تبليغاتX
گروه کوهنوردی اوراز

گروه کوهنوردی اوراز

 

کاش توانایی کوهنوردان را داشتم.در این صورت با تعمق بیشتری به کوهها می نگریستم.احساس می کنم آن زمانها که توانایی کوه گردی داشتم به زیر پاهایم به سنگها،گلها،گیاهان،حشرات،پروانه ها،جانوران و کوهها به عنوان یک پیکره یگانه وسرنوشت ساز،آن گونه که شایسته است،نگاه نکرده ام.تنها با شناخت اهمیت،ویژگیها وکارکردهای کوهها و احترام به ارزشهای وجودی آنها در ابعاد گوناگون ودرک عمیق دردها وزخمها وخطراتی که آنها را تهدید می کندمی توان آگاهانه از کوهها حمایت کرد. امروز انسان بیش از هر زمانی به خاطر بقای خود به حمایت از کوهها نیاز دار د.تنها با حمایت مسؤلانه از کوهها می توان آنها را فتح کرد.من شنیده ام که در آلپ دیگر چیزی برای شناختن وجود ندارد.مردم گلها و گیاهانش را می شناسند.شناخت آلپ تا آنجا پیش رفته که کوهنوردان حتی گونه های در خطر تهدید آن را می شناسند.برخی از مسیرهای آن برای جلوگیری از فرسایش تخته کوبی شده است.در حالی که کوههای سرزمین من با وجود این همه غنای زیستی همچنان ناشناخته باقی مانده و روز به روز هم بیشتر تخریب و از منابع خود تهی می شود.واقعیتش را بخواهید صعود به قله کوه، فتح کوه نیست.گرچه در قله کوه راز شگرفی هست.تنها از آنجا تسلط بی چون وچرای کوهستان را بر دریای پهناوردشت می توان حس کرد.ولی بایداعتراف کرد که قله کوه از نظرزیست شناختی فقیرترین بخش کوه است،مثل وسط دریاها و عمیق ترین بخش آنها که جز عظمت ترسناکش چیز قابل تحسین دیگری ندارد.افسوس،زمانی که کوهنوردان سوار بر کوه می شوند جز به چیز دیگری نمی اندیشند.دل مشغولی رسیدن به قله کوه گاهی آن چنان قوی است که ممکن است زیباییهای سحرانگیزش را نبینند.ای کاش می فهمیدند که چه فرصتهای گرانبهایی را به هنگام جوانی برای شناخت کوهها از دست می دهند .شاید آنها نیز غم مرا داشته باشند.غم نگاهی دوباره به کوهها شاید هم این سرشت کوهستان باشد.کسی چه می داند؟

تهیه :اداره آموزش و ترویج اداره کل منابع طبیعی استان اصفهان   

از زبان یک بیولوژیست پیر و دوستدار طبیعت

+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم آبان 1387ساعت   توسط مرادخانی  | 

سطل زباله

چند وقت پیش از جناب آقای فاریابی عزیز تقاضا کردم که آموزشهایی راجع به روشهای حفاظت از محیط زیست  برای کوهنوردان بنویسند. که ایشان با دو جمله کوتاه جوابی بسیار کارآمد دادند.

جواب آقای فاریابی:
وبلاگ شما كه مزين به نام پهلوان مظلوم اخلاق وكوه نوردي است را از ابتداي تولد مطالعه كرده و در سرود كوهستان افتخار معرفي آن را داشته ام. درخواست بسيار متين شما در خصوص انتشار مطالبي در خصوص راه هاي حفاظت از محيط هاي كوهستاني به علم ، دانش و مطالعه ي دقيق ، عميق و بسيط نياز دارد. اين كم توان در هر مورد كه تراوشات ذهني عالمان و صاحب نظراني در اين حوزه را بيابد باز انتشار خواهد داد ب نيت ترويج! اما آنچه كه بيشتر خود به آن تاكيد مي كنم مصرف كمتر = محيط پاك تر است.. باقي بقاي شما

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم خرداد 1386ساعت   توسط معینی  | 

به نام کوه آفرین صبور

کوله بارش بر دوش آرام آرام می رود

زمستان

صبور و مهربان آرام آرام می آید

بهار

و می گذرد زندگی به سرعت باد

و ما به یگانگی خورشید صبوری کوه و سینه گشاده دشت امیدواریم.

نورزتان مبارک

+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم فروردین 1386ساعت   توسط معینی  | 

ابر بهاری

 

آری، حرکت در مسیر باد بهاری، گریستن بر مزار این مرده از زمستان، چون شمع آب شدن و فرو ریختن و پیوستن به دریای بی منتها. افشاننده آتش سرد زندگی، پدر جاودانگی و حیات، مادر ابدیت که با ایثار و گذشت خود به استقبال سردی و نیستی و نشاط، شور و شوق زندگی را به ما تقدیم میکند. این اسوه ایثار، او که از هر پرنده ای بر فرازتر و از هر جنبنده ای با نشاط تر است. سبکبال و بی صدا، خود را به طوفان سرنوشت می سپارد و منتظر دستور است تا آتش خشم و غضب الهی را بر سر معندین و مغضوبین فرو کوبد و هرای جهان سوزش که سنگ خارا را به هم کوبیده و با نور خیره کننده اش چشم دنیا بین ظاهر پسند را کور میکند. هم او که در لطف و انعام بی همتاست و در خشم و قهر نیز هماوردی ندارد. او پیام آور سفره انعام الهی و وسعت و عظمت بخشش آفریدگار علمیان است. او نماینده طبیعت میهمان نواز است که می باید آب زند راه را در قدم بهار. او پیامی است که باد به کوی معشوق می برد و از اشک دیده و داغ دل یار خبر میدهد که از سر سردی و بی شوقی به تیرگی گرویده و سرانجام وِزر و وبال گناه وجودش را آب میکند.

آری؛ ابر بهاری رازها دارد که مرده از شنیدن آن زنده و غنچه از دیدنش گل میشود.

 

نویسنده: اسماعیل معینی

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم اسفند 1385ساعت   توسط معینی  | 

 

کسانی که قصد صعود قله را دارند بايستی مرگ را به

 تمسخر بگيرند....

محمد اوراز

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم اسفند 1385ساعت   توسط معینی  | 

نفسهای او به شماره افتاد

                           اشک مادرش سرازیر شد

                                                         دل پدرش شکست

همه دستها برای او به سوی آسمان نیاز بلند شد

                                       همه لبها به خاطر او به دعا گشوده شد

اما...

           او به موجب سقوطش

                      بر بال فرشتگان نشست و تا خدا صعود کرد:

                                                              او محمد اوراز بود

+ نوشته شده در  دوشنبه ششم آذر 1385ساعت   توسط معینی  | 

بنام آفریننده کوه

... اما

       او به موجب سقوطش،

                      بر بال فرشتگان نشست و تا خدا صعود کرد؛

                                                                     او محمد اوراز بود!

از آنجایی که ورزش خصوصا ورزشی که با طبیعت رابطه مستقیم داشته باشد درجهت رشد تعالی جسم و روح انسان تأثیر بسزایی دارد، لذا به منظور تحقق این امر یعنی تجلی جسم و روح گروه کوهنوردی اوراز با همت تنی چند از جوانان شهر اصفهان که خود عاشق کوهنوردی هستند در تاریخ 19/ 8/82 مصادف با میلاد امام حسن مجتبی تشکیل گردید.

آرم گروه نشان دهنده آنست که انسان به تلاش، کوشش و سعی می تواند بر قله های بسیاری فائق آید این آرم سمبلی از یک کوهنورد است که خود باچنین هدفی پا بر قله کوه نهاده است.

این گروه با انتخاب نام این گروه قصد دارد:

1- نام سردار کوهستان، محمد اوراز را همیشه جاوید نگه دارد.

2- ارق ملی و عشق به ایرانی بودن را نشان دهد.

3- این شخصیت را به علت اراده والا و همچنین پشتکار فراوان سرلوحه اعمال گروه قرار دهد.

+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم آبان 1385ساعت   توسط معینی  |