تبليغاتX
گروه کوهنوردی اوراز

گروه کوهنوردی اوراز

در تاریخ 29/8/87 به ا تفاق 14 نفر دیگر از اعضاء گرو ه و مهما نان  در ساعت 20 اصفهان را به وسیله یک دستگاه مینی بوس به مقصد دیدن از غار کهک ترک کردیم .بعد از خروج از شمال اصفهان از جاده اصفهان ، تهران به مرکز شهرستان دلیجان در استان مرکزی رسیده و بعد از عبور از آن به دهستان دو دهک می رسیم . تقریباً 7 کیلومتر   بعد  ا ز دو دهـک  به سمت غرب جاده تغییر مسیر داده و در جاده آسفالته که در کنار تأسیسات اداره گاز می باشد به  سمت  روستای راوه   ادامـه مسیر دادیم. بعد از 25 کیلومتر حرکت در این جاده به روستای راوه رسیدیم و به طرف جنوب آن حرکت کردیم تا به روستای کهک در 12 کیلومتری آن قرار دارد برسیم .(برای رسیدن به روستای کهک از سه راهی نیزار که در 20 کیلومتری شمـال دو دهک می باشد نیز می توان استفاده کرد) ساعت 23:45 به روستای کهک رسیده وبه مسجد این روستا که همیشه درب آن رو به غار نوردانی که برای دیدن از غار کهک به این روستا سفر می کنند باز است ،رفتیم.

نفرات در یک محیط شاد به یاد ما ندنی وسر یک سفره به خوردن شام شدند . بعد از شام استراحت مختصری کردیم . ساعـت 2بامداد روز جمعه مسجد را به طرف غار کهک ترک کردیم . به علت قرارگرفتن دهنه ورود ی 70 سانتیمتری غار در دامـنه کوه نزدیک روستا واطلاع ما از حضور یک گروه 35 نفری دیگر برای بازدید از غار تصمیم بر آن شدکه هر چه زودتر خود را بـه غار برسانیم چون ورود و فرود 8متری به درون غار زمان بر می با شد. با همه تلاشمان برای سریع رسیدن به غار باز ما پـشت آن گروه قرار گرفته و تقریباً یک ساعت منتظر برای ورود به غار شدیم. این زمان فرصت خوبی  برای   راهـنمایی  و  تذکر بــه نفرات برای طریقه صحیح ورود و فرود به غار ، نحوه صحیح گام بر داری و حرکت درون غار به علت لغزنده بودن سنگـ های کف غار و مراقبت ونگهداری اکوسیستم (زیست بوم ) درون غار که توسط راهنما و سر پرست برنامه انجام شد.

به هر صورت ساعت 3:30 بامداد روز جمعه 30/8/87 نوبت به گروه ما رسید ،شروع به زدن کارگاه طبیعی جهت نصب پله رکاب و فرود به درون غار شدیم. تقریباً 45 دقیقه زمان برد تا همه ی نفرات با استفاده از پله رکاب و حمایت فرود کردند . در تالار ورودی چکنده های ( استالاکتیت ) سفید و کوچک و بلورین زیبای در سقف و چکیده های ( استالاکمیت ) قرمز رنگ و غول پیکر مسیر بازدید به دلیل رطوبت و عبور زیاد از آن بسیار لغزنده وخطر ناک برای افراد کم دقت به دلیل پرتگاهـهای اطراف آن می باشد مسیر با استفاده از فلش سفید رنگ روی سنگ ها مشخص بود ولی اگر گروهی برای اولین بار قصد دیدن از غار کهک را دارند احتیاج به راهنما الزامی است در تالار دوم وسوم با سقف های بلند آبشار سنگ های  سفید و قرمز رنگ ، چکنده و چکید های کوچک و بزرگ وبراق ، دیوار و سقف های بلورین وبراق وجود داشت که چشم هر بیننده  را مجـذوب و متحیر خود می کرد. اینجاست نمونه هایی از نشانه های پی بردن  به   عظمت پروردگار جهانیان و به حق نشانه ای   بــسیار کوچک برای خود شناسی وخداشناسی.

      محمد جواد کربا سی     


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه هشتم آذر 1387ساعت   توسط مرادخانی  | 

موضوع: پيمايش غارکلهرود

 غار کلهرود:

غار کلهرود یکی از غارهای غیر آهکی معروف استان اصفهان که معروفیتش بیشتر به خاطر گلی بودن این غار می باشد. غار کلهرود در 30 کیلومتری شمال مورچه خورت واقع شده که فاصله اش تا مرکز استان اصفهان تقریباً 110 کیلومتر می باشد. وجه تسمیه آن نیز از روستایی است به نام کلهرود  که در نزديکي آن قرار دارد.

اين غار با دهانه‌اي  نچندان بزرگ 5/1 متري  به‌صورت شکافي در بين سنگ‌ها  در دامنه کوه بعد از روستا به‌وجود  آمده‌است. نوع  و جنس اين غار غير آهکي است. درون غار مرطوب و خاک آن قرمز رنگ است.

گزارش اجراي برنامه:

ساعت 5:50َ روز جمعه 19/7/87  با يک دستگاه ميني‌بوس شامل 17 نفر از اصفهان حرکت کرديم. براي رسيدن به روستاي کلهرود بايد در جاده اصفهان ـ تهران حرکت کنيم و بعد از خروج از مورچه‌خورت بايد به‌طرف جاده  قديم کاشان که در شمال شرقي مورچه‌خورت مي‌باشد تغيير مسير بدهيم.

بعد از حرکت در جاده کاشان به يک سه‌راهي مي‌رسيم که سمت چپ آن به‌طرف روستاي کلهرود است. از سه‌راهي به‌سمت کلهرود حرکت مي‌کنيم. آسفالت اين جاده در اوايل راه خوب و مناسب است ولي هرچه به روستا نزديک مي‌شويم کيفيت خود را از دست مي‌دهد. به روستاي سر سبز و زنده کلهرود رسيده و از ميان آن گذشته به شمال آن مي‌رسيم. جاده‌اي که از روستا خارج مي‌شود خاکي است. غار نزديک روستا در سمت راست همين جاده خاکي در دامنه کوه مي‌باشد.

ساعت 7:15َ به مکان مورد نظر که کنار يک مکان مقدسي به نام قبرسه بزرگوار معروف بود رسيديم. ساختمان اين مکان نيمه کاره رها شده بود و فقط داراي ديوار و يک گنبد ناقص بود.

به نفرات 45 دقيقه وقت داده شد تا آماده حرکت به سمت غار شوند.

ساعت 8 همه وسايل اضافي خود را به داخل ميني‌بوس گذاشته و با وسايل و تجهيزات لازم به سمت غار حرکت کرديم. 15 دقيقه تا دهانه ورودي غار راه بود که از مسير پاکوب مشخصي حرکت خود را آغاز کرديم. ساعت 8:15َ به داخل غار رسيديم. براي نفرات توضيحات کامل توسط سرپرست برنامه، راهنما و افراد با تجربه تر داده شد. چون اکثر نفرات غار را براي اولين بار مي‌خواستند تجربه‌کنند.

غار کلهرود مسير هاي متفاوتي براي پيمايش دارد که با مشورت دوستان قرار شد ما به سمت شعبه گلي آن حرکت کنيم. قصد ما از رفتن به شعبه گلي رسيدن به حوضچه آبي بود که در انتهاي آن قرار داشت.

بعد از شيب نسبتاً تند وردي غار به سالن بزرگي رسيديم و به سمت چپ  و به طرف شعبه گلي راه افتاديم. در کف همين سالن اول در بعضي از فصول پر باران سال آب جمع مي‌شده که خط به جا مانده از آن کاملاً  مشخص بود. از شيب نسبتاً تندي دست به سنگ در اول مسير ، خود را به راه‌رو اصلي رسانديم.

در طول مسير از راه‌رو‌ها ، گربه رو ها و سينه‌خيز روهاي زيادي عبور کرديم. سقف و ديواره‌هاي آن مرطوب و پر گل سست قرمز بود، به طوري که با برخورد دست به آن ريزش مي‌کرد. در مسير در چند قسمت به علت شيب و لغزنده بودن آن مجبور به زدن کارگاه و حمايت نفرات با طناب‌هاي انفرادي موجود شديم.

تمام طول مسير قبلاً علامت گذاري شده بود. به هر صورت ساعت 11:45َ‌ به انتهاي مسير و حوضچه آب آن رسيديم . عمق آب در ظاهر زياد نبود . آب زلال و صافي داشت نفرات به استراحت پرداخته و عکسي به يادگاري گرفتند.

ساعت 12:20َ شروع به برگشتن از همان مسير رفت شديم. مسير تقريباً 5/3 ساعته رفت را تقريباً 5/2 ساعته برگشتيم چون بيشتر مسير فرود داشت.

ساعت 14:45َ از غار خارج شديم. تمام لباس‌ها و لوازم نفرات گلي شده بود و با همان وضعيت عکسي به يادگار گرفتيم که تا مدت‌ها پيمايش غار کلهرود در ذهنشان باقي بماند. همه نفرات خوشحال و راضي بودند چون در صحت و سلامت کامل به هدف خود رسيده بودند.

ساعت 15:10َ به ميني‌بوس رسيديم نفرات لباس‌هاي خود را عوض کرده و به استراحت و خوردن ناهار مشغول شدند. ساعت 16:45َ به سمت اصفهان حرکت کرديم و تقريباً‌ ساعت  18:30َ در صحت و سلامت کامل و خاطراتي خوش و به يادماندني  به آغوش گرم خانواده‌هاي چشم‌انتظارمان برگشتيم.

جا دارد اينجا از همه دوستاني که اينجانب را در اجراي به موقع و سالم اين برنامه ياري کردند کمال تشکر و قدرداني را بنمايم.

 محمد کرباسی

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم مهر 1387ساعت   توسط مرادخانی  | 



سبلان با ارتفاع 4811  متر از سطح آبهای آزاد دنیا سومین قله بلند ایران پس از دماوند و علم کوه است . این کوه زیبا در استان اردبیل و در نزدیکی مشکین شهر واقع شده و از آن به عنوان یک نماد مقدس برای مردم آذری زبان خطه اردبیل یاد می شود . صعود به سبلان یا به اصطلاح محلی ساوالان از مسیرهای متفاوتی امکان پذیر است که از آن نمونه می توان به مسیر شرقی یا حسینیه ، مسیر غربی و یخچال شمالی سبلان اشاره نمود . که هرکدام دارای نشانه های خاصی است. اگر چه قرار بود ما از مسیر غربی به سمت قله برویم اما با توجه به عدم صعود اکثر نفرات به سبلان تصمیم بر صعود از مسیر شرقی گرفتیم.
در اطراف سبلان که بلندترین قله منطقه است قلل بالای 4000 متر زیادی وجود دارد که هر کدام دارای ارزش صعودی خاصی است. و از آن نمونه می توان به قلل کسره داغ ، هرم داغ و قوشا اشاره نمود.

سه شنبه 14/03/1387

طبق برنامه ریزی های انجام شده و منظور نمودن برنامه صعود به قله سبلان در جدول زمانبندی گروه ساعت 18 روز سه شنبه اصفهان را به مقصد اردبیل ترک نمودیم . پس از عبور از شهرهای مختلف در مسیر از جمله ساوه ، قزوین، رشت و آستارا و عبور از منطقه زیبای گردنه حیران سرانجام به اردبیل رسیدیم. اگرچه قرار بود صبح روز 4شنبه اردبیل میزبان ما شود اما با توجه به ترافیک سنگین جاده در میان شهر های قزوین و رشت و ماندگاری 9 ساعته ما در راه، در ساعت 19 روز 15/03/1387 در حالی به ترمینال اردبیل می رسیم که تمام برنامه ریزی هایمان به خاطر تأخیر در رسیدن با مشکل مواجه شده است .


پس از استراحتی مختصر از ترمینال اردبیل با دو دستگاه ماشین به سمت شابیل حرکت می کنیم ساعت 21:30 به آبدرمانی شابیل که مملؤ از جمعیت است می رسیم در کنار منطقه در محلی صاف اما نه چندان آرام چادرهای خود را برپا می کنیم پس از صرف شام و انجام فریضه نماز به بررسی چگونگی صعود فردا می پردازیم . و تصمیم بر این می گیریم که ساعت 4:30 صبح فردا از خواب بیدار شویم و پس از جمع آوری وسایل به سمت پناهگاه حرکت کنیم .

پنجشنبه 16/03/1387

ساعت 4:30 بیدار باش اعضا بود و همه با انرژی خاصی شروع به جمع کردن وسایل کردند حدود یک ساعت زمان صرف شد تا نماز بخوانیم و اعضا وسایل شب مانی را جمع آوری نمایند و آماده حرکت شوند. اگر چه قرار بود مسیر زیبای شابیل تا پناهگاه را پیاده طی کنیم اما با توجه به کم تجربه بودن اکثر نفرات تیم و داشتن کوله پشتی های سنگین تصمیم گرفتیم این مسیر را با لندرور هایی که در منطقه بود طی نماییم تا خستگی مفرط مانع از ادامه صعود ما نشود. ساعت 7:15 به پناهگاه بزرگ و زیبای شماشرقی سبلان می رسیم این پناهگاه در فصل تابستان دارای امکانات آب ، بوفه ، انبار، دستشویی و اتاقهای اختصاصی جهت شب مانی است . و چون هنوز ما وارد فصل تابستان نشده ایم از این امکانات محرومیم .
چادری برپا می کنیم کوله پشتی های سبکتر مان را می بندیم و وسایل اضافی را در چادر می گذاریم و رأس ساعت 8 صبح گروه 7 نفره ما با نام و یاد خداوند منان و استعانت از درگاه لایزال او و در قالب صفی منظم به سمت قله حرکت می کند.


نسیم صبحگاهی منطقه آنچنان روح افزاست که خود، ما را وادار به رفتن می کند. پس از حدود 45 دقیقه از حرکت به سر یال ابتدایی می رسیم و از بالادست شاهد زیبایی های وصف ناپذیر منطقه می شویم . از اینجا به بعد مسیر دارای برف است و بایستی از آنها به صورت تراورس عبور کنیم. در راه گروههای زیادی وجود دارد که باعث شلوغی بیش از حد منطقه می شوند. گروه آهسته اما پیوسته در حرکت است. و هوا علی رغم وجود برف در منطقه رو به گرمی می رود . پس از حدود 5/1 ساعت کوهپیمایی از ارتفاع 4000 متر عبور می کنیم و با توجه به تغییرات بوجود آمده در سیستم بدن تا هم هوا شدن با این ارتفاع خستگی بیش از پیش بر ما غلبه می کند. 30 دقیقه استراحت ، فرصت خوبی برای تجدید قوا و عادت کردن به شرایط مذکور است. ساعت 11 صبح در ارتفاع 4200 متری در حالی که منطقه پوشیده از مه است آرام و بی صدا با گامهایی استوار و انگیزه ای مضاعف در حال صعود هستیم اگر چه استراحتهای میان راه از لحاظ تعداد افزایش یافته اما مدت زمان آن کوتاه است . باد نسبتاً تندی در منطقه می وزد و ما را به پوشیدن لباسهای مخصوص وادار می کند . ساعت 12:30 به پایین آخرین شیب در منطقه می رسیم که نهایتاً ما را به سنگ محراب (از جمله مشخصه های بارز سبلان) می رساند. اگرچه آخرین شیب است اما خستگی 5/4 ساعت کوهنوردی در آن ارتفاع از توان ما کاسته است و مسیری که کاملاً پوشیده از برف است را آرام آرام می پیماییم . ساعت 13:30 به کنار سنگ محراب و در پایین قله محراب می رسیم . استراحت می کنیم و در هوایی صاف اما نسبتاً سرد به مسیر خود که از بالای یخچال عظیم سبلان می گذرد ادامه می دهیم ساعت 14 روز 16 خردادماه 87 برای ما لحظه ای به یاد ماندنی است دیدن دریاچه زیبای سبلان اگرچه یخ زده است خستگی راه از تن ما بیرون می کند و ما محو تماشای عظمت بیکران خداوند در آیتی دیگر هستیم . خدا را سپاس می گوییم ، به یکدیگر تبریک می گوییم ، در کنار پرچم نارنجی رنگ گروه عکس یادگاری می گیریم و پس از استراحتی کوتاه با توجه به نداشتن زمان کافی به سمت پناهگاه باز می گردیم . مسیر بازگشت ما از همان مسیر بالا آمدن است مسیری که حدود 6 ساعت پیموده ایم را 4 ساعته باز می گردیم ساعت 18:30 به پناهگاه سبلان می رسیم انجام فریضه نماز ، صرف ناهار و بستن کوله پشتی ها جهت پایین رفتن از جمله کارهایی است که در طول مدت استراحت در کنار پناهگاه انجام میدهیم . مدتی را منتظر می مانیم تا ماشین جهت پایین رفتن به پناهگاه برسد . ساعت 20 پناهگاه شلوغ شمالشرقی را به مقصد شابیل ترک می کنیم . شب را در کنار آبدرمانی شابیل سپری می کنیم .

جمعه 17/03/1387

آبدرمانی شابیل راه خوبی برای رفع خستگی است . برای همین ساعتی از صبح را در استخر آبگرم می گذرانیم و درساعت 10:30 با شابیل مبدأ صعود خود خداحافظی می کنیم . مسیر برگشت ما تا اردبیل اگرچه از جاده ای خاکی است اما آنقدر زیبا و دوست داشتنی است که چشم هر بیننده ای را خیره می کند. ساعت 14 از ترمینال اردبیل به سمت اصفهان حرکت می کنیم و خرسند از بدست آوردن تجربه ای جدید از لذتهای صعود سخن می گوییم. ساعت 7 صبح 18/03/1387ترمینال کاوه اصفهان میزبان گروه ما می شود ضمن طلب حلالیت از یکدیگر خدا را سپاس می گوییم به خاطر همه آنچه که به ما عنایت کرده و ما را جزو مردمانی قرار داده که بتوانیم به واسطه دیدن نشانه های بیشتر شکرش را بیشتر به جای آوریم.


 
+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم تیر 1387ساعت   توسط معینی  | 

 

گروه کوهنوردی اوراز بر فراز قله کرگز

 

سرپرست برنامه:  علیرضا سید فروتن

 

کرگز  با ارتفاع تقریبی 3600  متر از سطح آبهای آزاد دنیا دومین قله بلند در میان کوههای مرکزی ایران است و از طبیعت نسبتاً بکر و دست نخورده ای برخوردار است. صعود به کرگز از 2  مسیر امکان پذیر است مسیر اول از سمت کامو ، که عموماً  مبدأ صعود گروههایی است که از سمت اصفهان به منطقه می روند و مسیر دوم از سمت قهرود که کاشانی ها بیشتر جهت صعود از آن برای رسیدن به قله استفاده می کنند. اگرچه به طور طبیعی کرگز بایستی تا اواسط اردیبهشت ماه دارای برف زیادی مخصوصاً در نزدیکی های قله باشد اما به دلیل کم بودن ریزش رحمت آسمانی در فصل قبل و اکنون منطقه نسبتاً خشک و بی آب است.

 

جمعه 30/01/1387

طبق برنامه ریزی های انجام شده و منظور نمودن برنامه صعود به قله کرگز در جدول زمانبندی گروه ساعت 6:30 روز جمعه اصفهان را ....


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم اردیبهشت 1387ساعت   توسط   | 

آنالوجه با ارتفاع تقریبی 4100 متر از سطح آبهای آزاد دنیا دومین قله بلند منطقه بعد از دالانکوه است . شکل مخروطی آنالوجه و شباهت زیاد آن به بام ایران باعث شده که از آن به عنوان دماوند اصفهان یاد شود. به خاطر قرار گیری آنالوجه در منطقه سردسیر فریدن این کوه دارای زمستانی سخت ، پر برف و طاقت فرساست . جهت صعود به قله آنالوجه دو مسیر نسبتاً عمومی وجود دارد که اولی از روستایی به نام دامنه شروع می شود و دومی از روستایی به نام آنالوجه.

پنچ شنبه 13/10/1386

پس از انجام برنامه ریزیهای مختلف و منظور نمودن برنامه آنالوجه در جدول زمانبندی زمستانی گروه که قرار بود به میزبانی هیأت کوهنوردی نجف آباد و با صعود کوهنوردان تمامی استان انجام پذیرد نهایتاً در ساعت 14:45 روز پنج شنبه با یاد و نام خداوند باریتعالی از سمت اصفهان به سمت آنالوجه حرکت خود را آغاز کردیم . پس از عبور از شهرهای نجف آباد ، تیران و داران سرانجام در ساعت 17:45 به روستای آنالوجه رسیدیم طبق هماهنگی های به عمل آمده توسط هیأت نجف آباد قرار بر این شد تا برای استراحت شبانه و انجام برنامه های همایش کوهنوردان استان شب را در حسینیه آنالوجه با ظرفیت حدود 400 نفر سپری کنیم . پس از انجام مقدمات اولیه اسکان و جا گیری گروههای مختلف در حسینیه از طرف سرپرست برنامه ساعت 20:30 جهت شروع برنامه همایش اعلام شد . چگونگی نحوه صعود ، زمانبندی صعود ، تعیین مسئولیتها در صعود ، سخنرانی ، اجرای برنامه طنز و تجلیل از پیشکسوتان از جمله مواردی بود که در برنامه 5/1 ساعته هیأت نجف آباد گنجانده شده بود. ساعت 22:45 ساعت خاموشی و استراحت شبانه بود.

 

جمعه 14/10/1386

ساعت 5 صبح تمامی کوهنوردان از خواب برخاسته تا به انجام کارهای قبل صعود که قرار بود ساعت 6 آغاز شود بپردازند صرف صبحانه ، بستن کوله پشتی قله و انجام فریضه نماز کارهای قبل از صعود هر کوهنورد بود . ساعت 6:10 آخرین نفرات صعود کننده از حسینیه خارج شده تا به خیل کوهنوردان در مسیر صعود بپیوندند . پس از تجمع تیم ، شمارش آغاز می شود و حاکی از آن است که از جمع 180 نفره کوهنوردان 170 نفر در صعود شرکت کرده اند که در این میان گروه ما سهمی 6 نفره را به خود اختصاص می داد .

پس از عبور از میان ده و رسیدن به دامنه کوه صعود خود را در پناه لطف بیکران حضرت حق در ساعت 6:30 آغاز می کنیم . مسیر با شیب نسبتاً تندی آغاز می شود  و وارد دره ای میگردد که ما را به سمت غرب راهنمایی می کند . در میان پیچ و خم دره آهسته و پیوسته به صعود می پردازیم کلیه نفرات در قالب یک صف منظم در حال صعود هستند ، هوا نسبتاً سرد است و به خاطر حرکت در میان دره از نعمت گرمای آفتابی که حدود نیم ساعت از تابش آن می گذشت محرومیم.

پس از عبور از شیب و دره مذکور سرانجام در ساعت 8:15 به دشت معروف آنالوجه که پوشیده از برف بود رسیدیم هوا صاف و عاری از هر گونه تنش بود استراحتی 5 دقیقه ای باعث می شد که نفرات بتوانند به بازیابی توان پرداخته و به صعود ادامه دهند. مسیر دشت سفید پوش را با چند استراحت کوتاه مدت در 5/2 ساعت می پیماییم و با حرکت به سمت شمال به طرف یال صخره ای قبل از قله رهسپار می شویم ساعت حدود 11 است که تعدادی از نفرات از طی ادامه مسیر انصراف داده و با هماهنگی به پایین باز میگردنند .

گروه 120 نفره باقیمانده به ادامه دادن مسیر پرداخته و از روی یال مذکور رهسپار قله می شوند اگر چه تیم صعود کننده در این مکان گاهگاهی از هم گسسته می شود اما دست به سنگ شدن نفرات در بعضی مکانها و گذر زمان باعث می گردد تا تیم شالوده اصلی خود را پیدا کند.

ساعت 12:45 است در 50 متری انتهای منطقه صعود هستیم خبری ناگهانی تمامی نفرات را به خود متوجه می سازد ، یخ زدگی مسیر بر روی سنگهای شیبدار نزدیک قله مانع از ادامه پیشروی ما به سمت قله می شود . از آنجا که بایستی سلامتی تیم در رأس امور قرار گیرد و نفرات هر تیم بایستی در هر برنامه تابع مطلق سرپرست برنامه باشند لذا کلیه نفرات بنا به صلاحدید سرپرست برنامه و مسئول کمیته فنی در ساعت 13 به سمت پایین باز می گردنند هوا رو به سردی می رود و ابرهای تیره منطقه را می پوشانند و ما در حال فرود از همان مسیری هستیم که به سمت بالا حرکت کرده ایم .

ساعت 16:30 دقیقه حسینیه آنالوجه دوباره میزبان گروههای مختلف می گردد . قرار است ساعت 18 آنالوجه را به قصد اصفهان ترک نماییم در این فاصله نماز خواندن ،  صرف نهار و بستن مجدد کوله پشتی ها بهترین کاری است که می توان انجام داد.

ساعت 20:30 است که وارد شهر سلمان محمدی ، اصفهان می شویم .

خدا را به خاطر تمامی نعمتهایش سپاس می گوییم و سرخوشیم از آنکه باز به ما توان داد تا پای بر دامان کوه نهیم و بر بلندای آن شکرش را به جای آوریم ، کوله باری از تجربه را نصیب ما کرد و ما را در پناه خود محفوظ نگاهداشت تا همه در صحت و سلامت کامل به آغوش گرم خانواده باز گردیم و به فکر صعود های آتی باشیم.

 

به امید روزهای سلامتی و پیروزی

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم اسفند 1386ساعت   توسط معینی  | 

 

سرپرست برنامه: مهدی صدقی پور

تهیه کننده گزارش: علیرضا سید فروتن

الوند با ارتفاع 3450 متر بلندترین قله منطقه همدان است و از جمله کوه هایی است که به دلیل وجود در منطقه سردسیر همدان دارای زمستانی سرد و طاقت فرساست. البته بایستی دانست که زمستان الوند از اواخر ماه آبان آغاز شده و تا اواخر فروردین ماه ادامه می یابد. به دلیل نزدیک بودن الوند به شهر همدان و همچنین وجود جاذبه گردشگری گنج نامه در دامنه این کوه زیبا همه هفته خیل مشتاقان طبیعت و کوهنوردی به سمت منطقه رهسپار می شوند و به صعود الوند و بازدید از مناطق دیدنی اطراف آن می پردازند.

از جمله مواردی که در مورد الوند و اهمیت آن در صعود می توان اشاره کرد این است که این کوه منطقه ایست برای اجرای برنامه های تمرینی فدراسیون کوهنوردی و همچنین تیمهای آزادی که قصد صعود به قلل خارج از کشور به خصوص کوه های منطقه هیمالیا را دارند.

پنج شنبه 01/09/1386

طبق قرار از پیش تعیین شده ساعت 16از ابتدای خیابان امام خمینی (ره) حرکت خود را با نام و یاد پروردگار باریتعالی و در پناه مهربانیهایش به سمت همدان آغاز نمودیم. پس از عبور از شهرهای مورچه خورت، میمه، سلفچگان و نهایتا ساوه در ساعت 20:15 به شهر اراک رسیدیم مردم اراک بسیار خونگرم و مهمان نواز هستند. بنا به صلاحدید سرپرست برنامه قرار شد که اعضا به استراحتی 1 ساعته پرداخته و پس انجام فریضه نماز و صرف شام به سمت همدان حرکت کنیم. پس از خروج از شهر اراک در ساعت 21:30 و عبور از شهر های تویسرکان و ملایر در ساعت 00:30 بامداد روز جمعه به شهر زیبا و نه چندان خلوت همدان رسیدیم.

جمعه 02/09/1386

پس از استراحت شبانه در چادرهای برپا شده توسط اعضا در کنار مسیری که به گنج نامه ختم می شد در ساعت 5 همه اعضا از خواب بیدار شده و به جمع کردن وسایل خود جهت صعود به الوند می پردازند. جمع کردن چادرها، بستن کوله پشتی های صعود و پاکسازی منطقه شب مانی از جمله کارهایی است که اعضا در طول زمان تعیین شده به آن می پردازند.

ساعت 6:30 با نام خالق هستی پای در دامان کوه می گذاریم و صعود خود را در قالب یک صف منظم آغاز می کنیم. از آنجایی که تقسیم انرژی برای تمامی مراحل صعود بایستی به طور منظم انجام پذیرد لذا با گامهایی آهسته و پیوسته در شیب ابتدای مسیر راه را به سمت پناهگاه پیش می گیریم. شمارش اعضا حکایت از 10 نفر بودن گروه ما دارد. کوهنوردان زیادی در منطقه کوله بار بر دوش در حال صعود به سمت پناهگاه هستند پیر و جوان، زن و مرد.

پس از عبور از 2 شیب نسبتا تند بر سر یالی می رسیم که از آنجا شهر همدان به خوبی نمایان است و پناهگاه میشان 1 نیز در سمت جنوب غربی خودنمایی می کند مسیر مملو از جمعیت است در نزدیکی های پناهگاه مسیر دارای یخ زدگی نسبتا کمی است که نشان از سفید پوش بودن بقیه مسیر است ساعت 8 است که پناهگاه میشان 1 میزبان گروه 10 نفره ما می شود. حدود 45 دقیقه در پناهگاه استراحت می کنیم و پس از صرف صبحانه ضمن خارج شدن از پناهگاه به راه خود به سمت قله ادامه می دهیم. به فاصله 10 دقیقه از پناهگاه میشان 1 به میشان 2 می رسیم که از لحاظ وسعت و امکانات از میشان 1 در رده پایین تری قرار دارد. دشت میشان منطقه ای است گسترده که دور تا دور پناهگاه میشان 2 را احاطه کرده و زیبایی خاصی با سفید پوش شدنش به منطقه می دهد.

از اینجای مسیر جمعیت به طور قابل ملاحظه ای کاهش می یابد و تنها کسانی که قصد صعود به قله را دارند از این منطقه به بعد صعود می کنند.

شیب سفید پوشی را که به تخت نادر منتهی می شود در حدود 30 دقیقه می پیماییم از اینجا قله عقابی شکل الوند به خوبی نمایان است اما باد فراوان منطقه و وجود ابرهای تیره و کولاکی نسبتا تند مانع از دیدن قله در بعضی مواقع می شود.

پس از رسیدن به تخت نادر و استراحتی 15 دقیقه ای راه را به سمت جنوب پیش می گیریم و در شیبی نسبتا تند از میان برف و سنگ با برف کوبی به سمت قله ای که هنوز در میان کولاک پنهان است پیش می رویم.

جذابیتهای منطقه به حدی زیاد است که چشم هر انسانی را خیره می کند. نقابهای برفی کوچک و بزرگ بر روی سنگهای سیه فام الوند ما را مبهوت قدرت لایزال باریتعالی می کند. چه زیباست آنگاه که از میان این همه زیبایی به صعود می پردازیم و در ساعت 11:25 بر فراز قله 3450 متری الوند شکر خدای را به جای می آوریم، ندای پیروزی سر می دهیم، عکس یادگاری می گیریم و از همان مسیر به سمت پایین باز می گردیم.

ساعت 13:30 در پناهگاه میشان 1 خسته، اما خوشحال از صعودی موفق به صرف ناهار می پردازیم. ساعت 14:45 از همان مسیر صعود به پایین باز می گردیم در ساعت 15:15 در کنار گنج نامه جای تمامی اعضا را خالی کرده و عکس یادگاری می گیریم. در ساعت 16:30 پس از انجام فریضه نماز، استراحت و جمع کردن وسایل سوار بر وسیله نقلیه به سمت اصفهان حرکت می کنیم. شام روز جمعه را در اراک صرف می کنیم.

ساعت 00:30 بامداد روز شنبه است که شهر سلمان محمدی یعنی اصفهان بار دیگر ما را به آغوش گرم خود می پذیرد و این مهم است که ما باز با کوله باری از تجربه های گوناگون به شهر و دیار خود بازگشته ایم و همه در صحت و سلامت کامل به سر می بریم اما یادمان هست که تمامی اینها را مدیون لطف یزدان پاک هستیم. خدایا تو را به خاطر تمام نعمتهایت سپاس./

به امید روزهای سلامتی و پیروزی

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم آذر 1386ساعت   توسط معینی  | 

یادمان محمد اوراز

 

نمی دانم گذر ثانیه ها و زمان چگونه است که گاه انسانهایی را در خود فرو برده و به ورطه فراموشی می سپارد ، و آنقدر در عمق زمان فرو می روند که ممکن است حتی یاد آنها نیز در ذهن انسانهایی که دوستشان دارند محو گردد. و چه زیباست آنگاه که انسانی به سبب پاکی دل ، بلندی روح ، استواری عزم و صفای اخلاق در ذهن انسانها آنچنان نقش می بندد که شاید تا سالیان سال و قرنهای متمادی از یادها فراموش نشود و هر روز به موجب شناخت بیشتر مهرش در دل مردمان زمان فزونی می یابد.

محمد اوراز از آن دسته قهرمانانی است که اگرچه به اندازه مقام و منزلتش از او در مجامع ما یاد نمی شود ، اما همین بس که هر که او را از دور و نزدیک می شناخت شیفته رفتار و منش او می شد. رفتار و منشی که چه قبل از مرگ و چه پس از آن برای همه قابل تحسین و ستودنی بود. اما حیف ، حیف که محمد نیست تا ما از او درس مردانگی و اخلاق بیاموزیم ، با او همقدم شویم و پای در دامان مقدس کوه گذاریم، در لحظه لحظه حضورش رنگ سبز خلوص را ببینیم و از با او بودن لذت ببریم. 

اکنون 4 سال از آن واقعه جانسوز می گذرد که محمد غریبانه اما با عزت از میان ما پر کشید و رفت. چه روزهای غم انگیزی بود.

خوب یادم هست بهمن ماه سال 1382 آن زمان که در کنار معروف اوراز (برادر محمد) در جوار مزار ساده و بی آلایش قهرمان کوهنوردی ایران در دامنه کوه سلطان ایستاده بودم و آنچنان با حسرت بر مزارش می نگریستم که حتی زبان را یارای سخن نبود.  

 

جمعه 16/06/1386

پس از برنامه ریزیهای انجام شده در زمان تنظیم جدول زمانبندی و نحوه اجرای برنامه های گروه و همچنین برنامه ریزی خاص در روز جلسه گروه اکنون روز موعود فرا رسیده بود تا ما به عنوان عضوی ناچیز از جامعه بزرگ کوهنوردان ایران در چهارمین سالروز عروج جاودانه محمد اوراز یاد و خاطره همه دلاوریهایش را گرامی بداریم و ثابت کنیم که رهروانی صادق هستیم رهروانی که همیشه به داشتن نام اوراز افتخار کرده وآن را مایه عزت گروه می دانند.

ساعت 5:30 روز جمعه 16/06/86  پانزده نفر از اعضای با وفای گروه کوهنوردی اوراز به همراه 12 نفر از اعضای گروه کوهنوردی مبارز و جمعی از کوهنوردان اصفهانی از ورودی کوه صفه با هدف گرامیداشت یاد و خاطره قله نورد شرافت و پاکدامنی در چهارمین سالروز عروجش و ترویج فرهنگ کوهنوردی سالم و بی خطر، در قالب یک صف منظم پای در دامان کوه نهادند.

از آنجایی که به جهت شناساندن محمد اوراز به عموم مردم و همچنین آشنایی مردم با اصول اولیه کوهنوردی جزواتی تهیه شده بود که به همراه جدول زمانبندی و نحوه اجرای برنامه های گروه در پاییز 86 به مردم تحویل می شد لذا یک تیم 2 نفره از اعضای گروه در همان ابتدای مسیر مسئولیت توزیع برگه ها را بر عهده گرفتند. و بقیه اعضا به راه خود ادامه دادند.

کوه صفه به دلیل نزدیک بودن به شهر در روزهای تعطیل میزبان خیل عظیمی از مردم است که این خود تأثیر مستقیم بر بروز حوادث ناگوار دارد ، به همین جهت قرار بر این شد تا 6 اکیپ 2 نفره در پایین و بالای شیبهای خطرناک مستقر شده و از عبور و مرور در آن شیبها جلوگیری کنند. به همین دلیل اکیپها پس از انتخاب نفرات به همراه کارت شناسایی مربوطه از گروه جدا شده تا در محل خود مستقر گردند شایان ذکر است که تمام اکیپها به وسیله بی سیم با یکدیگر و سرپرست گروه در تماس بودند و در مواقع ضروری از یکدیگر کمک میطلبیدند.

تیم 20 نفره ای که جهت صعود به قله از مسیر گردنه باد در حال حرکت بودند پس از عبور از کنار اکیپهای مستقر در محلهای مشخص شده نهایتاً در ساعت 7:30 به قله رسیده و پس از فتح قله ، پیام قله را قرائت کرده ضمن گرامیداشت یاد محمد مهربان در کنار پرچم نارنجی رنگ گروه عکس یادگاری می گیرنددر آنجا گزارشی نیز توسط یکی از خبرنگاران باشگاه خبرنگاران جوان تهیه می شود تا پس از تدوین گزارش خبری آن نیز برای پخش در شبکه اصفهان آماده گردد.

تیم صعود به قله خرسند از اینکه توانسته اند در روزی که به نام محمد اوراز نامگذاری شده به قله دست یابند و به یاد او باشند حال عزم بازگشت کرده و به سمت پایین برمی گردند.

قرار بر این است که تمام نفرات تیم صعود نیز در راه بازگشت همانند اکیپهای مستقر به آموزش و امداد بپردازند و در صورت لزوم به مردم همیاری و کمک برسانند. ساعت 9:30 صبح نفرات صعود کننده به قله در پناهگاه ساده و بی آلایش کوه صفه گرد هم می آیند و به صرف صبحانه می پردازند.

اکیپهای مستقر نیز قرار است تا ساعت 11 در محل خود بمانند. جالب است بدانید که در آن روز به لطف خداوند رحمان و به برکت وجود اعضای گروه در کوه صفه هیچ حادثه ای رخ نداد و جالب تر آنکه اکیپهای امدادی هلال احمر و آتش نشانی که در منطقه مستقر بودند و شاهد سعی و تلاش اعضا ، خواستار حضور همیشگی کوهنوردان در چنین صحنه هایی شده و حضور اعضا را تحسین می کردند.

بالاخره در ساعت 11:30 تمامی نفرات در همان مبدأ صعود گرد هم آمده ضمن بررسی اجمالی برنامه ، خشنود از اجرای چنین برنامه ای از یکدیگر خداحافظی می کنند تا این صعود پر تجربه نیز برگ سبزی باشد در دفتر افتخارات و خاطره های گروه و اعضایش.

 

به امید روزهای سلامتی و پیروزی

علیرضا سید فروتن                    

 سرپرست گروه کوهنوردی اوراز

+ نوشته شده در  یکشنبه یکم مهر 1386ساعت   توسط معینی  |