تبليغاتX
گروه کوهنوردی اوراز

گروه کوهنوردی اوراز

همشهری/ مهندس فاطمه ظفرنژاد:

اصفهان زیباترین شهر جهان در خاموشی زاینده رودش اندوهگین و افسرده است.

در اردیبهشت ماه - دومین ماه بهار بسیار پرباران امسال - در دو سوی پل‌های زیبای این شهر که از شاهکارهای معماری جهان به شمار می‌روند، زنده رود چنان فروخشکیده که رهگذران دیگر نیازی به گذشتن از روی پل‌ها احساس نمی‌کنند و گام زنان بستر پهناور و خشک را می‌پیمایند. گفته می‌شود در بالادست، آمار بارندگی در برخی روزها به بیش از 300 میلی متر هم رسید اما پل خواجو، پل شهرستان و سی و سه پل سوگوارانی در میان سوگواران ساحل نزدیک‌اند.  آنچه در پی‌می‌آید گزارشی است در باره علت خشک شدن زاینده‌رود و تالاب گاوخونی


این گزارش تنها گوشه‌ای از تخریب‌های ناشی از ساخت وساز در حوزه‌های آبخیز را نشان می‌دهد. 29 اردیبهشت روز مبارزه با ساخت وساز در آبخیز‌هاست. انتظار می‌رود پیش از آنکه دیرشود – هر چند که هم‌اکنون هم خیلی دیر شده است - مسئولان برای جلوی‌گیری از روند لجام گسیخته ساخت‌و‌ساز در آبخیزها چاره‌ای بیندیشند.

در بالادست آبخیز، ساخت سدها و سامانه‌های انتقال بی‌هیچ دغدغه درباره سرنوشت صاحبان آب و حقابه‌ها در پایین دست، سال‌ها و سال‌ها ادامه یافته است و البته هرگز هیچ ارزیابی‌ای از اثرات این هجوم و تجاوز به حقوق روستائیان و جوامع بومی ‌و نیز تجاوز به طبیعت انجام نشده است. ویلاهای کنار دریاچه سد زاینده رود نیز افسانه‌هایی دارند گفتنی. خروشان ماندن رودخانه و تحقق حقابه کشاورزان پایین دست و زنده ماندن تالاب گاوخونی، با پرآب ماندن دریاچه سد مغایرت دارد. سد باید پرآب باشد تا بتواند بهره برداری شود و نیز خوشی صاحبان ویلاهای مشرف به آن منقص نشود. این شاید عینی‌ترین دلیل وجود سد زاینده رود است. وگرنه تقسیم حقابه زاینده رود از قرن‌ها پیش در شبکه‌ای بسیار منظم و اندیشمندانه انجام شده بود.

شبکه سنتی زاینده رود هنرمندانه به همه جا و حتی به تالاب گاوخونی آب می‌رسانید. سد ساخته شد تا زمین‌هایی که آب داشتند را دوباره آبیاری کند که البته ناتوان از مسئولیتی که به ظاهر برایش نوشته شده بود تنها توانست محلی برای خوش گذرانی گروهی خاص باشد.

پایین دست آبخیز

پس از گذر از اصفهانی که با زاینده رود فروخشکانده شده دیگر نصف جهان نیست، اگر به دنبال سرنوشت رود باشیم با گذشتن از تاریخی کهنسال، فاصله اصفهان، دشتی، زیار، برسیان، اژیه را به طول 109 کیلومتر طی می‌کنیم و به ورزنه آخرین شهر آبخیز در 30 کیلومتری تالاب گاوخونی می‌رسیم. راه 110 کیلومتری دیگری اصفهان را به کوهپایه، سپس به قورتان با قلعه تاریخی عصر آل بویه آن و سپس به ورزنه با کبوترخانه‌های بزرگ و ساختمان‌های حامل معماری درخشان و پایدار بومی‌منطقه می‌رساند. انجمن دوستداران میراث فرهنگی و گردشگری شهر ورزنه، تاریخ این شهر را از هزاره سوم می‌دانند و شواهد زیادی از جمله بنای مسجد جامع ساخته شده روی بقایای یک آتشکده ساسانی، آراسته با کتیبه‌های عصر تیموری، موید این ادعاست. گویش خاص منطقه که از گویش پهلوی ساسانی به جامانده و نیز آداب و پوشش زنان تا اندازه زیادی هویت دیرینه این جامعه بومی‌در پایین دست‌ترین بخش‌های آبخیز زاینده رود را آشکار می‌کند.

مردم ورزنه می‌گویند که بخش زیادی از اراضی آنها پس از ذخیره و انحراف آب در بالادست‌ها، دیگر هیچ آبی دریافت نمی‌کند و بایر و بیابانی شده است. کشاورزان دسترسی بسیار کمی‌به آب دارند. با وجود خشکی زاینده رود در بالادست‌ها، زیر پل آجری تاریخی ورزنه با طول 86 متر و عرض 5/6 متر و ارتفاع 6 متر که در زمان صفویه ساخته شده، گذر آب دیده می‌شد. گفتند که این در حقیقت پساب کارخانه‌های بالادست است که تصفیه نشده در بستر خشکیده زاینده رود رها شده و وارد شهر ورزنه می‌شود. این پساب سمی، زمین‌هایی را که حقابه شان در سد زاینده رود به ناحق ضبط شده را شور و تخریب می‌کند. نیز ورود آن به تالاب، آخرین بازمانده‌های گونه‌های جانوری را به مرگ دسته جمعی محکوم کرده است. عکس‌های تالاب بیانگر سرنوشت دهشتناک تالاب و همه موجودات و جوامع وابسته به آن است. 30 کیلومتر پس از ورزنه به چاهه زاینده رود یعنی به تالاب گاوخونی می‌رسیم.

تالاب گاو خونی

آنگونه که مردم می‌گویند گاو خونی یا گاو خوانی به معنای بزرگ چاهه است. گاو خونی25 کیلومتر طول و 15 کیلومتر عرض و 470 کیلومترمربع وسعت داشته است. این تالاب یکی از 22 تالاب ایران به شمار می‌رود که در سال 1354 به ثبت پیمان نامه بین المللی رامسر رسید. ارتفاع تالاب از سطح دریای آزاد 1470 متر و بیشینه ژرفای آن یک متر بود. تالاب تا پیش از مرگ خود همه ساله میزبان شمار زیادی پرندگان مهاجر مانند بود که تالاب را برای زمستان گذرانی و جوجه آوری برمی‌گزیدند. اینک تالاب نه دیگر آنگونه که از نامش برمی‌آید بزرگ است و نه دیگر آبی دارد.

تا دوردست‌ها نه نیزاری، نه زیستگاهی، نه ماهی و جانور آبزی، نه دوزیست و جانور کنارآبزی و نه پرنده مهاجری. هرچه هست کویری است برهوت که زمینش از خشکی می‌ترکد و قاچ‌های ژرف دارد؛ کویری که با هر وزش باد، گردوخاک و غبار پر از مواد شیمیایی بجا مانده از پساب رها شده کارخانه‌های بالادست را به کام کودک و پیر و جوان جوامع بومی‌پیرامون می‌ریزد.

پیامد ساخت و ساز در آبخیز بر جوامع بومی

نیل پستمن، در کتاب «تکنوپلی» خود از دلباختگان تکنولوژی سخن می‌راند و نام تکنوفیل را بر آنها می‌نهد. تکنوفیل‌ها مانند یک عاشق به تکنیک و فناوری می‌نگرند بی‌آنکه لحظه ای نقاب از چهره آن بردارند یا اندکی به پیامدهای آن بیندیشند. پستمن چنین ادامه می‌دهد:« این چنین انسان‌هایی خطرناکند و باید با احتیاط با آنان روبرو شد». سد بسیار بزرگ زاینده رود با ظرفیت ذخیره 1200 میلیون مترمکعب در 1348 به دست تکنوفیل‌های شرکت‌های غیرایرانی منتفع در ساخت‌وساز در آبخیزها ساخته شد. در زمانی کوتاه پس از ساخت سد، روستاهای پایین دست و نزدیکترین همسایگان تالاب گاوخونی از جمله روستای شاخ کنار متروکه شدند. کشاورزان با دستی کوتاه از همه جا، زمین‌های موروثی پررونقشان را که با ساخت سد به کویری بی آب و بایر بدل شده بود رها کردند و به سرنوشتی نامعلوم و تلخ در حاشیه شهرها محکوم شدند.

اهالی منطقه، زمان خالی از سکنه شدن شاخ کنار را همان زمان‌ها اعلام می‌کنند. ویرانه‌های این روستای کهنسال- در 10 کیلومتری تالاب- در پایین‌ترین نقطه رودخانه زاینده رود حکایت غم انگیز تجاوز به حقوق جوامع بومی، نادیده گرفتن حقابه آنها از رودها و پایمال کردن حقوق دیرینه چندین هزارساله آنها بر تالاب‌هاست. اهالی ورزنه می‌گویند که حق آنها از آب زاینده رود در اسناد بجامانده از عهد صفوی و حقابه‌هایی که شیخ بهایی برای آنها درنظر گرفته بود بازتاب یافته است. تقسیم آب زاینده رود با کمک دانش حقیقی شیخ، چنان انجام شده بود که تا پایین‌ترین بخش‌ها، حقابه بران سهم خود را می‌یافتند و طبیعت نیز سهم خود را می‌یافت.

50 سال ساخت و ساز در آبخیزها با نام توسعه، پیامدهای بسیار ناگواری بر کوهستان‌ها و دشت‌ها، جوامع بومی‌و کشاورزان و نیز بر تالاب گاوخونی برجای گذاشت. غصب حقابه‌ها کم کم از روستاهای مجاور تالاب به سوی بالادست آبخیز به پیشروی پرداخت و بخش بزرگی از اراضی کشاورزی ورزنه را دربرگرفت. ورزنه از سال 1347 دارای شهرداری است و شهر به شمار می‌رفته است. اما بخش بسیار بزرگی از اراضی کشاورزی‌‌اش به کویری خشک بدل شده است.

ورزنه تنها 13500 نفر جمعیت دارد. این شهر اگر حقابه‌‌اش غصب نشده بود می‌توانست گذشته از قطب کشاورزی بودن، یکی از مهم‌ترین مراکز گردشگری ایران باشد؛ به‌ویژه که توان توامانی از یادگارهای تاریخی و یادگارهای طبیعی را دارا بود. این شهر می‌توانست تا این حد مهاجرفرست نباشد و شاید ده‌ها و صدها برابر جمعیت کنونی جمعیت داشته باشد. ماهیگیری پررونق تالاب، بخشی از معیشت اهالی روستاهای منطقه و نیز ورزنه را تشکیل می‌داد و خشکاندن تالاب، ماهیگیری، شکار، گردآوری گیاهان خودرو و دیگر مبانی معیشتی زیستی متکی به آن را از میان برد. بیابانزایی ناشی از ساخت‌وساز از بالاترین نقطه تا پائین‌ترین نقطه آبخیز به‌شدت محسوس است و از 50 کیلومتری تالاب کاملا چشمگیر می‌شود. خشکیدن تالاب گرد و غبارهای دائمی‌و خشکی زیاد اقلیم منطقه را به دنبال داشت.

نخوت و بی بصیرتی تکنوکرات‌ها

سازمان آب منطقه‌ای سابق اصفهان که با استانی شدن سازمان‌های آب در مجلس ششم به دو سازمان آب اصفهان و چهار محال بختیاری تبدیل شد با کمک یک شرکت پرقدرت دیگر، بیش از 30 سد در پرونده ساخت و سازهای خود دارد. از اینها بدتر سامانه‌های انتقال حوضه به حوضه هستند که آب را از حوضه ای به جای دیگر و استانی دیگر و.... می‌برند و بدترین اثرات را بر جوامع بومی‌و روستائیان کشور داشته و دارند. گفتنی آنکه این تراوشات ذهنی تکنوفیل‌های سدساز، جز زیان برای مردم به‌ویژه کشاورزان و روستائیان مولد خوراک،ثمری نداشته است. متاسفانه شرکت‌های ساخت و ساز وطنی پس از رفتن شرکت‌های چند ملیتی فرنگی سرازپانشناخته به ساخت و ساز در آبخیزها ادامه دادند. به قول خواجه شیراز« سرشکم آمد و عیبم بگفت رویاروی/ شکایت از که کنم خانگی است غمازم.»

لیوتار در گزارشی درباره دانش می‌نویسد «تکنوکرات‌ها اعلام می‌کنند که نمی‌توانند به چیزی که جامعه آن را به عنوان نیازهای خود معرفی می‌کند اعتماد کنند، آنان «می‌دانند» که جامعه نمی‌تواند نیازهای خود را بشناسد، زیرا این نیازها متغیرهایی مستقل از تکنولوژی‌های جدید نیستند. این امر در واقع نخوت و بی‌بصیرتی تصمیم‌گیران به شمار می‌رود.» نخوت و بی بصیرتی ما تکنوکرات‌های دانش نیاموخته فارغ التحصیل از دانشگاه‌های کشور چنان سرنوشتی برای رودها و آبخیزها و شهرها و دشت‌های کشور رقم زده است که هجوم مغولان را به یاد می‌آورد. با این تفاوت که مغولان پس از تصرف تمدن‌های کهن بی درنگ دانستند که نمی‌دانند و یاد‌گیری دانش بومی‌ژرف ایران زمین را پیشه کردند اما تکنوکرات‌ها حتی نمی‌دانند که نمی‌دانند و بیش از 5 دهه است که در جهل مرکب به تخریب ادامه می‌دهند. زهی شوربختی که این تخریب را توسعه نیز می‌نامی

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم اردیبهشت 1388ساعت   توسط معینی  | 

 الف) كوهها

 كوه هاي استان اصفهان را در يك نگاه كلي مي توان به دو بخش تقسيم كرد: بخشي كه نتيجۀ گسترش زاگرس در استان اصفهان است و بخش ديگري كه قسمتي از رشته كوههاي مركزي ايران به شمار مي رود. بخش اول بيشتر در غرب و جنوب استان واقع است و بخش دوم بيشتر در مركز استان گسترش يافته است.

 بخش اول يعني گسترش زاگرس در اصفهان را نيز مي توان به نوبه خود به دو قسمت تقسيم كرد: يكي پيش روي زاگرس از استان هاي لرستان و چهارمحال و بختياري به داخل استان اصفهان كه نتيجۀ آن كوهستان هاي ونيزان، فردان، شاهان، آخوره، ‌دالان، گلستان، الوند گلپايگان و عربستان يا دره كله است و ديگري پيش روي زاگرس از استان كهكيلويه و بوير احمد به داخل استان اصفهان كه نتيجۀ آن كوهستان هاي دنا، علي جوق و دالان ونك مي باشد.

 بخش دوم يعني كوههاي مركزي ايران در استان اصفهان عمدتاً شامل كوهستان هاي اردهال، كرگز، كركس، دوروچين، مارشنان و ميل مي شود. و اما مهمترين كوههاي معروف نزديك شهر اصفهان عبارت اند از كوه هاي كلاه قاضي و شاهكوه كه جزو رشته كوه ماهدشت محسوب مي شوند و نيز كوه صفه كه بخاطر نزديكي آن به مركز شهر اصفهان پرطرفدارترين، شلوغ ترين و طبيعتاً پرتلفات ترين كوه اصفهان به شمار مي رود.

 

مهمترين كوههاي اصفهان

نام رشته

حدود

قله هاي مهم

قله اصلي

ارتفاع

(متر)

مبدأ صعود

قله اصلي

رشته كوه دنا

از گردنه ميمند در غرب تا گردنه بيژن در مركز

قلل شمالي

كل قدويس، كل شيدا، كل بلبل، كل نقره اي

كل قدويس

4350

آب ملخ

قلل مركزي

لوكره هاي مركزي، جنوبي، كل گردل، موروگل، قاش مستان، برج آسماني و ماش

قاش مستان

4450

خفر

قلل جنوبي

سيچاني، حوض دال، حرا و كرسمي

حوض دال

4350

گردنه بيژن

از گردنه بيژن تا گردنه خطير سوخته در جنوب شرقي

مهمترين قلل اين بخش

نول، برفكرمو و پازن پير

پازن پير

4262

ده شهيد

شاهان كوه

بخشي از زاگرس

شاهان

شاهان

4040

سرداب بالا

كوه فردان

بخشي از زاگرس

فردان

فردان

3945

كمران

كوه دالان

بخشي از زاگرس

آنالوجه(داراب شاه) و قله دالان

داراب شاه

3915

آنالوجه

رشته كوه آخوره

بخشي از زاگرس

هشتاد، سمبله، ديگوله، سفيدكوه و قبله(افوس)

هشتاد

3904

چقيورت

كوهستان كركس

بخشي از كوههاي مركزي

كركس- كرگز

كركس

3895

كشه، طامه، اوره و بيدهند

كوه علي جوق

بخشي از زاگرس

علي جوق

علي جوق

3718

دولت قرين

گلستان كوه

بخشي از زاگرس

گلستان

گلستان

3631

جاده دامنه خوانسار

كوه دالان ونك

بخشي از زاگرس

دالان ونك

دالان ونك

3492

ونك

كوه اردهال

بخشي از كوههاي مركزي

اردهال، ولي جيا، پلنگابي

اردهال

3463

نشلج

كوه مارشنان

بخشي از كوههاي مركزي

مارشنان

مارشنان

3330

زفره

كوه ونيزان

بخشي از زاگرس

ونيزان

ونيزان

3200

دهنو

كوه الوند گلپايگان

بخشي از زاگرس

الوند

الوند

3111

چشمه خضر

كوه عربستان

بخشي از كوههاي مركزي

دره كله

دره كله

3107

حسن رباط

كوه دروچين

بخشي از كوههاي مركزي

دوروچين (دروچمن)

دوروچين

3002

اردستان

رشته كوه ماهدشت

بخشي از كوههاي مركزي

كلاه قاضي و شاه كوه

كلاه قاضي

2534

اصفهان

كوه صفه

بخشي از كوههاي مركزي

صفه

صفه

2232

اصفهان

 

 ب) ديواره ها

 در شهرستان هاي مختلف استان اصفهان مناطق سنگ نوردي طبيعي و ديواره هاي متعددي وجود دارد كه به همت كوهنوردان آن شهرستان ها مسيرهاي متعددي در آنها گشايش يافته است كه در برخي از آن مسيرها حتي مسابقات سنگ نوردي نيز برگزار شده اند. مانند مسير كنار آبشار سميرم و مسير كنار آبشار شالورا. اما معروف ترين مناطق سنگ نوردي، مناطق سنگ نوردي نزديك شهر اصفهان هستند كه عبارت اند از: مناطق سنگ نوردي كوه صفه، شاهكوه، كلاه قاضي و دره موئي.

 در كوه صفه دو ديواره بلند به نام هاي گل زرد و آئينه و دو ديواره كوتاه تر به نام شاه نشين و بوريل وجود دارد.

 در شاهكوه نيز دو ديواره بلند به نام هاي پليس راه و محيط زيست وجود دارد.

 در كلاه قاضي مسيرهاي متعددي در منطقه اي به نام دره شاهين گشايش يافته و نيز تيغه اي كه روبروي ايستگاه پليس راه اصفهان مباركه است و به همين علت نام تيغۀ پليس راه را گرفته است.

 در دره موئي كه در كوههاي نزديك پالايشگاه اصفهان قرار دارد نيز مسيرهاي متعددي عمدتاً توسط سنگ نوردان شاهين شهر اصفهان گشايش يافته است.

منبع: گروه کوهنوردی چکاد کوهستان اصفهان

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1388ساعت   توسط معینی  | 


منطقه حفاظت شده موته


مناطق حيات وحش استان اصفهان ـ منطقه حفاظت شده موته

اين منطقه با وسعت 220000 هكتار در اطراف روستاي موته يكي از توابع شهر ميمه در شمال استان اصفهان و شمال غربي ميمه و جنوب غربي شهرستان دليجان قرار دارد. منطقه حفاظت شده موته ما بين دو استان اصفهان و استان مركزي قرار گرفته است و روستاي موته در مركز منطقه حفاظت شده قرار گرفته و لذا اين منطقه حفاظت شده را منطقه موته ناميدهاند. روستاي موته از نظر جغرافيايي در عرض 33 درجه و 34 دقيقه و طول جغرافيايي 50 درجه و 45 دقيقه با فاصله270 كيلومتر در جنوب غربي استان تهران و در كنار جاده اصفهان به تهران و در فاصله 60 كيلومتري جنوب غربي شهرستان دليجان و در فاصله 45 كيلومتري شمال غربي شهر ميمه واقع شده است. منطقه حفاظت شده موته در مركز ايران واقع شده و يكي از پرارزشترين مناطق حفاظت شده ايران به خصوص از نظر گياهان منحصر به فرد و زيستگاههاي مناسب براي زندگي آهوان و منطقهاي براي تكثير آن ميباشد. منطقه حفاظت شده موته داراي دو قسمت مختلف است يكي از قسمتهاي جلگهاي و همواريها كه محل زيست آهو است، ديگري مناطق كوهستاني كه محل زيست قوچ و ميش و كل و بز ميباشد. منطقه حفاظت شده موته با ارتفاع 1900 متر تا 3000 متر از سطح دريا از لحاظ آب و هوايي منطقهاي است نيمه خشك كه داراي تابستانهاي نسبتاً گرم و زمستاني سرد است. اين منطقه در اصل به عنوان بهترين زيستگاه آهو در ايران ميباشد علاوه بر حيات وحش و پوشش گياهي و گياهان و گلهاي زيبا، منطقه موته داراي غارهاي زيبايي به شرح زير:

غار دمه : واقع در ضلع شرقي كوه دمه، اين غار داراي ستونهاي زيباي استالاكتيت و استلاگميت است و غار آهكي بوده و داراي انشعابات مختلفي است و محل اختفاي خفاشان بسياري است.

غار يكه چاه: در كوه غار در جنوب يكه چاه واقع شده و در داخل اين غار نيز ستونهاي آهكي استالاكميت و استلاكتيت زيادي وجود دارد در داخل غار يك چشمه آب نيز وجود دارد.

غار كوه سوخته صالح پيغمبر در دره ني در كوه صالح پيغمبر واقع شده است. در منطقه حفاظت شده موته به خاطر وسعت زياد و خاكهاي گوناگون و بارندگي فراوان و ارتفاع زياد و آب و هواي متغير داراي گياهان فراواني بوده به طوريكه حدود 700 گونه گياه در اين منطقه يافت شده است و نزديك به 270 گونه از اين مجموعه از گونههاي گياهان دارويي مفيد ميباشند. از جمله آنها آويشن، كرفس كوهي، كاكوتي، كما، جاشير، زرشك، گل اورانه، خاكشير تلخ، تمشك، انجير، ريواس و غيره … .

از ويژگيهاي ديگر منطقه موته كاني سازي طلاست.
ناحيهاي در شمال موته به وسعت 160 كيلومتر مربع داراي 9 منطقه طلا دار جدا از هم با حداكثر فاصله 15 كيلومتر وجود دارد. طلاسازي در اين منطقه وابسته به سنگهاي اسيدي آذرين ميباشد. در اصل گدازههاي اسيدي زير دريايي دگرگون يافته باعث نفوذ طلا در سنگهاي پيريت و كالكوپيريتدار دوره پيري كامبرين شدهاند معادن طلادار منطقه موته عبارتند از:

معدن چاه خاتون به وسعت 5/3 كيلومتر مربع كه طلا همراه سنگهاي پيريت ميباشند. معدن دره اشكي به وسعت 3/2 كيلومتر مربع كه طلا همراه سنگهاي گرانيتي است. معادن تنگه زرد و چاه علامه كه جمعاً در حدود 2 كيلومتر مربع وسعت دارد و داراي سنگ هاي پاپيريت، كالكوپيريت و بورنيت طلا دار هستند. معدن سنجده با وسعت 5/1 كيلومتر مربع داراي سنگهاي پاپيريت، كالكوپيريت و بورنيت طلادار هستند. معدن طلاي چاه باغ كه بزرگترين منطقه طلادار به وسعت 27 كيلومترمربع است.

معدن طلا قرم قرم، معدن كانسار طلاي سه كلوپ و معدن كانسار طلاي چشمه گو


پناهگاه حيات وحش قميشلو

وسعت اين منطقه در حدود 37 هزار هكتار ميباشد و جمعيت غالب وحوش پناهگاه قامشلو قوچ و ميش وحشي ميباشد و حيوانات ديگري نظير كل و بزوحشي، آهو، پلنگ، گرگ، كفتار، روباه و انواع پرندگان شكاري مانند عقاب، كركس و پرندگان نظير كبك و تيهو در اين منطقه وجود دارد و اين پناهگاه از نظر قوچ و ميش وحشي يكي از مناطق خوب استان ميباشد. و اين منطقه در غرب اصفهان بين شهرستانهاي نجفاباد خميني شهر واقع شده است.




پارك ملي كلاه قاضي

پارك ملي كلاه قاضي در جنوب اصفهان و تقريباً در 36 كيلومتري اين شهر واقع است. جاده مهم اصفهان ـ شيراز از كناره شمالي و غربي اين پارك ميگذرد. در اين منطقه رشتهكوههايي به موازات هم وجود دارند كه جهت آنها شمال غربي و جنوب شرقي است. اين منطقه از جانب شرق تحت تأثير كوير و از غرب متأثر از رشتهكوههاي زاگرس است. ارتفاعات شمال غربي را شاهكوه مينامند، در جهت جنوب شرق دو رشته كوه موازي هم كشيده شدهاند در نقاط مختلف رشته شمالي شيدان يا ورپشت و قارنه را داريم و رشته جنوبي كلاه قاضي نام دارد. اين خود نام خود را از دو ارتفاع سنگي گرفته كه هر دو روي تختيهاي فوقاني اين كوه كه از دو طرف با شيبهاي تند سنگي به دشت ختم ميشود و به صورت دو برج سنگي بزرگ سر برافراشتهاند. آن كه بزرگتر است و 2534 متر ارتفاع دارد و از اصفهان و تمام جهات ديده ميشود و به كلاه بزرگ معروف است و ارتفاع كلاه كوچك 2331 متر است و فقط از سركوه ديده ميشود. ارتفاعات نامبرده و تمامي دشتهاي اطراف يكي از بهترين زيستگاههاي وحوش اين ناحيه از ايران است. وجود اكوسيستم خوب و زيستگاه قابل توجه باعث شده سازمان حفاظت محيط زيست اين منطقه را به نام پارك ملي كلاهقاضي قرق اعلام نمايد. پارك ملي كلاه قاضي بين 15، 32 و 31، 32 عرض شمالي از مدار استوا و 45،51 و 15،52 طول شرقي از نصفالنهار گرينويچ در 36 كيلومتري جنوب شهر اصفهان قرار گيرد. بعضي از پستانداران اين پارك به قرار ذيل ميباشند.

كل فرمانرواي صخرهها يا بز كوهي كه در كشور ما به حد وفور يافت ميشود. نر آنرا برخي (كل) ، بعضي (تكه) و پارهاي (پازن) مينامند اين حيوان از حس بويايي و بينايي قوي و خوبي بهرهمند است و در گلههاي سي تا چهل تايي در پارك ملي كلاه قاضي ديده ميشوند.

قوچ و ميش كه حيواناتي زيبا و پرابهتاند و پيشتر در تپهماهورها و در كنار صخرههاي پايين كوهستانهاي كلاهقاضي ديدهميشوند بسيار چابك و زرنگاندو از هوش و ديد كافي برخوردارند. قدرت بويايي آنها نيز به قدري قوي است كه از راه دور خطر را احساس ميكنند.

آهو يا غزال ايراني كه پستانداران زيبا، شكيل و ظريف است و در منطقه پارك ملي كلاهقاضي يافت ميشود. زيستگاه آهو دشتها يا تپهماهورهاي كم ارتفاع كوهپايههاي استپي است و در بعضي از نقاط كه دشتهايي با پوشش صحرايي و نيمهصحرايي دارند نيز يافت ميشود.

پلنگ: در درههاي پارك ملي كلاهقاضي ميتوانيم شاهد اين درندة فاخر و پرغرور باشيم، پلنگ ايران از بزرگترين و زيباترين پلنگهاي دنياست كه از كل و بز و قوچ و ميش پارك تغذيه ميكند و تعداد قابل توجهي از اين جانور در منطقه ديده ميشود و ساير پستانداران عبارتند از:

خرگوش وحشي، گرگ، كفتار، شغال، تشي، روباه، كاراكال، گربه شني.



پرندگان پارك ملي كلاهقاضي

مهرهداراني هستند كه بدنشان از پر پوشيده و دستها تبديل به بال و پاها براي نشستن و راه رفتن مساعد شده است، قدرت پرواز در پرندگان به آنها اين امكان را ميدهد كه مناطقي را براي زيست خود انتخاب كنند كه ساير حيوانات از دسترسي به آن عاجزند. اين مهرهداران جزيي از طبيعتاند كه با زيبايي قيافه، رنگ، آواز و حركات موزون و حساب شدة خود ذرهاي از وجود بيهمتاي خداوند را متجلي كردهاند. عدهاي از آنها در پارك ملي كلاه قاضي بومي و عدهاي ديگر مهاجرند. عمدهترين اين پرندگان: زاغي، غراب، كلاغ سياه، زاغي نوك سرخ، بالابان، شاهين، شاهبوف و گنجشك كويري.

خزندگان پارك ملي كلاهقاضي

افعي شاخدار ايراني، مار جعفري، سوسمار، مارمولك و بزمجه.

درختان و درختچههاي پارك ملي كلاهقاضي و ساير گياهان

بادام كوهي، انجير، بنه، بادامك، تتگرس، مرزه كوهي، مريم نخودي، گل گاوزبان، پياز كوهي، تخم شربتي، زردك بياباني، آلاشنگ، هميشه بهار، شوكران، آويشن، كتيرا پيچ. لاله زردكوهي، اروانه، گل ماهور، شنگ و شقايق . ضمناً در اين پارك چشم اندازهاي كوهستاني بسيار زيبا به چشم مي خورند و طلوع و غروب خورشيد از نوك كلاه بزرگ هنگام صبح و شامگاه بسيار ديدني و جالب است و كوههاي مهم اين پارك عبارتند از نوك كوه كلاه قاضي ( بزرگ)، كوه كلاه كوچك، كوه قارنه، كوه لجنابه، ميان كوه، كوسه برج، كوه شيدان، كوه شتر خواب.

منبع:

اداره کل محیط زیست اصفهان

+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم اردیبهشت 1388ساعت   توسط معینی  | 

                                                          کلاه قاضی در google earth 

 

پارک ملی کلاه قاضی

 

زیستگاه حیات وحش کلاه قاضی با وسعت 50000 هکتار، در جنوب شرقی اصفهان قرار گرفته و دارای پوشش گیاهی شامل: انواع گندم یان، کاسنی، درمنه، علف شور، بنه، بادام کوهی می باشد و از گونه های غالب چهارپایان آن، می توان به کَل و بز و انواع پرندگان آن، عقاب، باز، بالابان ( از تیره عقاب) تهیو و کبک اشاره نمود.

این منطقه به لحاظ تنوع زیستی حیوانات، پرندگان و خزندگان آن قابل توجه بود و محدوده آن در جنوب شهرستان اصفهان، از شمال به کوههای شیدان (نام خود را از دو ارتفاع سنگی گرفته که به شکل دو برج سنگی سر برافراشته) کبوتر آباد و قارنه، از جنوب به محمد آباد از شرق به رحمت آباد و کوههای لاشُتر محدود می شود.

در این محدوده جغرافیای روستایی، وجود نداشته و دارای ارتفاعات صخره ای و صعب العبور می باشد. ارتفاع این منطقه بین 1650 تا 2530 متر (از سطح دریا) متفاوت بوده. به علاوه وجود چشمه های آب گوارا در هرچه غنی تر نمودن این منطقه، نقش بسزایی ایفا نموده. چنانچه در این رابطه آقای احمد آریاوند نگارنده کتاب: «درختان و درختچه های اصفهان» توانسته در این منطقه 300 گونه مختلف گیاهی را مورد مطالعه قرار دهد.

 

به لحاظ تاریخی این منطقه از زمان شاه عباس اول صفوی مورد توجه بوده اما در دوره قاجار حیات وحش در کوههای این منطقه به عنوان شکارگاههای اختصاصی حاکمان نابخرد، این سلسله قلمداد گردید و به تدریج هدف آسیبهای بسیاری قرار گرفت. پارک ملی کلاه قاضی با مساحتی در حدود 50 هزار هکتار تنها در فاصله 36 کیلومتری جنوب شهر اصفهان واقع شده. این پارک حفظت شده، علاوه بر پوشش گیاهی علفی دارای گونه های درختی و درختچه بوده که این گونه ها در نقاط مختلف دره ها و کوهپایه ها یه طور پراکنده می رویند.

به علاوه انواع مختلفی از گیاهان بوته ای نظیر درمنه، گل گندم، شقایق وحشی، آویشن، ختمی، کاسنی، لاله وحشی، اسپند، خارشتر، درختان و برخی درختچه ها مانند:

تنگرس، بادام کوهی، انجیر، بنه و گون نیز در این پارک ملی می رویند. از میان تعداد گیاهان دارویی موجود می توان از جمله: چوبک، قدومه (قدامه)، همیشه بهار، ریواس، خاکشیر، گل گاوزبان را نام برد.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم آبان 1386ساعت   توسط معینی  | 

مسیرها صعود K2

001

مسیر آبروزی (یال جنوب شرقی)

نخستین صعود از این مسیر توسط ایتالیا یی ها در سال 1954 صورت گرفت، این نرمالترین مسیر در K2 است، البته این مسیر هنوز مشکل و از لحاظ آماری خطرناکترین است. این مسیر تقریبا با 1000 متر صعود روی سنگ ریزه های سست با خطر سقوط صخره ها از کمپ 1 و پایین تر شروع می شود.

 

کمپ 1 -6050 متر

002

کمپ 1 روباز اما نسبتا ایمن با کمترین یا هیچ سابقه ای از خطر بهمن. صعود به کمپ 2 از کمپ 1 شامل 50 متر شکاف عریض است که دودکش خانه نامیده می شود و حال تار عنکبوتی از طنابهای قدیمی است.

 

 

 

کمپ 2 -6700 متر

003

کمپ 2 بوسیله یک صخر بزرگ محافظت میشود. اما گاهی اوقات دارای بادهای شدید و سردی است. کمپ 2 به کمپ 3 تکنیکی ترین بخش صعود است، تقریبا با 400 متر صعود عمودی یا نزدیک به عمودی روی ترکیبی از یخ و صخره مشهور به هرم سیاه(Black Pyramid).

 

 

کمپ 3 - 7200 متر

004

در بالای برج سیاه کمپ 3 به طور سنتی روی شانه راه برقرار شده است. اگرچه آن بیشتر ناحیه ای افقی است (یک میدان برفی تقریبا 30 درجه) اما مستعد خطر بهمن و بادهای بی نهایت شدیدِ قیف بین K2 و برودپیک است. تجهیزت پنهان شده کمپ از زیر برج سیاه قابل مشاهده است. بسیاری از کوهنوردان هنگامی که کمپ 3 که بوسیله بهمن ویران شده است را پیدا می کنند مجبور به فرود می شوند. صعود کمپ 3 به کمپ 4 همراه با یک تلاش بسیار سخت برفی است که نوعا بدون طناب ثابت این کار انجام شده است. خطر اولیه در این ناحیه فرو ریختن قطعات بزرگ برجهای یخی است(گاهی اوقات شما می توانید نشست شیب را در زیر خود احساس کید). طنابهای ثابت هیچ کمکی به شما در برابر بهمن های عظیمی که به هنگام شکافتن قطعه ای از این برجهای یخی اتفاق می افتد، نمی کند، بنابراین بهتر است شما به سرعت فرار کرده و خود را سبک کنید.

 

 

 

کمپ۴ - 7600 متر

005

کمپ 4 در هر جایی از 7600 تا 7900 بر روی برج های یخی است که هنوز 16 تا 22 ساعتی تا قله باقیمانده است بنابراین شما باید هرچه زودتر شروع کنید. ( انرژی زیادی برای ساخت یک مکان مسطح صرف نکنید)، به هر صورت شما زمانی برای خواب ندارید.

 

 

 

قله 8611 متر

006

بیشتر صعود کنندگان بین 10 شب تا 1 صبح کمپ آخر را برای قله ترک می کنند. آوردن یک طناب باریک ( ۴-۵ میلی متر ) برای تنگ راه، یک دهلیز باریک و دراز به طول 100 متر در ارتفاع 8300 متری با شیب 80 تا 90 درجه قابل ملاحظه است. اگر این دهلیز بوسیله باد جارو و سرد شود آنگاه یخ این دهلیز چالش بزرگی را متحمل صعود کنندگان می سازد.

ادامه دارد... .

 

منبع:

http://www.k2climb.net/expguide/route.htm

 

 

ترجمه: ابراهیم معینی

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم شهریور 1386ساعت   توسط معینی  | 

مقاله زیر که توضیحاتی در مورد کی۲ و تاریخچه اولین صعودها بر روی آن می باشد از سایت کوه قاف به عاریت گرفته شده است. در قسمت بعدی این مقاله اطلاعاتی در مورد مسیرهای صعود این قله تقدیم علاقمندان خواهیم نمود.

  کی2            K2

نام کوه                                             کی2، چوگوری، گادوین آستین

ارتفاع                                              8611 متر، 28،253 فیت

موقعیت                                             35،88عرض شمالی

                                                      76،51 طول شرقی

محل قرار گیری                                  قراقروم، مابین پاکستان و چین

بهترین ماههای صعود                         جون، جولای، آگوست

اولین صعود                                       1954

نزدیکترین فرودگاه بین المللی                 راولپندی پاکستان

                      

 

کی 2

کوه کی2 دومین کوه مرتفع دنیا و بی شک سرسختترین قله 8000 متری می باشد که هدف غایی بسیاری از کوهنوردان است. این هرم غول آسا برجی است تنها واقع در منطقه قراقروم پاکستان و در راس یخچال بالترو قرار دارد. کی 2، 549 متر از بلندترین کوههای اطرافش رفیعتر است و این امر موجب شده از دوردستها بتوان این غول را مشاهده و خداوند را تحسین نمود. ارتفاع بلندکوه و قرار داشتن آن در عرض شمالی 35 درجه موجب شده تا کی2 دارای آب و هوایی متمایز از سایر کوههای قراقروم باشد از این رو قله ای است از سنگ پوشیده از یخ و برف با 6 یال مخوف.

در 1856 برای نخستین بار تی جی مونتگومری که یک مساح بود این کوه را از فاصله حدود 200 کیلومتری (احتمالا از هاراموش) مشاهده نمود. کوه در میان رشته ای از کوههای رفیع قرار داشت به همین دلیل نیز از هیچ منطقه مسطحی در هند و چین قابل مشاهده نبود(در آن زمان هنوز پاکستان بخشی از خاک هند بود). مونت گومری بدون داشتن اطلاعاتی دقیق از نام کوههای منطقه قلل رفیع آنرا به نامهای قراقروم 1 تا 7 نامگذاری کرد، و نام کی1 تا کی 7 را برآنها نهاد که برگرفته از حرف اول karakoram بود. اما بعدها تنها نام کی 2 به عنوان تنها کوه مرتفعی که یک مساح آنرا نامگذاری کرده بود بر روی دومین قله رفیع جهان باقی ماند و سایر نامها تغییر کرد و نام چوگوری که نامی بود محلی و کوه کوهها معنا میداد بعدها به فراموشی سپرده شد. البته نام دیگر کوه گادوین آستین می باشد که به افتخار هنری هاورشام گادوین استین بر این کوه نهاده شده بود، اما هیچگاه رسمیت نیافت.

در 1892 مارتین گانوی کاشف انگلیسی گروهی از محققان کوه ها را تا بر روی یخچال بالترو رهبری نمود. آنها تا ابتدای محلی که امروزه به یخچال کنکوردیها معروف است بالا آمدند.

در 1902 برای نخستین بار اسکار اکنسین بر روی جبهه شمالی کوه تلاشی را صورت داد. وی از طریق یال شمال شرقی تا ارتفاع 6525 متری بالا رفت.

اما راه قابل صعود کوه یعنی مسیر جنوب شرقی در 1909 توسط توسط هیئتی ایتالیائی به سرپرستی لوئیجی آمودئو کشف گردید. از آن تیم دوک ابروزی تا ارتفاع 6250 متری یال جنوب شرقی صعود نمود. پس از این تلاش این مسیر بنام یال ابروزی شناخته شد. ویکتور سلا عکاس این تیم، عکسی از کوه انداخت که بی شک قدیمی ترین عکس کی2 به شمار می رود که همچنان موجود است.

 

 

در 1938 تیمی آمریکایی به سرپرستی دکتر چارلز هوستون توانست تا ارتفاع 7925 متری کوه بالا رود.

یک سال بعد تیم دیگری از آمریکا به رهبری فریتز ویسنر رکورد ارتفاع جدیدی برپا کرد. آنها تا 8382 متری کوه از مسیر یال ابروزی بالا رفتند، که بعد از صعود نورتون تا ارتفاع 8570 متری جبهه شمالی اورست در سال 1924 بلندترین ارتفاع صعود شده توسط انسان بود.

در 1953 تیمی 7 نفره به سرپرستی دکتر چارلز هوستون توانست تا ارتفاع 7500 متری کوه بالا رود. اما خرابی هوا و وخامت حال گیکلی، یکی از اعضای جوان تیم که به ارتفاع زدگی شدید دچار شده بود موجب شد تا آنها راه بازگشت را پیش گیرند. هنگام بازگشت و پائین آوردن گیکلی، 5 عضو تیم بدلیل شیب تند مسیر سقوط کردند، اما کارگاه مستحکمی که پت شوئینگ برپا نموده بود مانع از سقوط بیشتر آنها به اعماق دره های کی2 گردید اما لحظاتی بعد بهمن گیلکی را با خود به اعماق دره ها برد تا تیم ناکام به پائین باز گردد.

سال 1954 کی2 تلاش موفقی را از کوهنوردان ایتالیایی شاهد بود. آشیل کامپاگنونی و لینولاسیدلی دو کوهنوردی بودند که در 31 جولای موفق شدند بعنوان نخستین انسانها گام بر فراز این کوه سرسخت بگذارند. آنها اعضای تیم بزرگ و مجهزی به سرپرستی آردیو دزیو بودند. تیمی با بیش از 500 باربر محلی، 11 کوهنورد و 6 دانشمند. آنها برای صعود قله 9 کمپ برپا کرد. یکی از کوهنوردان بر اثر ذات الریه جان خود را از دست داد. پس از این صعود چیزی که بیش از فتح قله جلب توجه کرد تلاشهای کوهنورد بزرگ ایتالیایی والتر بوناتی و باربر پاکستانی مهدی بود. که ظاهرا بازیرکی سایرین از صعود قله بازماندند. فاتحان قله همچنین مدعی بودند بوناتی و مهدی زمانیکه کپسولهای اکسیژن را به کمپ آخر حمل می کردند، بدلیل شب مانی در ارتفاع بخشی از اکسیژن را مصرف کرده بودند و تیم قله بخشهای پایانی را بدون اکسیژن طی نمود. گرچه بودن ماسک اکسیژن بر صورت آنها که در تصاویر قله قابل رویت است، این ادعا را توام با شک نمود. بعدها بوناتی در کتابی تحت عنوان "کوههای زندگی من" از خودش دفاع کرد.

پس از صعود ایتالیائیها، کوه تا 1977 صعودی بر خود ندید، تا اینکه در این سال تیمی از کشور ژاپن متشکل از 52 کوهنورد و 1500 باربر موفق شد دومین صعود قله را صورت دهند. در این تیم اشرف امان کوهنورد پاکستانی نیز بعنوان راهنما و باربر ارتفاع عضویت داشت که موفق به فتح قله گردید.

یکسال بعد تیمی از آمریکا توانست از یال شمال غربی قله را فتح نماید. این تیم صعود خود را از مسیر یال شمال شرقی آغاز نمود (این یال امروزه به مسیر لهستانیها معروف است)، سپس در ارتفاع 7700 متری به طرف یال ابروزی تراورس کردند. در اینجا بحث بر سر آن شکل گرفت که چه کسی نخستین صعود بدون اکسیژن را بر روی قله صورت دهد. بدین ترتیب لوئیس ریچارد نخستین داوطلب اجباری این امر بود. وی کپسول اکسیژن خود را در میان راه دفن کرد، زیرا سیستمش دچار مشکل بود و عمل نمی کرد. جان روسکلی پس از لوئیس دومین شخصی بود که قله را بدون اکسیژن صعود کرد، اما نه بدلیل خربی سیستم اکسیژن بلکه از ابتدا به این نیت بالا آمده بود.

در 1981 ترئو موستورا تلاش موفقی را از یال جنوب غربی رهبری کرد. در 7 آگوست آیهو اوهتانی به همراه راهنمای پاکستانی نظیر صبیر موفق شدند نخستین صعود این مسیر را صورت دهند.

در سال 1982 نخستین صعود جبهه شمالی توسط تیمی ژاپنی به رهبری ایسائو شینکای  صورت گرفت. 7 عضو این تیم همگی بدون کپسول اکسیژن به قله رسیدند. در همین سال تیمی لهستانی به رهبری یانوس کورزب بدون داشتن اجازه صعود از مسیر صعود نشده شمال غربی بالا رفتند. اما پس از مشاهده این تیم توسط مقامات محلی مجبور به بازگشت از ارتفاع 8200 متری شدند.

 

جبهه شمالی کی2

 

در 1986 نخستین صعود زنان بر روی کی2 را وندا رتکوویچ کوهنورد زن لهستانی، لیلین بارارد از فرانسه و جولیا تولیس از انگلستان هر سه بدون کمک کپسول اکسیژن صورت دادند. آنها نیز از یال آبروزی به این مهم دست یافتند. گرچه جولیا و لیلین بر اثر طوفان کشته شده و برای همیشه در دل کی2 آرام گرفتند.

در سال 1986 بنیو شامو کوهنورد معروف فرانسوی توانست کی2 را در مدت زمان 22 ساعت و 30 دقیقه از کمپ پیشرفته ABC صعود نماید. این در شرایطی بود که تازه چند روز از صعود 16 ساعته او به برودپیک می گذشت. همچنین اریک اسکوفیر دیگر کوهنورد فرانسوی موفق شد پس از صعود قلل گاشربروم I و II ، کی2 را نیز صعود نماید. اسکوفیر این سه قله را تنها در مدت 21 روز صعمد کرد که کاری بس قابل توجه بود.

در این سال همچنین  کاکوشکا و  پتروفسکی کوهنوردان شایسته لهستانی موفق به گشایش مسیری دشوار در جبهه جنوبی شدند. متاسفانه کاکوسکا پس از صعود به تنهایی به خانه بازگشت و پتروفسکی برای همیشه در دل کی2 آرام گرفت.

 در مجموع در سال 1986 با مرگ 13 کوهنورد بر روی کی2 فاجعه ای در کوهنوردی رقم خورد.  

در سال 1990 تیمی از ژاپن به رهبری تومای اوکی توانست مسیری جدید در رخ شمال غربی باز کند. بخشهای پایانی مسیر در ارتفاع 8000 متری با یال شمالی مشترک بود.

در 1991 پیربگین و کریستوف پروفی کوهنوردان بزرگ فرانسوی توانست در مدت 48 ساعت بدون کمک باربر ارتفاع و کپسول اکسیژن و کمک طنابهای ثابت مسیر جدیدی را بر روی جبهه شمال غربی کی2 باز کنند. صعود آنها نمایش قابل تحسینی از کوهنوردی فنی به شمار می رفت.

در بهار 96 یکی از پرتلفات ترین صعودهای کی2 رغم خورد و این زمانی بود که 6 کوهنورد از جمله آلیسون هرگریوز پس از صعود قله دچار طوفانی سهمگین شده و همگی مفقود شدند.

از نظر میزان صعودها به کشته شدگان این کوهبا نسبت 4 به 1 پس از آناپورنا و نانگا پاربات در رده سوم قلل 8000 متری قرار دارد. از این رو این کوه را گاها کوه قاتل یا کوه بی رحم نیز می خوانند.

یکی از فاکتورهایی که صعود به کی2 را به مبارزه تبدیل نموده فنی بودن کوه می باشد. بیش از 45 درجه شیب در اکثر نقاط کوه آنرا نیازمند ثابت گذاری در اغلب نقاط صعود نموده. نیاز به 2500 متر طناب در جبهه جنوبی و 5000 متر در جبهه شمالی باعث شده تا اغلب تیمها به قصد صعود سبک به کوه بیایند از طرفی عدم فعالیت باربرهای توانمند ارتفاع بر روی این کوه مجب می شود تا خود کوهنوردان مجبور به آماده کردن مسیر گردند و این امر بر خطرات صعود افزوده.

+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم شهریور 1386ساعت   توسط معینی  | 

بخش بن رود و شهر ورزنه واقع در شرق اصفهان به دليل موقعيت خاص جغرافيايي داراي جاذبه هاي متنوع فرهنگي و طبيعي حائز اهميت است كه به صورت خلاصه به مورادي از آن اشاره مي شود . موارد ذيل باعث گرديد تا عده اي از دوستداران ميراث فرهنگي و گردشگري شهر ورزنه مصمم به ايجاد يك تشكل مردمي (NGO) زير نظر سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري استان اصفهان ، انجمني  تحت عنوان " انجمن دوستداران ميراث فرهنگي و گردشگري ورزنه " تشكيل دهند.

1- وجود تالاب بين المللي گاوخوني و حوضه پيرامون آن داراي چشم اندازهاي طبيعي از قبيل جنگل هاي كويري، درياچه ، گونه هاي متنوع حيات وحش خصوصا پرندگان كنار آبزي و آبزي، چشم انداز افق، تپه هاي شني به طول بيش از 70 كيلومتر ، چاههاي آرتزين و آثار دست نخورده تمدن انساني مانند قديمي ترين بندهاي انحراف آب ، بند هاي آسياب ، آب انبارها ، سكونتگاههاي وسيع خشتي مانند قلعه هاي نظامي و انتظامي و تاريخي مثل قله قورتان ، وجود شهر ورزنه به عنوان بزرگترين شهر خشت و گل حاشيه زاينده رود و شرق اصفهان ، برجهاي بي شمار كبوتر ، مساجد قديمي و ساير آثار تاريخي

 2- حفظ فرهنگ كهن ايراني در همه امور اعم از اقتصادي ؛ اجتماعي و مناسبات انساني ، طرز لباس بويژه در پوشش زنان ، گويش دري ، ثبات در حفظ اسامي كهن و قديمي محلات و مراكز جمعيتي و اموري از اين قبيل كه دست نخورده باقي مانده است.

3- معرفي صنايع دستي از قبيل سفره بافي و قالي بافي سنتي  اين منطقه كه متاسفانه در شرف انقراض مي باشد.

4- معرفي جاذبه ها و پتانسيل گردشگري منطقه از قبيل قايقراني در زاينده رود و شتر سواري در كوير و موارد ديگر جهت جذب سرمايه گذاران داخلي و خارجي و اشتغال زايي جهت جوانان جوياي كار
5
- جلوگيري از نفوذ فرهنگ بيگانه در سايه  توجه به فرهنگ غني اسلامي و ايراني و بومي و معرفي آن به ساير علاقمندان.

برای رفتن به این سایت اینجا را کلیک کنید

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم خرداد 1386ساعت   توسط معینی  | 

با توجه به اینکه فاصله زیادی بین ارایه بخشهای مختلف تالاب گاوخونی افتاد بنابراین تصمیم گرفتم در این پست این مقاله را بصورت یکجا ارایه کنم.

مقاله زیر به همت یکی از دانشجویان دانشگاه هنر اصفهان به نام خانم ن.جوانی تهیه و تدوین شده که در اختیار گروه کوهنوردی اوراز قرار داده اند.

منابع و تفرجگاه های آبی

رودخانه ها و تالابها:

در محدوده استان اصفهان رودهای متعددی جاری است که مهمترین آنها زاینده رود است. سایر رودها یا به زاینده رود میرزند و یا از نظر جهانگردی و ایرانگردی دارای جاذبه های قابل توجهی نیستند. نظر به اینکه موقعیت و اهمیت ویژه زاینده رود که یکی از تفرجگاه های مهم استان محسوب میشود


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم خرداد 1386ساعت   توسط معینی  | 

باتلاق گاوخونی یا تالاب گاخونی

باتلاق گاخونی از تالابهای با ارزش و نادری است که در فلات مرکزی ایران و در آستانه کویر قرار دارد. گاخونی به معنی گاوخانه است و گور خونی هم نامیده میشود. ظاهرا به علت وجود تعداد زیادی گورخر در گذشته به این نام معروف شده است.

مساحت گاخونی در حدود 476 کیلومتر مربع است و در 167 کیلومتری جنوب شرقی اصفهان قرار دارد. حداکثر عمق آن 80 تا 150 سانتیمتر است و در ارتفاع 1470 متری از سطح دریاهای آزاد قرار گرفته است. گاخونی با آغاز فصل سرما پذیرای هزارن پرنده مهاجر است که از شمال به آن ناحیه مهاجرت میکنند و فضای جالب توجهی را بوجود می آورند. اهم ین پرندگن مهاجر عبارتند از: کاکایی، آبچلیک، غاز، خودکا، اردک نوک پهن، حواصیل، خاکستری و لک لک.

اهمیت تالاب گاوخونی را میتوان به شرح زیر فهرست بندوی نمود:

-          دارای تولیدات و ذخایر بسیار بالا بیولوژیک است.

-          زیستگاه بسیارمناسبی برای آبزیان، حیات وحش و پرندگان مهاجر بومی است.

-          فضاهایتفریحی مناسبی دارد.

-          از زمینه های پژوهشی و تحقیقاتی برخوردار است.

-          مهاجرت پرندگان از نواحی شمالی در فصلهای سرد و یخبندان، و همچنین از نواحی جنوبی در فصلهای گرم به این منطقه، زیبایی جالب توجهی به آن می بخشد.

تالاب گاخونی یا خوان همیشه گستر

وجه تسمیه این تالاب با مراجعه به منابع بسیار متعددو متنوع میباشد که بهترین آن بدین شکل است: که گاو به معنی بزرگ بوده و خونی در اصل خوان و خوانی بوده به مفهوم سفره گسترده که اشاره به اکوسیستم حیات موجود منطقه دارد. علاوه در زبان پهلوی نیز «خانیک» به معنی حوز آبگیر است که میتوان انرا حوزه آبگیر گسترده معنی نمود.

تالاب گاوخونی که در فاصله 145 کیلومتری جنوب شرقی اصفهان واقع شده، با وسعت تقریبی 476 کیلومتر مربع و به شکل یک گلابی از شمال به جنوب کشیده شده است که در وسیع ترین قسمتها، طول آ« حدود 45 کلومتر و عرضش 35 کیلومتر و بسیار کم عمق بوده به قسمتی که حداکثر عمق این تالاب بیبن 80 تا 120 سانتیمتر میباشد. وسعت، عمق، میزان آب و حتی چشم انداز طبیعی آن وابسته به شرایط اقلیمی حوزه آبریز و میزان کم آبی و پر آبی رودخانه زاینده رود بوده که تنها آبریز دائمی آن تالاب به حساب می آید. شهر ورزنه در فاصله 14 کیلومتری تالاب، نزدیکترین و مهمترین مرکز جمعیتینواحی اطراف گاوخونی بوده که در ناحبه شمالی تالاب قرار داشته و در سال 1375(ه.ش) ساکنین آن حدود 10000 نفر شمارش شده که در فاصله 11 کیلومتری شرق شهر اصفهان قرار دارد.

راه های مهم دسترسی به گاوخونی به شرح ذیل میباشد:

1-      اصفهان- زیار- اژیه- ورزنه- گاوخونی

2-      اصفهان- سگزی- کوهپایه- هرند- اژیه- ورزنه- گاوخونی

3-      اصفهان- زیار- قارنه- نیک آباد- اژیه- ورزنه- گاوخونی

4-      اصفهان- جرقویه(نیک آباد)- خارا- گاخونی

5-      یزد- میبد- جاده منتهی به کوههای ندوشن- قلعه خرگوشی- گاوخونی

در سال در فصلهای پاییز و زمستان آوای پر هیاهو و دلنشین صدها هزار پرنده ای که ازسایر نقاط سرد سیر داخل و خارج کشور به تالاب گاوخونی مهاجرت می کنند، در این محل طنین می افکنند. اهمیت این تالاب، تنها به اینکه آنها فقط زمستانی را در آن سپری می کنند، خلاصه نمی شود بلکه دارای اثرات بسیار مفید و موثر اکولوژیکی بر منطقه می باشد.

ادامه دارد... .

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم فروردین 1386ساعت   توسط معینی  | 

با سلام خدمت تمام دوستان عزیز از این به بعد قصد داریم نقاط گردشگری و کوهنوردی استان زیبای اصفهان را معرفی کنیم. مقاله زیر به همت یکی از دانشجویان دانشگاه هنر اصفهان به نام خانم ن.جوانی تهیه و تدوین شده که در اختیار گروه کوهنوردی اوراز قرار داده اند.

تالاب گاوخونی (خوان همیشه گستر)

منابع و تفرجگاه های آبی

رودخانه ها و تالابها:

در محدوده استان اصفهان رودهای متعددی جاری است که مهمترین آنها زاینده رود است. سایر رودها یا به زاینده رود میرزند و یا از نظر جهانگردی و ایرانگردی دارای جاذبه های قابل توجهی نیستند. نظر به اینکه موقعیت و اهمیت ویژه زاینده رود که یکی از تفرجگاه های مهم استان محسوب میشود، در اینجا به اختصار خصوصیات این رودخانه مورد اشاره قرار میگیرد:

 

زاینده رود:

از زاینده رود با نامهای متفاوتی از جمله زنده رود، زرن رود، زرین رود، زرینه رود و زاینده رود یاد شده است. از نجا که این رودخانه از سر چشمه تا مصب از خصلت خود زایی برخوردار است، لذا به زاینده رود معروف شده است.

مهمترین رودخانه مرکزی فلات ایرن زاینده رود است. این رودخانه که ز جبهه شمال شرقی زردکوه بختیاری سرچشمه میگیرد، از غرب به شرق تا باتلاق گاخونی جریان دارد. طول این رودخانه را با پیچ و خمهایش از 360 تا 420 کیلومتر ذکر کرده اند. اما این فاصله به خط مستقیم، در حدود 170 کیلومتر است. عرض رودخانه زاینده رود در ابتدا حدود 10 تا 20 متر است ولی هرچه به طرف شهر اصفهان و جلگه های مسطح پیشروی میکند، عرض آن افزایش می یابد. بطوری که در شمال فلاورجان، در محل روستای موسیان عرض آن به حدود 800 متر میرسد. عرض بستر رودخانه در شهر اصفهان نیز متفاوت است و بین 100 تا 300 متر تغییر میکند.

زاینده رود از چشمه ها و رودخانه های متعددی تشکیل شده و از تنگ گزی در دهستان شوراب سرچشمه میگیرد. مجموعه این آبها در تنگ گزی، زاینده رود را تشکیل میدهد. شعبه مهم دیگری با الحاق آب کوهرنگ به ابتدای زاینده رود اضافه میشود که آب آنرا به میزان قابل توجهی افزایش میدهد. پس از تنگ گزی و قبل از رسیدن به دریاچه سد زاینده رود، آب سه شعبه قابل توجه دیگر یعنی کاگونک، خیرسانک و پلاسکان یا اسکندری نیز به زاینده رود افزوده میشود. ولی بعد از دریاچه، شعبه دائمی قابل توجهی به آن نمی پیوندد. از ابتدا تا انتهایزاینده رود بویژه در ناحیه اصفهان، بیشه زارهایی وجود دارند که در زیبایی و طراوت، لطافت آب و هوا و چشم اندزهای عمومی رودخانه بسیار موثر است و در مطلوبیت فضای حواشی رودخانه نقش قابل توجهی دارند.

از جاذبه های ویژه زاینده رود، بستر، کناره ها و محیط پیرامون آن است که این رود را به یکی از مهمترین تفرجگاه های استان اصفهان و استانهای پیرامونی تبدیل کرده است. کناره های این رودخانه بویژه در مسیر عبور از شهر اصفهان، محدوده پل زمان خان در حدود مرز اصفهان و چهار محال و بختیاری و پشت سد زاینده رود از تفرجگاه های مهم منطقه محسوب میشوند و هزاران تن از اهالی شهرهای مجاور در فصلها و ماه های مساعد سال برای گذراندن اوقات فراقت بویيه در روزهای تعطیل از آن بهره مند میشوند.

ادامه دارد...

+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم فروردین 1386ساعت   توسط معینی  | 

مطلب زیر از سایت گروه کوهنوردی چکاد کوهستان اصفهان است

 

كوهستان كركس

 

         كركس كوهستان پهناوري است در غرب نطنز كه بلندترين قله آن كركس به ارتفاع 3895 متر است. ميزان بارندگي سالانه آن بين 200 تا 300 ميليمتر است كه جزء مناطق نيمه خشك محسوب مي شود. از كوهستان كركس رودهايي چند كه اغلب خشك رودي بيش نيستند سرچشمه مي گيرد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم بهمن 1385ساعت   توسط معینی  | 

   

مهم ترین کوههای استان اصفهان

 

   


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه هفتم بهمن 1385ساعت   توسط معینی  |