کاش توانایی کوهنوردان را داشتم.در این صورت با تعمق بیشتری به کوهها می نگریستم.احساس می کنم آن زمانها که توانایی کوه گردی داشتم به زیر پاهایم به سنگها،گلها،گیاهان،حشرات،پروانه ها،جانوران و کوهها به عنوان یک پیکره یگانه وسرنوشت ساز،آن گونه که شایسته است،نگاه نکرده ام.تنها با شناخت اهمیت،ویژگیها وکارکردهای کوهها و احترام به ارزشهای وجودی آنها در ابعاد گوناگون ودرک عمیق دردها وزخمها وخطراتی که آنها را تهدید می کندمی توان آگاهانه از کوهها حمایت کرد. امروز انسان بیش از هر زمانی به خاطر بقای خود به حمایت از کوهها نیاز دار د.تنها با حمایت مسؤلانه از کوهها می توان آنها را فتح کرد.من شنیده ام که در آلپ دیگر چیزی برای شناختن وجود ندارد.مردم گلها و گیاهانش را می شناسند.شناخت آلپ تا آنجا پیش رفته که کوهنوردان حتی گونه های در خطر تهدید آن را می شناسند.برخی از مسیرهای آن برای جلوگیری از فرسایش تخته کوبی شده است.در حالی که کوههای سرزمین من با وجود این همه غنای زیستی همچنان ناشناخته باقی مانده و روز به روز هم بیشتر تخریب و از منابع خود تهی می شود.واقعیتش را بخواهید صعود به قله کوه، فتح کوه نیست.گرچه در قله کوه راز شگرفی هست.تنها از آنجا تسلط بی چون وچرای کوهستان را بر دریای پهناوردشت می توان حس کرد.ولی بایداعتراف کرد که قله کوه از نظرزیست شناختی فقیرترین بخش کوه است،مثل وسط دریاها و عمیق ترین بخش آنها که جز عظمت ترسناکش چیز قابل تحسین دیگری ندارد.افسوس،زمانی که کوهنوردان سوار بر کوه می شوند جز به چیز دیگری نمی اندیشند.دل مشغولی رسیدن به قله کوه گاهی آن چنان قوی است که ممکن است زیباییهای سحرانگیزش را نبینند.ای کاش می فهمیدند که چه فرصتهای گرانبهایی را به هنگام جوانی برای شناخت کوهها از دست می دهند .شاید آنها نیز غم مرا داشته باشند.غم نگاهی دوباره به کوهها شاید هم این سرشت کوهستان باشد.کسی چه می داند؟
تهیه :اداره آموزش و ترویج اداره کل منابع طبیعی استان اصفهان
از زبان یک بیولوژیست پیر و دوستدار طبیعت

