 1 روباز اما نسبتا ایمن با کمترین یا هیچ سابقه ای از خطر بهمن. صعود به کمپ 2 از کمپ 1 شامل 50 متر شکاف عریض است که دودکش خانه نامیده می شود و حال تار عنکبوتی از طنابهای قدیمی است.

 

 

 

کمپ 2 -6700 متر

003

کمپ 2 بوسیله یک صخر بزرگ محافظت میشود. اما گاهی اوقات دارای بادهای شدید و سردی است. کمپ 2 به کمپ 3 تکنیکی ترین بخش صعود است، تقریبا با 400 متر صعود عمودی یا نزدیک به عمودی روی ترکیبی از یخ و صخره مشهور به هرم سیاه(Black Pyramid).

 

 

کمپ 3 - 7200 متر

004

در بالای برج سیاه کمپ 3 به طور سنتی روی شانه راه برقرار شده است. اگرچه آن بیشتر ناحیه ای افقی است (یک میدان برفی تقریبا 30 درجه) اما مستعد خطر بهمن و بادهای بی نهایت شدیدِ قیف بین K2 و برودپیک است. تجهیزت پنهان شده کمپ از زیر برج سیاه قابل مشاهده است. بسیاری از کوهنوردان هنگامی که کمپ 3 که بوسیله بهمن ویران شده است را پیدا می کنند مجبور به فرود می شوند. صعود کمپ 3 به کمپ 4 همراه با یک تلاش بسیار سخت برفی است که نوعا بدون طناب ثابت این کار انجام شده است. خطر اولیه در این ناحیه فرو ریختن قطعات بزرگ برجهای یخی است(گاهی اوقات شما می توانید نشست شیب را در زیر خود احساس کید). طنابهای ثابت هیچ کمکی به شما در برابر بهمن های عظیمی که به هنگام شکافتن قطعه ای از این برجهای یخی اتفاق می افتد، نمی کند، بنابراین بهتر است شما به سرعت فرار کرده و خود را سبک کنید.

 

 

 

کمپ۴ - 7600 متر

005

کمپ 4 در هر جایی از 7600 تا 7900 بر روی برج های یخی است که هنوز 16 تا 22 ساعتی تا قله باقیمانده است بنابراین شما باید هرچه زودتر شروع کنید. ( انرژی زیادی برای ساخت یک مکان مسطح صرف نکنید)، به هر صورت شما زمانی برای خواب ندارید.

 

 

 

قله 8611 متر

006

بیشتر صعود کنندگان بین 10 شب تا 1 صبح کمپ آخر را برای قله ترک می کنند. آوردن یک طناب باریک ( ۴-۵ میلی متر ) برای تنگ راه، یک دهلیز باریک و دراز به طول 100 متر در ارتفاع 8300 متری با شیب 80 تا 90 درجه قابل ملاحظه است. اگر این دهلیز بوسیله باد جارو و سرد شود آنگاه یخ این دهلیز چالش بزرگی را متحمل صعود کنندگان می سازد.

ادامه دارد... .

 

منبع:

http://www.k2climb.net/expguide/route.htm

 

 

ترجمه: ابراهیم معینی

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم شهریور 1386ساعت   توسط معینی  | 

مقاله زیر از وبلاگ کوه قاف می باشد

 از سنگ چکمه در رسانه ها منتشر شد. یکی دو روز بعد دوستان اظهارات مختلفی رو از این واقعه نقل و تحلیلهاشون رو ابراز داشتند
از طریق یکی از اقوام مطلع شدم دوستی که در جایگاه مربی بالا سر فرد سقوط کرده بوده بدلیل فشارهای روانی و عصبی زیاد حال و روز خوبی نداره. از طریق دوستان تونستم شماره محل کار ایشون رو تهیه کنم و نه برای نصیحت و به هم زدن بیشتر حال و روزش، بلکه برای جویا شدن بهتر از واقعه بهش زنگ زدم
اسمش جلاله و کوه نوردان جوان تهرانی است، یکی دو سالیه که جذب سالن سنگ نوردی شده و تقریبا مثل هر جوانی که وارد این رشته می شه خیلی زود کوه و سنگ بخشی از زندگیش رو در بر گرفته. دوره های کارآموزی رو در رده های کوه پیمایی، سنگ نوردی، یخ و برف و همینطور سنگ نوردی داخل سالن پشت سر گذارده بود. ضمن علاقه زیادی هم که به کوه و سنگ داشت برای ارائه داشته هاش بی هیچ منتی سعی داشته اونها رو به دوستانش انتقال بده
جلال از ناراحتی دوستاش گفت و از اینکه تنها 1 اشتباه از جانب او و همینطور 1 اشتباه از طرف اون خانوم چنین حادثه ای رو رقم زده! می گفت:" اشتباه من این بود که توی زدن کارابین ساده به جای پیچدار سهل انگاری کردم" و معتقد بود موقع نشستن اون خانوم که از قضا دارای پوشش زیادی هم بوده حرکتهای اضافی موجب در اومدن کارابین ساده اش شده. جلال از استرس فرود رونده موقع نشستن رو طناب گفت و اینکه از خانم همراهشون خواسته بوده دست وی را گرفته و بهش کمک کنه. می گفت: ازم پرسید بشینم؟ و منهم گفتم ایرادی نداره بشین!، که صدای جیغش اومد!. می گفت: ابتدا به این خیال بودم که برای ترساندن من جیغ کشیده تا به نحوی بقبولونه ترس ابتدائیش بی مورد بوده! و می گفت: به لب سنگ که اومدم فقط خوردنش رو طاقچه و افتادنش رو سر نفر پائینی رو دیدم
جلال نگران بود در آینده چه اتفاقی می افته و دامنه تقصیراتش تا کجا کشیده می شه
جلال ناراحت بود از اینکه همیشه با خانومهایی که پوشش زیاد دارن تو سنگ نوردی به مشکل بر می خورن

برای آقا جلال توضیحاتی در مورد اشتباهات (نه 1 اشتباهش) دادم و بهش گفتم اگر قرار باشه از ورزشی لذت ببریم به شرط آنکه اصول رو رعایت کنیم، با هر شکل و شمایلی می تونیم از اون ورزش بهره مند بشیم
به آقا جلال گفتم: دلیلی نداره به اون خانوم بخاطر داشتن مانتو ایراد بگیریم، زیرا اگر مربی درست عمل می کرد ایشون با چادر هم دچار مشکل نمی شد چه رسد به مانتو
یادم میاد چند سال قبل موهای خانومی تو بند یخچال لای شکل هشت فرودش گیر کرد!. آیا با این اوصاف باید بگیم هر کی میاد سنگ نوردی و قصد فرود داره باید موهاش رو از ته بزنه
شاید با کمی دقت و اتصال ابزار فرود از طریق یک تسمه به صندلی و بلندتر کردن ابزار فرود بشه جلوی خیلی از ایرادها رو گرفت. این قضیه بارها برای آقایون هم رخ داده و لباسشون توی ابزار گیر کرده، آیا می شه گفت لباساتون رو دربیارید و فرود برید

اما از دیگر اشتباهات این دوستمون، اون خانم و گروه کوه نوردی ایشان که با رعایت اونها می شد جلوی هر خطری رو گرفت
آموزش فرودروی سنگهای کوتاهتر- همواره برای آموزش فرود، کارآموز را بر روی سنگهای کوتاه و دارای شیب خفته آموزش می دهیم تا با قرار دادن پاهایشان بر روی سنگ و فاصله کم تا زمین بتوانند اعتماد به نفس خود را حفظ نمایند، آموزش بر روی سنگی با ارتفاع 15 متر و نیاز به معلق شدن روی هوا برای خود مربی و آموزش دهنده نیز دشوار و خطر آفرین است! (کارگاه های سنگ چکمه تماما لبه سنگ قرار دارند و این مسئله فرود رونده را مجبور به تلاش برای سوار شدن روی سنگ می کند)
استفاده از کارابین پیچدار- استفاده از یک اسلینگ دوبل با دو کارابین ساده در هر دو طرف! به جای استفاده از یک کارابین پیچدار (استفاده از کارابین پیچدار اولین توصیه ای است که در کلاسهای کارآموزی بهش اشاره می شه)
انداختن ابزار فرود- بهتر بود نفر پیش از نشستن روی کارگاه طناب رو داخل ابزار فرودش می انداخت
حمایتچی- عدم حمایت از بالا توسط هم طناب وی برای فرود رونده مبتدی. باید بدونیم اولین قانون تو فرود وجود حمایت دینامیک یا استاتیک است، که متاسفانه ایشان از هر دو بی بهره بوده
گرفتن انتهای طناب- در موقع فرود فرد مبتدی، نیاز است تا نفر دومی انتهای طناب را در اختیار گیرد، که در این حادثه احتمالا فردی که نفر سقوط کننده روی سرش افتاده چنین قصدی داشته و خوشبختانه به رغم آسیب سخت، وجود ایشان از حوادث ناگوارتر جلوگیری کرده
طناب یک لا- فرود بر روی 1 رشته طناب (که البته به این مورد زیاد اطمینان ندارم هر چند در تصویر اینچنین می نماید)
گره8 دوبل- ضمن آنکه مشخص نیست گره طناب داخل کارگاه هشت یک لا است یا دوبل و البته بهتر است دوبل باشد

به همه این موارد اضافه کنید
تدریس بدون داشتن مدرک- اگر قانونی سنگ نوردی می کنیم باید بدونیم افرادی که دارای مدرک مربی گری نیستند و حتی دوره های بالاتر از کارآموزی رو نگذروندن اجازه تدریس یک مبتدی رو ندارن
تدریس آقایان ممنوع- طبق قانون سازمان تربیت بدنی آقایون اجازه تدریس به خانومها رو ندارن ( که البته این مسئله نه تنها در سنگ نوردی که در تمامی رشته ها موجب عقب موندن بیشتر خانومها خواهد شد، ولی به هر حال قانونه
بیمه ورزشی- درنهایت نداشتن بیمه ورزشی، به رغم آنکه هزینه زیادی از سوی فدراسیون پزشکی ورزشی پرداخت نمی شود ولی می توانست کمکی باشد بر هزینه های سرسام آور بیمارستان ایشان
شکل کارگاه- خوشبختانه در این مورد کارگاه رل پانچ بوده و تسمه روی آن به درستی نصب شده (که می توان آنرا به عنوان تنها نکته مثبت این فرود در نظر گرفت، هر چند مشخص نیست با چه تسمه ای و چه زاویه ای نصب شده؟

با این تفاصیل ملاحظه می کنید آن تنها یک اشتباه به چند مورد افزایش می یابد، ضمن آنکه می توان موارد بیشتری را نیز به نکات بالا اضافه نمود که تماما در کنار هم موجب بروز از این دست حوادث می شوند
امید آنکه با رعایت این ایرادات از این پس شاهد وقوع چنین حوادث تلخی نباشیم

+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم شهریور 1386ساعت   توسط معینی  | 

مقاله زیر که توضیحاتی در مورد کی۲ و تاریخچه اولین صعودها بر روی آن می باشد از سایت کوه قاف به عاریت گرفته شده است. در قسمت بعدی این مقاله اطلاعاتی در مورد مسیرهای صعود این قله تقدیم علاقمندان خواهیم نمود.

  کی2            K2

نام کوه                                             کی2، چوگوری، گادوین آستین

ارتفاع                                              8611 متر، 28،253 فیت

موقعیت                                             35،88عرض شمالی

                                                      76،51 طول شرقی

محل قرار گیری                                  قراقروم، مابین پاکستان و چین

بهترین ماههای صعود                         جون، جولای، آگوست

اولین صعود                                       1954

نزدیکترین فرودگاه بین المللی                 راولپندی پاکستان

                      

 

کی 2

کوه کی2 دومین کوه مرتفع دنیا و بی شک سرسختترین قله 8000 متری می باشد که هدف غایی بسیاری از کوهنوردان است. این هرم غول آسا برجی است تنها واقع در منطقه قراقروم پاکستان و در راس یخچال بالترو قرار دارد. کی 2، 549 متر از بلندترین کوههای اطرافش رفیعتر است و این امر موجب شده از دوردستها بتوان این غول را مشاهده و خداوند را تحسین نمود. ارتفاع بلندکوه و قرار داشتن آن در عرض شمالی 35 درجه موجب شده تا کی2 دارای آب و هوایی متمایز از سایر کوههای قراقروم باشد از این رو قله ای است از سنگ پوشیده از یخ و برف با 6 یال مخوف.

در 1856 برای نخستین بار تی جی مونتگومری که یک مساح بود این کوه را از فاصله حدود 200 کیلومتری (احتمالا از هاراموش) مشاهده نمود. کوه در میان رشته ای از کوههای رفیع قرار داشت به همین دلیل نیز از هیچ منطقه مسطحی در هند و چین قابل مشاهده نبود(در آن زمان هنوز پاکستان بخشی از خاک هند بود). مونت گومری بدون داشتن اطلاعاتی دقیق از نام کوههای منطقه قلل رفیع آنرا به نامهای قراقروم 1 تا 7 نامگذاری کرد، و نام کی1 تا کی 7 را برآنها نهاد که برگرفته از حرف اول karakoram بود. اما بعدها تنها نام کی 2 به عنوان تنها کوه مرتفعی که یک مساح آنرا نامگذاری کرده بود بر روی دومین قله رفیع جهان باقی ماند و سایر نامها تغییر کرد و نام چوگوری که نامی بود محلی و کوه کوهها معنا میداد بعدها به فراموشی سپرده شد. البته نام دیگر کوه گادوین آستین می باشد که به افتخار هنری هاورشام گادوین استین بر این کوه نهاده شده بود، اما هیچگاه رسمیت نیافت.

در 1892 مارتین گانوی کاشف انگلیسی گروهی از محققان کوه ها را تا بر روی یخچال بالترو رهبری نمود. آنها تا ابتدای محلی که امروزه به یخچال کنکوردیها معروف است بالا آمدند.

در 1902 برای نخستین بار اسکار اکنسین بر روی جبهه شمالی کوه تلاشی را صورت داد. وی از طریق یال شمال شرقی تا ارتفاع 6525 متری بالا رفت.

اما راه قابل صعود کوه یعنی مسیر جنوب شرقی در 1909 توسط توسط هیئتی ایتالیائی به سرپرستی لوئیجی آمودئو کشف گردید. از آن تیم دوک ابروزی تا ارتفاع 6250 متری یال جنوب شرقی صعود نمود. پس از این تلاش این مسیر بنام یال ابروزی شناخته شد. ویکتور سلا عکاس این تیم، عکسی از کوه انداخت که بی شک قدیمی ترین عکس کی2 به شمار می رود که همچنان موجود است.

 

 

در 1938 تیمی آمریکایی به سرپرستی دکتر چارلز هوستون توانست تا ارتفاع 7925 متری کوه بالا رود.

یک سال بعد تیم دیگری از آمریکا به رهبری فریتز ویسنر رکورد ارتفاع جدیدی برپا کرد. آنها تا 8382 متری کوه از مسیر یال ابروزی بالا رفتند، که بعد از صعود نورتون تا ارتفاع 8570 متری جبهه شمالی اورست در سال 1924 بلندترین ارتفاع صعود شده توسط انسان بود.

در 1953 تیمی 7 نفره به سرپرستی دکتر چارلز هوستون توانست تا ارتفاع 7500 متری کوه بالا رود. اما خرابی هوا و وخامت حال گیکلی، یکی از اعضای جوان تیم که به ارتفاع زدگی شدید دچار شده بود موجب شد تا آنها راه بازگشت را پیش گیرند. هنگام بازگشت و پائین آوردن گیکلی، 5 عضو تیم بدلیل شیب تند مسیر سقوط کردند، اما کارگاه مستحکمی که پت شوئینگ برپا نموده بود مانع از سقوط بیشتر آنها به اعماق دره های کی2 گردید اما لحظاتی بعد بهمن گیلکی را با خود به اعماق دره ها برد تا تیم ناکام به پائین باز گردد.

سال 1954 کی2 تلاش موفقی را از کوهنوردان ایتالیایی شاهد بود. آشیل کامپاگنونی و لینولاسیدلی دو کوهنوردی بودند که در 31 جولای موفق شدند بعنوان نخستین انسانها گام بر فراز این کوه سرسخت بگذارند. آنها اعضای تیم بزرگ و مجهزی به سرپرستی آردیو دزیو بودند. تیمی با بیش از 500 باربر محلی، 11 کوهنورد و 6 دانشمند. آنها برای صعود قله 9 کمپ برپا کرد. یکی از کوهنوردان بر اثر ذات الریه جان خود را از دست داد. پس از این صعود چیزی که بیش از فتح قله جلب توجه کرد تلاشهای کوهنورد بزرگ ایتالیایی والتر بوناتی و باربر پاکستانی مهدی بود. که ظاهرا بازیرکی سایرین از صعود قله بازماندند. فاتحان قله همچنین مدعی بودند بوناتی و مهدی زمانیکه کپسولهای اکسیژن را به کمپ آخر حمل می کردند، بدلیل شب مانی در ارتفاع بخشی از اکسیژن را مصرف کرده بودند و تیم قله بخشهای پایانی را بدون اکسیژن طی نمود. گرچه بودن ماسک اکسیژن بر صورت آنها که در تصاویر قله قابل رویت است، این ادعا را توام با شک نمود. بعدها بوناتی در کتابی تحت عنوان "کوههای زندگی من" از خودش دفاع کرد.

پس از صعود ایتالیائیها، کوه تا 1977 صعودی بر خود ندید، تا اینکه در این سال تیمی از کشور ژاپن متشکل از 52 کوهنورد و 1500 باربر موفق شد دومین صعود قله را صورت دهند. در این تیم اشرف امان کوهنورد پاکستانی نیز بعنوان راهنما و باربر ارتفاع عضویت داشت که موفق به فتح قله گردید.

یکسال بعد تیمی از آمریکا توانست از یال شمال غربی قله را فتح نماید. این تیم صعود خود را از مسیر یال شمال شرقی آغاز نمود (این یال امروزه به مسیر لهستانیها معروف است)، سپس در ارتفاع 7700 متری به طرف یال ابروزی تراورس کردند. در اینجا بحث بر سر آن شکل گرفت که چه کسی نخستین صعود بدون اکسیژن را بر روی قله صورت دهد. بدین ترتیب لوئیس ریچارد نخستین داوطلب اجباری این امر بود. وی کپسول اکسیژن خود را در میان راه دفن کرد، زیرا سیستمش دچار مشکل بود و عمل نمی کرد. جان روسکلی پس از لوئیس دومین شخصی بود که قله را بدون اکسیژن صعود کرد، اما نه بدلیل خربی سیستم اکسیژن بلکه از ابتدا به این نیت بالا آمده بود.

در 1981 ترئو موستورا تلاش موفقی را از یال جنوب غربی رهبری کرد. در 7 آگوست آیهو اوهتانی به همراه راهنمای پاکستانی نظیر صبیر موفق شدند نخستین صعود این مسیر را صورت دهند.

در سال 1982 نخستین صعود جبهه شمالی توسط تیمی ژاپنی به رهبری ایسائو شینکای  صورت گرفت. 7 عضو این تیم همگی بدون کپسول اکسیژن به قله رسیدند. در همین سال تیمی لهستانی به رهبری یانوس کورزب بدون داشتن اجازه صعود از مسیر صعود نشده شمال غربی بالا رفتند. اما پس از مشاهده این تیم توسط مقامات محلی مجبور به بازگشت از ارتفاع 8200 متری شدند.

 

جبهه شمالی کی2

 

در 1986 نخستین صعود زنان بر روی کی2 را وندا رتکوویچ کوهنورد زن لهستانی، لیلین بارارد از فرانسه و جولیا تولیس از انگلستان هر سه بدون کمک کپسول اکسیژن صورت دادند. آنها نیز از یال آبروزی به این مهم دست یافتند. گرچه جولیا و لیلین بر اثر طوفان کشته شده و برای همیشه در دل کی2 آرام گرفتند.

در سال 1986 بنیو شامو کوهنورد معروف فرانسوی توانست کی2 را در مدت زمان 22 ساعت و 30 دقیقه از کمپ پیشرفته ABC صعود نماید. این در شرایطی بود که تازه چند روز از صعود 16 ساعته او به برودپیک می گذشت. همچنین اریک اسکوفیر دیگر کوهنورد فرانسوی موفق شد پس از صعود قلل گاشربروم I و II ، کی2 را نیز صعود نماید. اسکوفیر این سه قله را تنها در مدت 21 روز صعمد کرد که کاری بس قابل توجه بود.

در این سال همچنین  کاکوشکا و  پتروفسکی کوهنوردان شایسته لهستانی موفق به گشایش مسیری دشوار در جبهه جنوبی شدند. متاسفانه کاکوسکا پس از صعود به تنهایی به خانه بازگشت و پتروفسکی برای همیشه در دل کی2 آرام گرفت.

 در مجموع در سال 1986 با مرگ 13 کوهنورد بر روی کی2 فاجعه ای در کوهنوردی رقم خورد.  

در سال 1990 تیمی از ژاپن به رهبری تومای اوکی توانست مسیری جدید در رخ شمال غربی باز کند. بخشهای پایانی مسیر در ارتفاع 8000 متری با یال شمالی مشترک بود.

در 1991 پیربگین و کریستوف پروفی کوهنوردان بزرگ فرانسوی توانست در مدت 48 ساعت بدون کمک باربر ارتفاع و کپسول اکسیژن و کمک طنابهای ثابت مسیر جدیدی را بر روی جبهه شمال غربی کی2 باز کنند. صعود آنها نمایش قابل تحسینی از کوهنوردی فنی به شمار می رفت.

در بهار 96 یکی از پرتلفات ترین صعودهای کی2 رغم خورد و این زمانی بود که 6 کوهنورد از جمله آلیسون هرگریوز پس از صعود قله دچار طوفانی سهمگین شده و همگی مفقود شدند.

از نظر میزان صعودها به کشته شدگان این کوهبا نسبت 4 به 1 پس از آناپورنا و نانگا پاربات در رده سوم قلل 8000 متری قرار دارد. از این رو این کوه را گاها کوه قاتل یا کوه بی رحم نیز می خوانند.

یکی از فاکتورهایی که صعود به کی2 را به مبارزه تبدیل نموده فنی بودن کوه می باشد. بیش از 45 درجه شیب در اکثر نقاط کوه آنرا نیازمند ثابت گذاری در اغلب نقاط صعود نموده. نیاز به 2500 متر طناب در جبهه جنوبی و 5000 متر در جبهه شمالی باعث شده تا اغلب تیمها به قصد صعود سبک به کوه بیایند از طرفی عدم فعالیت باربرهای توانمند ارتفاع بر روی این کوه مجب می شود تا خود کوهنوردان مجبور به آماده کردن مسیر گردند و این امر بر خطرات صعود افزوده.

+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم شهریور 1386ساعت   توسط معینی  | 

یک ماه قبل از شروع برنامه:

این ماه، ماه آخری است که اساس یک صعود طولانی مدت را پایه گذاری می کند.

این ماه تمرین است که شما از نظر جسمانی آماده صعود می شوید. احتمالا مشغول دیگر برنامه هایتان می شوید اما تمرین هایتان را فراموش نکنید.

تمرینهای هوازیتان هنوز باید 5 روز در هفته ادامه داشته باشد. توجه کنید که حداقل یک روز در هفته را به استراحت بپردازید. هر جلسه تمرین باید حداقل یک ساعت بطول انجامد. باید قادر باشید که دو جلسه فشار در هفته را داشته باشید. می توانید جلسات فشار را قبل از عزیمت در اولویت قرار دهید. نیاز نیست تا طول زمان جلسات فشار را افزایش دهید اما دوره های بهبودی باید دوباره کوتاه شوند. تمرینات بالا رفتن از پله یا تپه با کوله پشتی سنگین باید به تمرینات هوازیتان اضافه شود و آنها را همچنان ادامه دهید وزن کوله پشتی تان را تا 10 پوند افزایش دهید. اگر مایل نیستید که دویدن یا تمرینات هوازیتان را رها کنید، پس تمرینات بالارفتن از پله یا تپه را اضافه بر آن انجام دهید. به یاد داشته باشید که چه کاری در ابتدا در کوه انجام خواهید داد. تمرین McKinley Edge اکنون باید بخشی از تمرین هوازیتان شده باشد.

تمرینات قدرتی تان باید هنوز 4 روز در هفته به قوت خود باقی باشد. و در وزنه ها، تعداد دفعات تکرار با وزنه های سبکتر را در نظرادشته باشید.

تا بدین جا، باید از نظر جسمانی آماده شده باشید تا مرد سخت کوش کوهستان شوید که همیشه آرزوی آنرا داشتید. همیشه در نظر داشته باشیدکه هیچ چیز در دنالی صد در صد نیست. نداشتن تجربه ارتفاع بلند در آن منطقه جغرافیایی، پیش بینی تاثیرات ارتفاع بسیار مشکل است و هیچ کس به درستی نمی تواند وضعیت آب و هوا را پیش بینی کند. هر دو این عوامل حتی کوهنوردانی را که از نظر جسمانی در وضعیت خوبی هستند را متوقف می کند.

بنابراین توصیه می کنم که کوهنورد آینده مکینلی تا جایی که امکان دارد از تجربیات کوهنوردان ارتفاع بلند بهره ببرد. اگر نمی توانید شخصا از تجربه کسی استفاده کنید، کتابهای بسیاری در مورد دنالی در کتابخانه محله تان را مطالعه کنید.

جوانب بسیاری در صعود به کوه مکنیلی موجود است. دارا بودن شرایط مطلوب فیزیکی تنها یکی از این جوانب است و باید برای همه حوادث کوهنوردی آماده باشید. امیدوارم این تجربتان یکی از تجارب عالی شود.

 

موفق و سلامت باشید

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم مرداد 1386ساعت   توسط معینی  | 

گروه کوهنوردی اوراز برگزار می کند

دریاچه گهر

 

۲/۵ روزه (پنج شنبه ۱۸/۰۵/۸۶)

سپرست برنامه: محمد رزاز زاده

تلفن تماس:۰۹۱۳۳۲۹۹۶۳۶

+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم مرداد 1386ساعت   توسط معینی  | 

دو ماه قبل از شروع برنامه

تداوم فعالیتهای روزانه و سلامتی تان کلید اصلی این ماه است.

تمرینات هوازیتان را 5 روز در هفته و حداقل یک روز استراحت ادامه دهید. تمرینات باید حداقل یک ساعت بطول انجامد. یکی از تمرین های هوازی در هفته باید حداقل یک ساعت و نیم طول بکشد. این روند را با حداقل یک جلسه فشار در هفته ادامه دهید و زمانهای استراحت مابین زمانهای خستگی را کوتاه کنید. به یاد داشته باشید که تمرین McKinley Edge را در تمرینهای هفتگی تان بگنجانید. تمرینات سر بالایی و بالارفتن از پله باید اکنون جایگزین منظمی برای جلسه تمرین هوازی شده باشد و در مورد وزن کوله پشتی اکنون باید به 40 پوند (18کیلو گرم) رسیده باشد. کفشهای صعودتان را در این جلسات بپوشید تا به پوشیدن آنها عادت کنید.

تمرینهای قدرتی اکنون به منظور بالا بردن تحمل مناسب است. همچنان به تمرین قدرتی برای 5 روز در هفته ادامه دهید، اما دو روز آنرا صرف تکرار آنها کنید که با سرعت انجام می شود. اگر کسی هست که می تواند دفعات انجام آنرا برای شما ثبت کند تمرینات خود را در تعداد ستهای برابر انجام دهید اما وزنه های سبکتری را استفاده کنید و تا جایی که توان دارید دفعات تکرارتان را در هر دقیقه افزایش دهید. باید از وزنه ای استفاده کنید که تقریبا در پایان هر دقیقه کاملا خسته شده باشید. اگر کسی نبود تا با آن تمرین کنید که ماهیچه هایتان خسته شوند (توجه: وزنه های آزاد را به تنهایی بلند نکنید) دو روز دیگر هفته باید جهت انجام کارهای روزمره از ماه قبل استفاده شود.

در این ماه نیز به کوهستان بروید و وسایلتان را امتحان کنید. به یاد داشته باشید که یک چهارم مقدار آب تان را بنوشید، خوب بخورید و استراحت زیاد داشته باشید.

+ نوشته شده در  سه شنبه نهم مرداد 1386ساعت   توسط معینی  | 

سه ماه قبل از شروع برنامه:

این ماه تمریناتتان را با جدیت شروع کنید. اکنون باید از نظر روحی و جسمی آماده باشید. اگر تا بحال ویتامین با آهن RDA را مصرف نکرده اید ممکن است مایل باشید که آنرا در برنامه روزانه تان بگنجانید. این امر باعث می شود که مطمئن شوید که بدنتان مقدار ویتامین و مواد معدنی مورد نیاز را دریافت می کند که ممکن است با افزایش تمرینات روزانه به آنها احتیاج داشته باشید. ممصرف آهن سبب می شود که خونتان آهن مورد نیاز را دریافت کند و هموگلوبین را در سلولهای قرمز خونِ تان حفظ کند (برای حمل اکسیژن مفید است). مصرف روزانه آب و خوردن غذاهای سالم فراموش نشود.

 تمرینهای هوازی همچنان باید 5 روز در هفته و 1 روز استراحت در هفته به قوت خود باقی بماند و مدت زمان جلساتتان اکنون باید حداقل 50 دقیقه بطول بیانجامد.

 فشار کم شده یا جلسه تمرین بی هوازی را برای یک روز در هفته در یکدیگر ادغام کنید. این تمرین باید حدود 30 دقیقه باشد و هدف از این جلسه بالا بردن سرعت ضربان قلب حدود 130 تا 180 بار در دقیقه باشد اما بیشتر از 2 دقیقه نشود (در خلال این ضربانهای تند در مدت 3 دقیقه قبل از اینکه به حالت عادی برگردید سر حال می شوید). از لحاظ فیزیولوژی در طول تمرین جسمانی- روانی هر چقدر ضربان قلبتان سریعتر باشد و زمان استراحت کمتری در بین تمرینهایتان داشته باشید، بیشترین بازدهی از تمرین را بدست می آورید. در واقع در این جلسه باید سخت تمرین کنید و در پایان نسبتا احساس خستگی کنید. نمونه این از این تمرین دویدن در مسیر تپه ای، مسابقه اسکی سرعت و آهسته دویدن در سرازیری و دویدن بر روی سطح مسطح، به منظور گرفتن نیروی تازه است. این نوع تمرین یکی از بهترین شیوه هایی است که گولبول قرمز خون را افزایش دهید (که مسئول گرفتن اکسیژن برای سلول ها است) و باعث می شود که سلول هایتان از اسید لاکتیک خلاصی یابند (که تنفس سلولی و عامل خستگی آنرا تولید نموده است).

یکی از تمرینهای هوازیتان  تمرینی است که آنرا به نام McKinley Edge می خوانم. این تمرین نوعی سربالایی سخت یا جهش اضافی است که در این تمرین گنجانده می شود تا خود را آماده کنید و توان پیمودن مایل اضافی را بدست آورید که ممکن است در Denali نیاز داشته باشید. قبل از شروع تمرین McKinley Edge را مشخص کنید.

تمرینهای قدرتی همچنان 4 روزدر هفته است و باید به صورت عادتی برای تان درآمده باشد. بنابراین وزن وزنه ها و تعداد تکرارهایتان را افزایش دهید. همچنان تمرین بالارفتن از تپه یا پله را ادامه دهید، اما این کار را 2 بار در هفته انجام دهید. این تمرین را می توانید جایگزین 2 جلسه تمرین هوازی تان کنید. وزن کوله پشتی تان را تا 10 پوند (4.5 کیلوگرم) دیگر افزایش دهید. ممکن است بخواهید با حمل کردن ظروف آبی بر وزن کوله تان بیافزایید بنابراین می توانید در ارتفاع آنها را خالی کنید و قبول کنید که مجبور نیستید اغلب صعود را در یک جلسه تکرار کنید. در همین ارتباط نباید این وزن کوله را تا پایین تپه حمل کنید و فشار بر زانوهایتان وارد نمایید (توجه: بخاطر داشته باشید که در پایان برنامه و پایین کوه مجبور هستید که بارهای بسیار سنگینی را حمل کنید، بنابراین حفظ مقداری استقامت برای پاهایتان در پایین کوه را باید مد نظر داشته باشید).

این ماه سعی کنید هفته ای یکبار یا دوبار به منظور آزمایش وسایلتان را به دشت بروید. اطمینان حاصل کنید که کفش هایتان راحت و لباس هایتان مناسب هستند و کمپ به آسانی برپا می شود، کوله پشتی تان مناسب است و بارهای سنگین را تحمل می کند، کیسه خوابتان راحت است و با نحوه کار چراغتان آشنا هستید. تنها راهی که موجود است تا این کارها را انجام دهید آن است که جایی مستقر شوید یا کوهنوردی کنید زیرا قصد آنرا ندارید که این وسلیل را تنها برای Denali استفاده کنید. می توانید انجام این کارها را جایگزین دوتا از تمرینات هوازی تان کنید.
+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم تیر 1386ساعت   توسط معینی  | 

در  ادامه مقاله ای را که به همت خانم معینی ترجمه شده است، در چندین قسمت به خدمت شما خوانندگان گرامی عرضه می داریم.

 

 

پنج ماه قبل از شروع برنامه:

در این ماه توجه بر بدست آوردن استقامت کوهنوردی است. تمرینات هوازی باید هنوز حداقل 4 روز در هفته با استراحت کمتر از 2 روز ادامه داشته باشد. شما باید یک روز استراحت را برای روز سرگرمی تان اختصاص دهید.طول مدت زمان این ورزش را حداقل به 40 دقیقه برسانید، باید مطمئن شوید که این جلسات مداوم هستند.

سه روز در هفته را به ورزشهای استقامتی اختصاص دهید، سعی کنید که وزن وزنه هایتان و تعداد تکرارهایتان را افزایش دهید اما از حداکثر تکراری که قبلا ذکر شد بالاتر نروید. در این ماه بالا رفتن از پله یا تپه باید بعنوان بخشی از فعالیت هفتگی تان باشد. حداقل یکبار و نه بیشتر تپه بلند یا موانع پله مانندی بیابید و از آنها بالا روید. طول زمان بالا رفتن باید کمتر از 5 دقیقه نباشد. بالا رفتن را تا جایی ادمه دهید که به جلسه ای 30 دقیقه برسد. اگر این را در خود دیدید که قادر هستید تا قبل از برگشت به سمت پایین به طور مداوم 30 دقیقه بالا روید بسیار عالی هستید. کوله ای حمل کنید که حدود 20 پوند (9 کیلو گرم) وزن داشته باشد. از ایستادن در طول زمان ورزش خودداری کنید. این تمرین احتمالا بهترین محرک به مک کینلی است. (توجه: بار زیادی در کوله تان حمل نکنید زیرا اگر از وزن مناسب استفاده نکنید در زمان پاین آمدن به زانو هایتان آسیب می رساند).

 

چهار ماه قبل از شروع برنامه:

در این ماه توجه بر روی میزان تحملتان است. تمرینات هوازی باید اکنون 5 روزدر هفته با یک روز استراحت باشد. جلسات تمرینات را به حداقل 45 دقیقه برسانید. در طول 45 دقیقه تمام تمرکزتان را به تمرین بدهید. انجام تمرین بالا رفتن از پله یا تپه با حمل کوله پشتی را حداقل یک بار درهفته ادامه دهید. وزن کوله پشتی تان را تا 10 پوند (4.5 کیلو گرم) و مدت زمان را تا 35-45 دقیقه افزایش دهید. می توان یک یا دو جلسه از تمرینهای هوازی را با جلسه بالا رفتن از تپه یا پله جایگزین کنید. در سرازیری ها مراقب زانوهایتان باشید. تمرینهای قدرتی(یعنی همان تمرینات با وزنه) باید به 4 روز در هفته برسد. وزن و تکرار تمرین هایتان را افزایش دهید، اما از حداکثر تکراری که ذکر شد فراتر نروید.

در حین تمرینتان ممکن است متوجه شوید که انگیزتان کم شده است. امیدتان را از دست ندهید، خلاق باشید و مکانها و دوستان جدیدی برای تمرین پیدا کنید. بالا روید تا روحیتان را بدست آورید، کتابهایی در مورد کوهنوردی مطالعه کنید و فیلمها یا اسلایدهایی تماشا کنید که ماجراهای کوهنوردی را نشان می دهد.

ادامه دارد... .

+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم تیر 1386ساعت   توسط معینی  | 

با توجه به احساس نیاز به کمبود آموزشهایی راجع به اصول آمادگی جسمانی در کوهنوردی بر آن شدیم که مقاله ای را که آقای شجاعی در وبلاگ خود نیمه کاره ترجمه کرده بود را کامل نموده و در اختیار خوانندگان عزیز قرار دهیم. امیدواریم تمام عزیزانی که آنرا مطالعه می کنند، بتوانند کمال استفاده را از آن ببرند.

مقدمه و قسمت شش ماه قبل از اجرای برنامه توسط آقای شجاعی ترجمه شده که در زیر قسمتی از آنرا می خوانید.

 

 

"مي خواهيد مک کينلي را صعود کنيد؟"

 

برنامه تمريني براي افزايش قواي جسماني در کوهنوردي

 

نوشته: Stacy Taniguchi
مرجع :
http://www.alpineascents.com/denali-train.asp

 

زمان آن فرا رسيده است که در برابر وسوسه "انجام يک کار با ارزش" يا فقط بر روي صندلي بنشينيد و درباره کوهنوردي ديگران مطلبي بخوانيد يا خود دست بکار شويد و کاري انجام دهيد. مک کينلي (يا دنالي) طي 90 سال گذشته توجه زيادي را به خود جلب نموده است. با خواندن گزارشهاي صعود اين کوه سترگ و ديدن تصاوير زيباي آن تعجبي ندارد که خواهان صعود آن شويد. براستي اين کوه آنقدر جذاب است که ارزش تلاش براي صعود را دارد.

ادامه... .

 

+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم تیر 1386ساعت   توسط معینی  | 

سطل زباله

چند وقت پیش از جناب آقای فاریابی عزیز تقاضا کردم که آموزشهایی راجع به روشهای حفاظت از محیط زیست  برای کوهنوردان بنویسند. که ایشان با دو جمله کوتاه جوابی بسیار کارآمد دادند.

جواب آقای فاریابی:
وبلاگ شما كه مزين به نام پهلوان مظلوم اخلاق وكوه نوردي است را از ابتداي تولد مطالعه كرده و در سرود كوهستان افتخار معرفي آن را داشته ام. درخواست بسيار متين شما در خصوص انتشار مطالبي در خصوص راه هاي حفاظت از محيط هاي كوهستاني به علم ، دانش و مطالعه ي دقيق ، عميق و بسيط نياز دارد. اين كم توان در هر مورد كه تراوشات ذهني عالمان و صاحب نظراني در اين حوزه را بيابد باز انتشار خواهد داد ب نيت ترويج! اما آنچه كه بيشتر خود به آن تاكيد مي كنم مصرف كمتر = محيط پاك تر است.. باقي بقاي شما

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم خرداد 1386ساعت   توسط معینی  | 

بخش بن رود و شهر ورزنه واقع در شرق اصفهان به دليل موقعيت خاص جغرافيايي داراي جاذبه هاي متنوع فرهنگي و طبيعي حائز اهميت است كه به صورت خلاصه به مورادي از آن اشاره مي شود . موارد ذيل باعث گرديد تا عده اي از دوستداران ميراث فرهنگي و گردشگري شهر ورزنه مصمم به ايجاد يك تشكل مردمي (NGO) زير نظر سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري استان اصفهان ، انجمني  تحت عنوان " انجمن دوستداران ميراث فرهنگي و گردشگري ورزنه " تشكيل دهند.

1- وجود تالاب بين المللي گاوخوني و حوضه پيرامون آن داراي چشم اندازهاي طبيعي از قبيل جنگل هاي كويري، درياچه ، گونه هاي متنوع حيات وحش خصوصا پرندگان كنار آبزي و آبزي، چشم انداز افق، تپه هاي شني به طول بيش از 70 كيلومتر ، چاههاي آرتزين و آثار دست نخورده تمدن انساني مانند قديمي ترين بندهاي انحراف آب ، بند هاي آسياب ، آب انبارها ، سكونتگاههاي وسيع خشتي مانند قلعه هاي نظامي و انتظامي و تاريخي مثل قله قورتان ، وجود شهر ورزنه به عنوان بزرگترين شهر خشت و گل حاشيه زاينده رود و شرق اصفهان ، برجهاي بي شمار كبوتر ، مساجد قديمي و ساير آثار تاريخي

 2- حفظ فرهنگ كهن ايراني در همه امور اعم از اقتصادي ؛ اجتماعي و مناسبات انساني ، طرز لباس بويژه در پوشش زنان ، گويش دري ، ثبات در حفظ اسامي كهن و قديمي محلات و مراكز جمعيتي و اموري از اين قبيل كه دست نخورده باقي مانده است.

3- معرفي صنايع دستي از قبيل سفره بافي و قالي بافي سنتي  اين منطقه كه متاسفانه در شرف انقراض مي باشد.

4- معرفي جاذبه ها و پتانسيل گردشگري منطقه از قبيل قايقراني در زاينده رود و شتر سواري در كوير و موارد ديگر جهت جذب سرمايه گذاران داخلي و خارجي و اشتغال زايي جهت جوانان جوياي كار
5
- جلوگيري از نفوذ فرهنگ بيگانه در سايه  توجه به فرهنگ غني اسلامي و ايراني و بومي و معرفي آن به ساير علاقمندان.

برای رفتن به این سایت اینجا را کلیک کنید

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم خرداد 1386ساعت   توسط معینی  | 

با توجه به اینکه فاصله زیادی بین ارایه بخشهای مختلف تالاب گاوخونی افتاد بنابراین تصمیم گرفتم در این پست این مقاله را بصورت یکجا ارایه کنم.

مقاله زیر به همت یکی از دانشجویان دانشگاه هنر اصفهان به نام خانم ن.جوانی تهیه و تدوین شده که در اختیار گروه کوهنوردی اوراز قرار داده اند.

منابع و تفرجگاه های آبی

رودخانه ها و تالابها:

در محدوده استان اصفهان رودهای متعددی جاری است که مهمترین آنها زاینده رود است. سایر رودها یا به زاینده رود میرزند و یا از نظر جهانگردی و ایرانگردی دارای جاذبه های قابل توجهی نیستند. نظر به اینکه موقعیت و اهمیت ویژه زاینده رود که یکی از تفرجگاه های مهم استان محسوب میشود


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم خرداد 1386ساعت   توسط معینی  | 

مصاحبه با کاظم فریدیان درباره علل صعود خود به K2:

 کاظم فریدیان

 
كاظم فريديان متولد سال 1349 قصد دارد هفته آينده ايران را به مقصد قله k2 با ارتفاع ۸۶۱۱ متر در پاكستان ترك كند. اين قله دومين قله مرتفع دنياست كه به گفته فريديان شانس صعود به آن در سال گذشته تنها دو درصد بوده است.

ادامه گزارش را در کوهنوشت بخوانید

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم خرداد 1386ساعت   توسط معینی  | 

گزارشی در وبلاگ سرود کوهستان

گزارش بي بي سي از مريم خسروي كوهنورد ايراني‌الا‌صل

اعتماد ملی/ محمد حسن نجاریان:

آمد، با قامتي متوسط، البسه‌اي معمولي به رنگ آسمان، كوله‌اي بر پشت، محكم چون دماوند، سرحال گويي به فردي مي‌مانست كه سيكل هم‌هوايي را گذرانده و همين امروز به قصد صعود نهايي مي‌رود. گشتي زد. انگار دنبال چيزي يا كسي مي‌گشت. برگشت، نيم‌نگاهي به ما انداخت، به كوه خيره شد و پرسيد: <شما ايراني هستيد؟> در پوست خود نمي‌گنجيد، اشك در چشمانش حلقه زده بود و...

مريم خسروي 22 ساله مثل خيلي از كوهنوردان ديگر براي فتح اورست به هيماليا آمده بود، مریم خسرویدختر ايراني، عضو تيم‌ هايمكس و بي‌بي‌سي. البته كار مهم‌تر آنها انجام تحقيقات پزشكي روي شرايط زندگي در ارتفاعات و تاثيرات آن بود. خسروي در پنج سالگي با پدر و مادرش از اصفهان به انگليس رفته بود، اما به خوبي فارسي صحبت مي‌كرد:در خانه با پدر و مادرم هميشه فارسي صحبت مي‌كنم . تسلط او به زبان فارسي بود كه شروع يك گفت‌وگوي مفصل شد:« 2۲ سالم است و دانشجوي سال آخر پزشكي هستم. از بچگي راگبي و‌ هاكي بازي مي‌كردم. 13 سالم بود كه به ارتفاعات انگلستان رفتم. يك سال بعد صعودهاي سالني و سنگنوردي را شروع كردم.»

اما خاطره‌انگيزترين صعود: «اولين صعود به ارتفاعات بلند، به قله كليمانجارو بود. جشن تولد 18 سالگي‌ام را بالا‌ي قلعه رفتم.» سنگنوردي در اسپانيا، صعودهاي مختلف يخ و سنگ در ارتفاعات شاموني فرانسه، قلب كوهنوردي دنيا، صعود به قله 6120 متري استوك و كانگري هند از مهم‌ترين برنامه‌هاي كوهنوردي خسروي است: «سال 2005 بود كه شانس با من يار شد و با تيم‌ هايمكس و بي‌بي‌سي به نپال رفتم و به قله 8025 متري صعود كردم. در آن برنامه هشت كوهنورد زن ديگر هم بودند، اما من فقط به قله رسيدم. كار دشواري بود، اما خيلي تمرين كرده بودم.»

آرزوي مريم خسروي هم مثل همه كوهنوردان رسيدن به بلندترين قله جهان، اورست است. بايد تا سال 2010 صبر كنم. من فقط تا گردنه جنوبي اورست، ارتفاع 7980 متري صعود مي‌كنم تا آنجا آزمايش پزشكي ورزشي روي من انجام شود. آزمايش خون، ريه، توانايي ذهني و هر چيزي كه باعث مي‌شود در ارتفاع، بدن با مشكل روبه‌رو شود.

خسروي 12 سال است كه از ايران رفته، اما هنوز با ياد ايران زندگي مي‌كند و آرزوي رسيدن به قله دماوند: «آرزويم است كه به دماوند بروم و عاشق روزي هستم كه برگردم اصفهان و پدرم در پاگرد خانه برايم كوبيده، درست كند. من و پدر و مادرم وقتي كنار هم هستيم به ايران فكر مي‌كنيم و غصه مي‌خوريم.»

مريم خسروي از شنيدن اينكه ايراني‌ها تا به حال به 9 قله بالا‌ي هشت هزار متر صعود كرده‌اند، اشك در چشمانش حلقه مي‌زند: «عالي است»، اما او از قبل مي‌دانست كه زنان كوهنورد ايران به قله‌هاي هشت هزار متري رسيده‌اند... برايم جالب بود. دوست دارم زنان ايراني به خود بقبولا‌نند كه قادرند هر كاري را كه مردها انجام مي‌دهند، انجام دهند. فقط همت و پشتكار مي‌خواهد.

خسروي منتظر روزي است كه به ايران بيايد: «اگر يك روزي به ايران بيايم، اول مي‌روم دماوند، بعد اسكي و بعد اصفهان زادگاهم.»

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم خرداد 1386ساعت   توسط معینی  | 

 

محمد اوراز

کوهنوشت:نمايشگاه عكس يادمان مرحوم "محمد اوراز" قهرمان كوهنوردي كشور يكشنبه در نگارخانه شهيد "بهرام هژبر" مجتمع فرهنگي هنري ارشاد اسلامي لرستان در خرم‌آباد گشايش يافت.

 یرنا در اين نمايشگاه كه با عنوان "گل به دامن" برپا شده ‪ ۵۶قطعه عكس با موضوع كوهستانها و مناظر ديدني كشور در معرض ديد عموم علاقمندان قرار گرفته است.

 

"اسماعيل كشت كار" هنرمند برگزاركننده اين نمايشگاه در گفت و گو با خبرگزاري جمهوري اسلامي اظهارداشت:اين هفته سالروز صعود قهرمانان تيم ملي كوهنوردي به قله اورست بوده وهدف اصلي برگزاري اين نمايشگاه در گراميداشت ياد و خاطره مرحوم "محمد اوراز" ورزشكار كوهنورد كشور است.

 

اين نمايشگاه از امروز به مدت سه روز براي بازديد عموم داير است.

+ نوشته شده در  دوشنبه سی و یکم اردیبهشت 1386ساعت   توسط معینی  | 

 

عنوان مقاله ای است که فرشید فاریابی در وبلاگ سرود کوهستان منتشر نموده است. ایشان در این مقاله مبحثی بسیار جالب را عنوان کرده که خیلی ها از خطر آن غافل هستند. در زیر بخشی از آنرا میخوانید:

مترجم نگین یقینی:

«خيلي ها با مضرات استفاده ي مجدد از بطري هاي پلاستيكي آشنايي ندارند. بعضي از شما ممكن است به استفاده ي مجدد از بطري هاي پلاستيكي عادت داشته باشيد. ايده ي بدي نيست! اما اميدوارم پس از خواندن ادامه ي اين مطلب كوتاه نظر شما تغيير كند.

اين داستان در دُبي اتفاق افتاد. زماني كه دختر 12 ساله اي بعد از استفاده ي طولاني (حدود 16 ماه) از بطري آب معدني "صفا " جان خود را از دست داد! او از يك بطري كه خود روي آن را نقاشي كرده بود و هر روز به مدرسه مي برد آب مي نوشيد. ادامه...

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1386ساعت   توسط معینی  | 

جناب آقای رامین شجاعی اقدام به ترجمه و انتشار کتاب هیمالیا به روش سبکبار نوشته اندی فانشاو و استفان ونبلز در وبلاگ داستان کوه نموده است. در زیر بخشی از مقدمه این کتاب را می خوانید:

هیمالیا به روش سبکبار

مقدمه
کوهنوردی سبکبار در هیمالیای بزرگ

در آوریل 1982، آلکس مکینتایر (Alex MacIntyre)، راجر باکستر جونز (Roger Boxter-Jones) و داگ اسکات (Doug Scott) عازم تبت شدند تا جبهه عظیم جنوب غربی شیشاپانگما، 8046 متر، سیزدهمین قله بلند جهان، را صعود نمایند. در 25 مه، در حالیکه قبلا حتی پایشان را روی آن کوه نگذاشته بودند، صعود جبهه برف و یخ 2500 متری آن را آغاز نمودند. درکوله های سنگینشان غذا برای چهار روز، یک کیسه خواب برای هر نفر، و یک چادر و یک اجاق مشترک حمل می کردند. همچنین طناب و مقدار کمی وسایل فنی نیز به همراه داشتند. در روز 28ام، بعد از سه شب مانی بر روی جبهه، به قله رسیدند و در روز 29ام به سلامت به بارگاه اصلی بازگشتند. ادامه...

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم اردیبهشت 1386ساعت   توسط معینی  | 

تصاویری دیدنی از اطراف فریدون شهر


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه هجدهم اردیبهشت 1386ساعت   توسط معینی  | 

تاریخ

نام برنامه

مدت

منطقه

9/1/86

دره ارواح

4 روز

دزفول

17/1/86

سنگنوردی

1 روز

صفه(اصفهان)

24/1/86

آب دام دام

1 روز

اردستان

31/1/86

همایش روز ریمن پاک

1 روز

صفه(اصفهان)

7/2/86

دیان

1 روز

اردستان

14/2/86

زیر زرد آب

1 روز

فریدون شهر

21/2/86

سنگنوردی

1 روز

دیواره پلیس راه (اصفهان)

28/2/86

شاهکوه

1 روز

اصفهان

3/3/86

کلکچال به توچال

2 روز

البرز مرکزی(تهران)

14/3/86

سهند

3 روز

تبریز

14/3/86

کار آموزی کوهپیمایی

3 روز

ــــــ

25/3/86

سنگنوردی

1 روز

صفه(اصفهان)

1/4/86

آبشار طامه

1 روز

نطنز

8/4/86

افوس

1 روز

فریدونشهر

15/4/86

سنگنوردی

1 روز

صفه(اصفهان)

22/4/86

جهان بین

1 روز

جونقان(شهرکرد)

29/4/86

آب ملخ

1 روز

سمیرم

5/5/86

دنا(قاش مستان)

2 روز

خفر (سمیرم)

19/5/86

دریاچه گهر

2 روز

درود

26/5/86

آبشار نیاسر

1 روز

کاشان

2/6/86

کرکس

1 روز

کشه(نطنز)

7/6/86

دماوند

3 روز

رینه

16/6/86

یادمان محمد اوراز

1 روز

صفه(اصفهان)

23/6/86

کارآموزی کوهپیمایی

ــــــ

ــــــ

30/6/86

کارآموزی کوهپیمایی

ــــــ

ــــــ

 

+ نوشته شده در  شنبه هشتم اردیبهشت 1386ساعت   توسط معینی  | 

كور سوي اميد در ميان يخ و برف 

پيكر نيمه جانش را از ارتفاع 7000 هزار متري با هر چه ته مانده توانشان بود، از ميان يخ و برف پايين كشيدند تا شايد بار ديگر، نگاه خسته‌اش در چشمان منتظر مادرش لانه كند.

به گزارش خبرگزاري فارس، پس از دو ماه انتظار، خستگي، سرما، استرس و دلتنگي، گوش به زنگ خبر محمد بوديم تا بار ديگر از ارمغان صعود بگويد تا روحمان آرام شده و با دستاني پر، اين كوه سركش را ترك كنيم؛ اما اين بار قله 8000 متري كاشربروم نامهربانانه پيكر نيمه جان همنوردمان را به ما هديه كرد و خود 5 روز تمام نظاره گر تقلاي جانانانه تك تكمان شد كه چگونه قامت خسته و مجروح عزيزمان را از ارتفاع به چنگ و دندان مي‌كشيديم. با هر بار ناله دردناكش، قلبمان فشرده و روحمان دلتنگ وطن مي‌شد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم اردیبهشت 1386ساعت   توسط معینی  | 

مسابقات سنگنوردی انتخابی تیم ملی در رشته بولدرینگ

مرگ زن کوهنورد در ارتفاعات توچال 

 

بر اثر سقوط از دیواره بند یخچال يك سنگنورد كشته شد

 

متن این خبرها را در کوه نوشت بخوانید

+ نوشته شده در  شنبه یکم اردیبهشت 1386ساعت   توسط معینی  | 

باتلاق گاوخونی یا تالاب گاخونی

باتلاق گاخونی از تالابهای با ارزش و نادری است که در فلات مرکزی ایران و در آستانه کویر قرار دارد. گاخونی به معنی گاوخانه است و گور خونی هم نامیده میشود. ظاهرا به علت وجود تعداد زیادی گورخر در گذشته به این نام معروف شده است.

مساحت گاخونی در حدود 476 کیلومتر مربع است و در 167 کیلومتری جنوب شرقی اصفهان قرار دارد. حداکثر عمق آن 80 تا 150 سانتیمتر است و در ارتفاع 1470 متری از سطح دریاهای آزاد قرار گرفته است. گاخونی با آغاز فصل سرما پذیرای هزارن پرنده مهاجر است که از شمال به آن ناحیه مهاجرت میکنند و فضای جالب توجهی را بوجود می آورند. اهم ین پرندگن مهاجر عبارتند از: کاکایی، آبچلیک، غاز، خودکا، اردک نوک پهن، حواصیل، خاکستری و لک لک.

اهمیت تالاب گاوخونی را میتوان به شرح زیر فهرست بندوی نمود:

-          دارای تولیدات و ذخایر بسیار بالا بیولوژیک است.

-          زیستگاه بسیارمناسبی برای آبزیان، حیات وحش و پرندگان مهاجر بومی است.

-          فضاهایتفریحی مناسبی دارد.

-          از زمینه های پژوهشی و تحقیقاتی برخوردار است.

-          مهاجرت پرندگان از نواحی شمالی در فصلهای سرد و یخبندان، و همچنین از نواحی جنوبی در فصلهای گرم به این منطقه، زیبایی جالب توجهی به آن می بخشد.

تالاب گاخونی یا خوان همیشه گستر

وجه تسمیه این تالاب با مراجعه به منابع بسیار متعددو متنوع میباشد که بهترین آن بدین شکل است: که گاو به معنی بزرگ بوده و خونی در اصل خوان و خوانی بوده به مفهوم سفره گسترده که اشاره به اکوسیستم حیات موجود منطقه دارد. علاوه در زبان پهلوی نیز «خانیک» به معنی حوز آبگیر است که میتوان انرا حوزه آبگیر گسترده معنی نمود.

تالاب گاوخونی که در فاصله 145 کیلومتری جنوب شرقی اصفهان واقع شده، با وسعت تقریبی 476 کیلومتر مربع و به شکل یک گلابی از شمال به جنوب کشیده شده است که در وسیع ترین قسمتها، طول آ« حدود 45 کلومتر و عرضش 35 کیلومتر و بسیار کم عمق بوده به قسمتی که حداکثر عمق این تالاب بیبن 80 تا 120 سانتیمتر میباشد. وسعت، عمق، میزان آب و حتی چشم انداز طبیعی آن وابسته به شرایط اقلیمی حوزه آبریز و میزان کم آبی و پر آبی رودخانه زاینده رود بوده که تنها آبریز دائمی آن تالاب به حساب می آید. شهر ورزنه در فاصله 14 کیلومتری تالاب، نزدیکترین و مهمترین مرکز جمعیتینواحی اطراف گاوخونی بوده که در ناحبه شمالی تالاب قرار داشته و در سال 1375(ه.ش) ساکنین آن حدود 10000 نفر شمارش شده که در فاصله 11 کیلومتری شرق شهر اصفهان قرار دارد.

راه های مهم دسترسی به گاوخونی به شرح ذیل میباشد:

1-      اصفهان- زیار- اژیه- ورزنه- گاوخونی

2-