تبليغاتX
گروه کوهنوردی اوراز

گروه کوهنوردی اوراز

با توجه به حادثه پيش آمده در تاريخ 17/4/88 براي آسفالت كردن مسير گوسفندسرا در دامنه قله دماوند و آگاهي فدراسيون از موضوع بلافاصله نامه‌اي تهيه و به مراجع ذيصلاح ارسال گرديد كه متن آن به شرح زير مي‌باشد.

جناب آقای صادق محصولی
وزیر محترم کشور

با سلام و احترام
با ابراز تاسف فراوان به استحضار می‌رساند ضایعه‌ای غیرقابل جبران در دامنه‌ی قله‌ی دماوند ـ‌ مسیر گوسفندسراـ در حال وقوع است
.‌
آسفالت یک مسیر هفت کیلومتری در دامنه‌ی کوهستان؟ اقدامات نسنجیده، غیر‌ضروری و غیر‌کارشناسی تنها به بهانه‌ی جذب گردشگر توسط مقامات محلی بخش لاریجان جراحتی عمیق بر پیکر کوه دماوند این موهبت الهی و میراث گران‌بهای طبیعی وارد خواهد کرد
.
این در حالی‌ست که مسیر مذکور با استعداد پناه‌گاه‌های موجود در منطقه و هم‌چنین قرار‌گاه تازه احداث شده در بارگاه سوم (ارتفاع 4200 متری از سطح دریا) نیازهای مواصلاتی و اقامتی گردشگران را در حد دست‌رسی به یک منطقه‌ی بکر طبیعی به میزان متعارف تامین می‌کند و لذا آسفالت کردن مسیر مذکورکه بر اساس مصوبات قانونی سازمان محیط‌زیست نیز منع قانونی دارد فاقد هرگونه توجیه اقتصادی و اجتماعی است که با توجه به نزدیکی این منطقه به تهران و مناطق ییلاقی می‌توان از هم‌اکنون پیش‌بینی کرد که علاوه بر تردد بی‌شمار وسائط نقلیه و آلودگی هوای منطقه در آینده‌ای نزدیک آماج هجوم زمین‌خواران، فرصت‌طلبان و سودجویان منابع طبیعی قرارگیرد
.
به استحضار عالی می‌رساند از لحظه‌ی مخابره‌ی این خبر ناگوار موج اعتراضات و نگرانی‌های شدید اهالی کوه‌نوردی و دوست‌داران طبیعت را به همراه داشته است که به طرق مختلف از مراجع مرتبط از جمله این فدراسیون خواستار پیگیری جدی و توقف بلادرنگ این عملیات که "قتل دماوند" نام گرفته، شده‌اند. لذا از آن‌جا که دماوند میراث طبیعی کشور، هم‌چون میراث‌های فرهنگی امانتی‌ست در دست نسل حاضر که حفاظت از آن برای انتقال به نسل‌های بعدی از وظایف دولت و مردم است، طبق مفاد قانون برنامه‌ی چهارم توسعه، ناظر بر توجه دولت بر هزینه‌های ناشی از آلودگی و تخریب محیط زیست بر فرایند توسعه و ماده‌ی یکصد و پنج برنامه‌ی سوم توسعه که پروژه‌های خدماتی باید پیش از اجرا و در مرحله‌ی انجام مطالعات امکان‌سنجی و مکان‌یابی مورد ارزیابی زیست‌محیطی قرار گیرند از جناب‌عالی درخواست داریم دستور فرمایید متولیان این اقدام غیرمتعارف پروژه‌ی آسفالت مسیر مذکور را متوقف نمایند و اجرای هرگونه طرحی را منوط به مطالعه‌ی کافی از طریق سازمان حفاظت از محیط زیست، فدراسیون کوه‌نوردی، کارشناسان و دل‌سوزان طبیعت کشورشش معمول نمایند
.

محمود شعاعي
رييس فدراسيون
نائب رييس فدراسيون کوهنوردي آسيا

+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم آبان 1388ساعت   توسط مرادخانی  | 

  • بدینوسیله به اطلاع کلیه همنوردان عزیز می رساند
  •  جلسات گروه از تاریخ 26/07/1388 رأس ساعت 18  در مکان جدید برگزار خواهد شد.
  • آدرس: اصفهان. میدان امام حسین(ع). خیابان طالقانی. روبروی بانک ملی. طبقه فوقانی تعمیرگاه فونیک
+ نوشته شده در  شنبه هجدهم مهر 1388ساعت   توسط مرادخانی  | 

همشهری/ مهندس فاطمه ظفرنژاد:

اصفهان زیباترین شهر جهان در خاموشی زاینده رودش اندوهگین و افسرده است.

در اردیبهشت ماه - دومین ماه بهار بسیار پرباران امسال - در دو سوی پل‌های زیبای این شهر که از شاهکارهای معماری جهان به شمار می‌روند، زنده رود چنان فروخشکیده که رهگذران دیگر نیازی به گذشتن از روی پل‌ها احساس نمی‌کنند و گام زنان بستر پهناور و خشک را می‌پیمایند. گفته می‌شود در بالادست، آمار بارندگی در برخی روزها به بیش از 300 میلی متر هم رسید اما پل خواجو، پل شهرستان و سی و سه پل سوگوارانی در میان سوگواران ساحل نزدیک‌اند.  آنچه در پی‌می‌آید گزارشی است در باره علت خشک شدن زاینده‌رود و تالاب گاوخونی


این گزارش تنها گوشه‌ای از تخریب‌های ناشی از ساخت وساز در حوزه‌های آبخیز را نشان می‌دهد. 29 اردیبهشت روز مبارزه با ساخت وساز در آبخیز‌هاست. انتظار می‌رود پیش از آنکه دیرشود – هر چند که هم‌اکنون هم خیلی دیر شده است - مسئولان برای جلوی‌گیری از روند لجام گسیخته ساخت‌و‌ساز در آبخیزها چاره‌ای بیندیشند.

در بالادست آبخیز، ساخت سدها و سامانه‌های انتقال بی‌هیچ دغدغه درباره سرنوشت صاحبان آب و حقابه‌ها در پایین دست، سال‌ها و سال‌ها ادامه یافته است و البته هرگز هیچ ارزیابی‌ای از اثرات این هجوم و تجاوز به حقوق روستائیان و جوامع بومی ‌و نیز تجاوز به طبیعت انجام نشده است. ویلاهای کنار دریاچه سد زاینده رود نیز افسانه‌هایی دارند گفتنی. خروشان ماندن رودخانه و تحقق حقابه کشاورزان پایین دست و زنده ماندن تالاب گاوخونی، با پرآب ماندن دریاچه سد مغایرت دارد. سد باید پرآب باشد تا بتواند بهره برداری شود و نیز خوشی صاحبان ویلاهای مشرف به آن منقص نشود. این شاید عینی‌ترین دلیل وجود سد زاینده رود است. وگرنه تقسیم حقابه زاینده رود از قرن‌ها پیش در شبکه‌ای بسیار منظم و اندیشمندانه انجام شده بود.

شبکه سنتی زاینده رود هنرمندانه به همه جا و حتی به تالاب گاوخونی آب می‌رسانید. سد ساخته شد تا زمین‌هایی که آب داشتند را دوباره آبیاری کند که البته ناتوان از مسئولیتی که به ظاهر برایش نوشته شده بود تنها توانست محلی برای خوش گذرانی گروهی خاص باشد.

پایین دست آبخیز

پس از گذر از اصفهانی که با زاینده رود فروخشکانده شده دیگر نصف جهان نیست، اگر به دنبال سرنوشت رود باشیم با گذشتن از تاریخی کهنسال، فاصله اصفهان، دشتی، زیار، برسیان، اژیه را به طول 109 کیلومتر طی می‌کنیم و به ورزنه آخرین شهر آبخیز در 30 کیلومتری تالاب گاوخونی می‌رسیم. راه 110 کیلومتری دیگری اصفهان را به کوهپایه، سپس به قورتان با قلعه تاریخی عصر آل بویه آن و سپس به ورزنه با کبوترخانه‌های بزرگ و ساختمان‌های حامل معماری درخشان و پایدار بومی‌منطقه می‌رساند. انجمن دوستداران میراث فرهنگی و گردشگری شهر ورزنه، تاریخ این شهر را از هزاره سوم می‌دانند و شواهد زیادی از جمله بنای مسجد جامع ساخته شده روی بقایای یک آتشکده ساسانی، آراسته با کتیبه‌های عصر تیموری، موید این ادعاست. گویش خاص منطقه که از گویش پهلوی ساسانی به جامانده و نیز آداب و پوشش زنان تا اندازه زیادی هویت دیرینه این جامعه بومی‌در پایین دست‌ترین بخش‌های آبخیز زاینده رود را آشکار می‌کند.

مردم ورزنه می‌گویند که بخش زیادی از اراضی آنها پس از ذخیره و انحراف آب در بالادست‌ها، دیگر هیچ آبی دریافت نمی‌کند و بایر و بیابانی شده است. کشاورزان دسترسی بسیار کمی‌به آب دارند. با وجود خشکی زاینده رود در بالادست‌ها، زیر پل آجری تاریخی ورزنه با طول 86 متر و عرض 5/6 متر و ارتفاع 6 متر که در زمان صفویه ساخته شده، گذر آب دیده می‌شد. گفتند که این در حقیقت پساب کارخانه‌های بالادست است که تصفیه نشده در بستر خشکیده زاینده رود رها شده و وارد شهر ورزنه می‌شود. این پساب سمی، زمین‌هایی را که حقابه شان در سد زاینده رود به ناحق ضبط شده را شور و تخریب می‌کند. نیز ورود آن به تالاب، آخرین بازمانده‌های گونه‌های جانوری را به مرگ دسته جمعی محکوم کرده است. عکس‌های تالاب بیانگر سرنوشت دهشتناک تالاب و همه موجودات و جوامع وابسته به آن است. 30 کیلومتر پس از ورزنه به چاهه زاینده رود یعنی به تالاب گاوخونی می‌رسیم.

تالاب گاو خونی

آنگونه که مردم می‌گویند گاو خونی یا گاو خوانی به معنای بزرگ چاهه است. گاو خونی25 کیلومتر طول و 15 کیلومتر عرض و 470 کیلومترمربع وسعت داشته است. این تالاب یکی از 22 تالاب ایران به شمار می‌رود که در سال 1354 به ثبت پیمان نامه بین المللی رامسر رسید. ارتفاع تالاب از سطح دریای آزاد 1470 متر و بیشینه ژرفای آن یک متر بود. تالاب تا پیش از مرگ خود همه ساله میزبان شمار زیادی پرندگان مهاجر مانند بود که تالاب را برای زمستان گذرانی و جوجه آوری برمی‌گزیدند. اینک تالاب نه دیگر آنگونه که از نامش برمی‌آید بزرگ است و نه دیگر آبی دارد.

تا دوردست‌ها نه نیزاری، نه زیستگاهی، نه ماهی و جانور آبزی، نه دوزیست و جانور کنارآبزی و نه پرنده مهاجری. هرچه هست کویری است برهوت که زمینش از خشکی می‌ترکد و قاچ‌های ژرف دارد؛ کویری که با هر وزش باد، گردوخاک و غبار پر از مواد شیمیایی بجا مانده از پساب رها شده کارخانه‌های بالادست را به کام کودک و پیر و جوان جوامع بومی‌پیرامون می‌ریزد.

پیامد ساخت و ساز در آبخیز بر جوامع بومی

نیل پستمن، در کتاب «تکنوپلی» خود از دلباختگان تکنولوژی سخن می‌راند و نام تکنوفیل را بر آنها می‌نهد. تکنوفیل‌ها مانند یک عاشق به تکنیک و فناوری می‌نگرند بی‌آنکه لحظه ای نقاب از چهره آن بردارند یا اندکی به پیامدهای آن بیندیشند. پستمن چنین ادامه می‌دهد:« این چنین انسان‌هایی خطرناکند و باید با احتیاط با آنان روبرو شد». سد بسیار بزرگ زاینده رود با ظرفیت ذخیره 1200 میلیون مترمکعب در 1348 به دست تکنوفیل‌های شرکت‌های غیرایرانی منتفع در ساخت‌وساز در آبخیزها ساخته شد. در زمانی کوتاه پس از ساخت سد، روستاهای پایین دست و نزدیکترین همسایگان تالاب گاوخونی از جمله روستای شاخ کنار متروکه شدند. کشاورزان با دستی کوتاه از همه جا، زمین‌های موروثی پررونقشان را که با ساخت سد به کویری بی آب و بایر بدل شده بود رها کردند و به سرنوشتی نامعلوم و تلخ در حاشیه شهرها محکوم شدند.

اهالی منطقه، زمان خالی از سکنه شدن شاخ کنار را همان زمان‌ها اعلام می‌کنند. ویرانه‌های این روستای کهنسال- در 10 کیلومتری تالاب- در پایین‌ترین نقطه رودخانه زاینده رود حکایت غم انگیز تجاوز به حقوق جوامع بومی، نادیده گرفتن حقابه آنها از رودها و پایمال کردن حقوق دیرینه چندین هزارساله آنها بر تالاب‌هاست. اهالی ورزنه می‌گویند که حق آنها از آب زاینده رود در اسناد بجامانده از عهد صفوی و حقابه‌هایی که شیخ بهایی برای آنها درنظر گرفته بود بازتاب یافته است. تقسیم آب زاینده رود با کمک دانش حقیقی شیخ، چنان انجام شده بود که تا پایین‌ترین بخش‌ها، حقابه بران سهم خود را می‌یافتند و طبیعت نیز سهم خود را می‌یافت.

50 سال ساخت و ساز در آبخیزها با نام توسعه، پیامدهای بسیار ناگواری بر کوهستان‌ها و دشت‌ها، جوامع بومی‌و کشاورزان و نیز بر تالاب گاوخونی برجای گذاشت. غصب حقابه‌ها کم کم از روستاهای مجاور تالاب به سوی بالادست آبخیز به پیشروی پرداخت و بخش بزرگی از اراضی کشاورزی ورزنه را دربرگرفت. ورزنه از سال 1347 دارای شهرداری است و شهر به شمار می‌رفته است. اما بخش بسیار بزرگی از اراضی کشاورزی‌‌اش به کویری خشک بدل شده است.

ورزنه تنها 13500 نفر جمعیت دارد. این شهر اگر حقابه‌‌اش غصب نشده بود می‌توانست گذشته از قطب کشاورزی بودن، یکی از مهم‌ترین مراکز گردشگری ایران باشد؛ به‌ویژه که توان توامانی از یادگارهای تاریخی و یادگارهای طبیعی را دارا بود. این شهر می‌توانست تا این حد مهاجرفرست نباشد و شاید ده‌ها و صدها برابر جمعیت کنونی جمعیت داشته باشد. ماهیگیری پررونق تالاب، بخشی از معیشت اهالی روستاهای منطقه و نیز ورزنه را تشکیل می‌داد و خشکاندن تالاب، ماهیگیری، شکار، گردآوری گیاهان خودرو و دیگر مبانی معیشتی زیستی متکی به آن را از میان برد. بیابانزایی ناشی از ساخت‌وساز از بالاترین نقطه تا پائین‌ترین نقطه آبخیز به‌شدت محسوس است و از 50 کیلومتری تالاب کاملا چشمگیر می‌شود. خشکیدن تالاب گرد و غبارهای دائمی‌و خشکی زیاد اقلیم منطقه را به دنبال داشت.

نخوت و بی بصیرتی تکنوکرات‌ها

سازمان آب منطقه‌ای سابق اصفهان که با استانی شدن سازمان‌های آب در مجلس ششم به دو سازمان آب اصفهان و چهار محال بختیاری تبدیل شد با کمک یک شرکت پرقدرت دیگر، بیش از 30 سد در پرونده ساخت و سازهای خود دارد. از اینها بدتر سامانه‌های انتقال حوضه به حوضه هستند که آب را از حوضه ای به جای دیگر و استانی دیگر و.... می‌برند و بدترین اثرات را بر جوامع بومی‌و روستائیان کشور داشته و دارند. گفتنی آنکه این تراوشات ذهنی تکنوفیل‌های سدساز، جز زیان برای مردم به‌ویژه کشاورزان و روستائیان مولد خوراک،ثمری نداشته است. متاسفانه شرکت‌های ساخت و ساز وطنی پس از رفتن شرکت‌های چند ملیتی فرنگی سرازپانشناخته به ساخت و ساز در آبخیزها ادامه دادند. به قول خواجه شیراز« سرشکم آمد و عیبم بگفت رویاروی/ شکایت از که کنم خانگی است غمازم.»

لیوتار در گزارشی درباره دانش می‌نویسد «تکنوکرات‌ها اعلام می‌کنند که نمی‌توانند به چیزی که جامعه آن را به عنوان نیازهای خود معرفی می‌کند اعتماد کنند، آنان «می‌دانند» که جامعه نمی‌تواند نیازهای خود را بشناسد، زیرا این نیازها متغیرهایی مستقل از تکنولوژی‌های جدید نیستند. این امر در واقع نخوت و بی‌بصیرتی تصمیم‌گیران به شمار می‌رود.» نخوت و بی بصیرتی ما تکنوکرات‌های دانش نیاموخته فارغ التحصیل از دانشگاه‌های کشور چنان سرنوشتی برای رودها و آبخیزها و شهرها و دشت‌های کشور رقم زده است که هجوم مغولان را به یاد می‌آورد. با این تفاوت که مغولان پس از تصرف تمدن‌های کهن بی درنگ دانستند که نمی‌دانند و یاد‌گیری دانش بومی‌ژرف ایران زمین را پیشه کردند اما تکنوکرات‌ها حتی نمی‌دانند که نمی‌دانند و بیش از 5 دهه است که در جهل مرکب به تخریب ادامه می‌دهند. زهی شوربختی که این تخریب را توسعه نیز می‌نامی

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم اردیبهشت 1388ساعت   توسط معینی  | 

کوه قاف منتشر کرد

گفتگو با حسين قرباني نخستين مربي زنده ياد اوراز

حسين قرباني

پرداختن به هیمالیا نوردی برای خود دنیائی است متفاوت با دنیای عادی وحتی پذیرفتن واقعیت ها برای یک فرد معمولی غیر قابل تصوراست چطور ممکن است كسي از نعمات زندگی روزمره چشم پوشی کرده و یار و یاور یخ وسنگ، طوفان وکولاک، سرما وبی خوابی، گرسنگی وتشنگی، بهمن های مخوف و زندگی داخل چادر تنگ و هزاران سختی شود و جالب آنکه آنها را نیز دوست داشته باشد!

ادامه مطلب

+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم دی 1387ساعت   توسط معینی  | 




تیم کوهنوردی  پارسیان  با همکاری هیئت کوهنوردی شاهین شهر  اقدام به برگزاری یک صعود منحصر به فرد به قله کرکس نمود. هدف از برگزاری این برنامه کمک و پشتیبانی پارسیان و هیئت کوهنوردی به یک فرد معلول جسمی بود که طی یک تصمیم باور نکردنی،  با این وضعیت جسمانی و در شرایطی که از نعمت هر دو پا محروم میباشد و در شرایطی که حتی در دست خود عصا نمیتوانست ببیند و به ناچار با دستهای خود حرکت میکرد تصمیم به صعود قله 3960 متری کرکس گرفت .



روح الله علیزاده
روح الله علیزاده در تاریخ 10/10/1359در روستای زرمیتان از توابع شهرستان شهر کرد متولد گردید و متاسفانه در سنین خردسالی به دلیل نداشتن امکانات کافی به بیماری فلج اطفال مبتلا شد و از نعمت هر دو پا کاملا محروم گردید...

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم آذر 1387ساعت   توسط معینی  | 

هدف از ایجاد ویکی پاکوب فراهم آوردن امکانی است تا کوهنوردان و علاقه‌مندان به کوه و طبیعت و کوهنوردی دغدغه‌های خود را بیان کنند و اطلاعات و پیشنهادها و انتقادهای خود را ابراز کنند. یکی از امکاناتی که سعی کرده‌ایم در این سایت به صورت جدی به آن بپردازیم جمع‌آوری و ذخیرهٔ گزارش‌های کوهنوردی و یا طبیعت‌گردی وكودكان و سنگنوردي به اشتراک گذاردن آن‌هاست. از دوستان می خواهیم تا گزارش‌ها، عکس‌ها و مسیرهای ثبت شده با جی‌پی‌اس خود را به سایت ارسال کنند تا علاقمندان بتوانند یک منبع قابل اعتماد برای دریافت این اطلاعات به صورت طبقه بندی شده در اختیار داشته باشند. در اینجا همچنین امکان بحث و تبادل نظر در مورد مسایل مهم حوزهٔ کوهنوردی فراهم آمده است.

شاید برای اولین بار است که به رسم ویکی‌پدیا در این سایت یعنی ویکی‌پاکوب همه چیز بر اساس آزادی فکر و اندیشه و نظر در حوزه کوهنوردی و طبیعت پیش می‌رود.

شما یک ویرایش‌کنندهٔ ویکی‌پاکوب هستید! ویکی‌پاکوب سردبیر ندارد، و بین ویرایشگرهای آن هم رابطهٔ بالا به پایین وجود ندارد. بنابر این، ویرایشگران ویکی‌پاکوب با ویرایش و اصلاح ظاهر و محتوای مقالات ویکی‌پاکوب سیاست‌های آن را اجرا می‌کنند. مشارکت‌کنندگان ویکی‌پاکوب ، هم نویسنده و هم ویراستار مقالات هستند.

بنا بر این، ویرایشگران ویکی‌پاکوب ، چه از طریق اصلاح مقالات، و چه از طریق مشارکت در بحث‌ها و غیره، باعث اجرایی شدن سیاست‌های ویکی‌پاکوب می‌شوند. برخی روش ‌ها از جمله در برخورد با آنچه که میتوان آن را خرابکاری نامید ، توسط مدیران ویکی‌پاکوب اجرا می‌شوند. هم‌چنین برخی از امکانات نرم‌افزاری که سوء استفاده از آن‌ها می‌تواند ویکی‌پاکوب را در معرض خرابکاری‌های جدی قرار دهد، فقط توسط مدیران قابل استفاده است، مانند حذف صفحات یا قفل کردن آن‌ها.

عباس ثابتیان  مدیر سایت ویکی پاکوب

+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم آبان 1387ساعت   توسط معینی  | 

چهارم مهرماه هر سال را به نام کوهستان پاک نام گذاری کرده اند. در نزدیکترین جمعه به این روز کوهنوردان به کوهستانهای محل زندگی خود رفته و به پاکسازی آن می پردازند. کوهنوردان اصفهان روز جمعه ۵ مهرماه ۱۳۸۷ را همانند سال های گذشته به کوه صفه خواهند رفت تا در حد توان خود بتوانند زباله های ریخته شده به دست کوه دوستان را از این کوه زیبا پاک کنند.

امیدواریم امسال هم همانند سال گذشته کوهنوردان از این برنامه استقبال کنند

صفه در شب

اين عكس متعلق به وبلاگ عابر پياده مي باشد

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم شهریور 1387ساعت   توسط معینی  | 

سرداب بالا  (کوهگشت)

 

در تاریخ03/03/1387 به مدت یک روز

 

سرپرست برنامه: یوسف راهپیما

تلفن ثبت نام: 09131023525  

ساعات تماس:   14الی22

 

آخرین مهلت ثبت نام تا ساعت ۱۶ چهار شنبه 1 خرداد 1387(بامحدودیت نفرات)

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1387ساعت   توسط   | 

 

درو چمن   ( اردستان )

 

 

((کوهگشت و صعود به قله ))

 

 13/02/1387 به مدت یک روز

 

سر پرست برنامه:  علیرضا رحیمی

  تلفن ثبت نام :     09131689636

 

مهلت ثبت نام : ساعت 16 روز چهار شنبه 11/02 (بامحدودیت نفرات)

 

+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم اردیبهشت 1387ساعت   توسط   | 

سرود کوهستان                                                                       

نیم روز گذشته حاجیه کیمیا مادر بزرگوار، صبور و زجرکشیده ی شادروان « محمد اوراز » به دیدار فرزند شتافت !

 این بانوی بزرگوار بس از ۷۴ بهار رخ در نقاب خاک کشید و به سوی حق شتافت. وی پس از مرگ محمد به سختی بار فراق او را بر جان کشید و هر بار که به دیدار او می رفتیم چشمان نگران او گویی به دنبال سرو رشیدش آن سوی ها را می کاوید ...!

... اینک حاج احمد در فراق این بانوی بزرگوار و صبور به تنهایی بر مزار سرو رشید اشک خواهد ریخت !

 

برای روح آن مادر گرامی آرامش و برای عزیزانش صبر آرزو داریم.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم فروردین 1387ساعت   توسط معینی  | 

کوه صفه

 

اولین یکشنبه فصل پاییز را روزجهانی پاکسازی کوهستان می نامند ولی در ایران بخاطر اینکه روز تعطیل رسمی کشور جمعه است، این روز را به عنوان روز پاکسازی کوهستان می شناسند. علت اینکه این نام را به چنین روزی اختصاص داده اند به سبب آنست که در فصل تابستان به علت مطبوع بودن هوای کوهستان، اکثر مردم شهر نشین اوقات فراغت خود را در کوهستان سپری می کنند که این امر باعث تجمع زباله ها در محیط کوهستانها می شود. گروه های زیست محیطی برای نشان دادن اهمیت پاکیزگی محیط کوهستان در یک حرکت نمادین در اولین روز تعطیل فصل پاییز به کوهها میروند تا زباله های موجود را جمع آوری کنند.

برنامه پاکسازی کوه صفه در روز جمعه مورخ ۶/۰۷/۸۶ به همت گروه طبیعت یاران اصفهان که زیر نظر سازمان محیط زیست هستند و با همکاری گروه های کوهنوردی اوراز، مبارز و ... ، هیئت کوهنوردی استان اصفهان و کمیته شهروندی سازمان فرهنگی تفریحی شهرداری اصفهان به مناسبت روز جهانی پاکسازی کوهستان برگزار شد. در ابتدای برنامه ساعت 6 صبح نفرات شرکت کننده به گروه هایی تقسیم شده و هر گروه موظف به پاکسازی قسمتی از کوه شدند تا کار آنها با یکدیگر تداخل نداشته باشد. عملیات پاکسازی تا ساعت 8:30 صبح ادامه داشت، پس از جمع آوری زباله ها به کسانی که در این برنامه شرکت داشتند کتابهایی به رسم یادبود راجع به محیط زیست اهدا شد. برنامه با سخنرانی رئیس گروه طبیعت یاران و سپس مسئول کمیته شهروندی و رئیس هیئت کوهنوردی استان آقای غلافگر ادامه داشت و سر انجام پس خواندن بیانیه محیط زیست مراسم در ساعت 10 به پایان رسید.

 

نکته جالب توجه اعلام اصفهان به عنوان پاکیزه ترین شهر ایران و اینکه سرانه تولید زباله در شهر اصفهان از استاندارد های جهانی پایین تر است توسط مسئول کمیته شهروندی شهرداری اصفهان بود

 


عکس بالا که متعلق به سایت زیر می باشد ازنزدیکی آرامگاه شهدای گمنام صفه گرفته شده است.

http://coma.ir/images/20070614213628_sofeh_0182.jpg

+ نوشته شده در  سه شنبه دهم مهر 1386ساعت   توسط معینی  | 

مصاحبه با کاظم فریدیان درباره علل صعود خود به K2:

 کاظم فریدیان

 
كاظم فريديان متولد سال 1349 قصد دارد هفته آينده ايران را به مقصد قله k2 با ارتفاع ۸۶۱۱ متر در پاكستان ترك كند. اين قله دومين قله مرتفع دنياست كه به گفته فريديان شانس صعود به آن در سال گذشته تنها دو درصد بوده است.

ادامه گزارش را در کوهنوشت بخوانید

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم خرداد 1386ساعت   توسط معینی  | 

گزارشی در وبلاگ سرود کوهستان

گزارش بي بي سي از مريم خسروي كوهنورد ايراني‌الا‌صل

اعتماد ملی/ محمد حسن نجاریان:

آمد، با قامتي متوسط، البسه‌اي معمولي به رنگ آسمان، كوله‌اي بر پشت، محكم چون دماوند، سرحال گويي به فردي مي‌مانست كه سيكل هم‌هوايي را گذرانده و همين امروز به قصد صعود نهايي مي‌رود. گشتي زد. انگار دنبال چيزي يا كسي مي‌گشت. برگشت، نيم‌نگاهي به ما انداخت، به كوه خيره شد و پرسيد: <شما ايراني هستيد؟> در پوست خود نمي‌گنجيد، اشك در چشمانش حلقه زده بود و...

مريم خسروي 22 ساله مثل خيلي از كوهنوردان ديگر براي فتح اورست به هيماليا آمده بود، مریم خسرویدختر ايراني، عضو تيم‌ هايمكس و بي‌بي‌سي. البته كار مهم‌تر آنها انجام تحقيقات پزشكي روي شرايط زندگي در ارتفاعات و تاثيرات آن بود. خسروي در پنج سالگي با پدر و مادرش از اصفهان به انگليس رفته بود، اما به خوبي فارسي صحبت مي‌كرد:در خانه با پدر و مادرم هميشه فارسي صحبت مي‌كنم . تسلط او به زبان فارسي بود كه شروع يك گفت‌وگوي مفصل شد:« 2۲ سالم است و دانشجوي سال آخر پزشكي هستم. از بچگي راگبي و‌ هاكي بازي مي‌كردم. 13 سالم بود كه به ارتفاعات انگلستان رفتم. يك سال بعد صعودهاي سالني و سنگنوردي را شروع كردم.»

اما خاطره‌انگيزترين صعود: «اولين صعود به ارتفاعات بلند، به قله كليمانجارو بود. جشن تولد 18 سالگي‌ام را بالا‌ي قلعه رفتم.» سنگنوردي در اسپانيا، صعودهاي مختلف يخ و سنگ در ارتفاعات شاموني فرانسه، قلب كوهنوردي دنيا، صعود به قله 6120 متري استوك و كانگري هند از مهم‌ترين برنامه‌هاي كوهنوردي خسروي است: «سال 2005 بود كه شانس با من يار شد و با تيم‌ هايمكس و بي‌بي‌سي به نپال رفتم و به قله 8025 متري صعود كردم. در آن برنامه هشت كوهنورد زن ديگر هم بودند، اما من فقط به قله رسيدم. كار دشواري بود، اما خيلي تمرين كرده بودم.»

آرزوي مريم خسروي هم مثل همه كوهنوردان رسيدن به بلندترين قله جهان، اورست است. بايد تا سال 2010 صبر كنم. من فقط تا گردنه جنوبي اورست، ارتفاع 7980 متري صعود مي‌كنم تا آنجا آزمايش پزشكي ورزشي روي من انجام شود. آزمايش خون، ريه، توانايي ذهني و هر چيزي كه باعث مي‌شود در ارتفاع، بدن با مشكل روبه‌رو شود.

خسروي 12 سال است كه از ايران رفته، اما هنوز با ياد ايران زندگي مي‌كند و آرزوي رسيدن به قله دماوند: «آرزويم است كه به دماوند بروم و عاشق روزي هستم كه برگردم اصفهان و پدرم در پاگرد خانه برايم كوبيده، درست كند. من و پدر و مادرم وقتي كنار هم هستيم به ايران فكر مي‌كنيم و غصه مي‌خوريم.»

مريم خسروي از شنيدن اينكه ايراني‌ها تا به حال به 9 قله بالا‌ي هشت هزار متر صعود كرده‌اند، اشك در چشمانش حلقه مي‌زند: «عالي است»، اما او از قبل مي‌دانست كه زنان كوهنورد ايران به قله‌هاي هشت هزار متري رسيده‌اند... برايم جالب بود. دوست دارم زنان ايراني به خود بقبولا‌نند كه قادرند هر كاري را كه مردها انجام مي‌دهند، انجام دهند. فقط همت و پشتكار مي‌خواهد.

خسروي منتظر روزي است كه به ايران بيايد: «اگر يك روزي به ايران بيايم، اول مي‌روم دماوند، بعد اسكي و بعد اصفهان زادگاهم.»

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم خرداد 1386ساعت   توسط معینی  | 

 

عنوان مقاله ای است که فرشید فاریابی در وبلاگ سرود کوهستان منتشر نموده است. ایشان در این مقاله مبحثی بسیار جالب را عنوان کرده که خیلی ها از خطر آن غافل هستند. در زیر بخشی از آنرا میخوانید:

مترجم نگین یقینی:

«خيلي ها با مضرات استفاده ي مجدد از بطري هاي پلاستيكي آشنايي ندارند. بعضي از شما ممكن است به استفاده ي مجدد از بطري هاي پلاستيكي عادت داشته باشيد. ايده ي بدي نيست! اما اميدوارم پس از خواندن ادامه ي اين مطلب كوتاه نظر شما تغيير كند.

اين داستان در دُبي اتفاق افتاد. زماني كه دختر 12 ساله اي بعد از استفاده ي طولاني (حدود 16 ماه) از بطري آب معدني "صفا " جان خود را از دست داد! او از يك بطري كه خود روي آن را نقاشي كرده بود و هر روز به مدرسه مي برد آب مي نوشيد. ادامه...

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1386ساعت   توسط معینی  | 

جناب آقای رامین شجاعی اقدام به ترجمه و انتشار کتاب هیمالیا به روش سبکبار نوشته اندی فانشاو و استفان ونبلز در وبلاگ داستان کوه نموده است. در زیر بخشی از مقدمه این کتاب را می خوانید:

هیمالیا به روش سبکبار

مقدمه
کوهنوردی سبکبار در هیمالیای بزرگ

در آوریل 1982، آلکس مکینتایر (Alex MacIntyre)، راجر باکستر جونز (Roger Boxter-Jones) و داگ اسکات (Doug Scott) عازم تبت شدند تا جبهه عظیم جنوب غربی شیشاپانگما، 8046 متر، سیزدهمین قله بلند جهان، را صعود نمایند. در 25 مه، در حالیکه قبلا حتی پایشان را روی آن کوه نگذاشته بودند، صعود جبهه برف و یخ 2500 متری آن را آغاز نمودند. درکوله های سنگینشان غذا برای چهار روز، یک کیسه خواب برای هر نفر، و یک چادر و یک اجاق مشترک حمل می کردند. همچنین طناب و مقدار کمی وسایل فنی نیز به همراه داشتند. در روز 28ام، بعد از سه شب مانی بر روی جبهه، به قله رسیدند و در روز 29ام به سلامت به بارگاه اصلی بازگشتند. ادامه...

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم اردیبهشت 1386ساعت   توسط معینی  | 

كور سوي اميد در ميان يخ و برف 

پيكر نيمه جانش را از ارتفاع 7000 هزار متري با هر چه ته مانده توانشان بود، از ميان يخ و برف پايين كشيدند تا شايد بار ديگر، نگاه خسته‌اش در چشمان منتظر مادرش لانه كند.

به گزارش خبرگزاري فارس، پس از دو ماه انتظار، خستگي، سرما، استرس و دلتنگي، گوش به زنگ خبر محمد بوديم تا بار ديگر از ارمغان صعود بگويد تا روحمان آرام شده و با دستاني پر، اين كوه سركش را ترك كنيم؛ اما اين بار قله 8000 متري كاشربروم نامهربانانه پيكر نيمه جان همنوردمان را به ما هديه كرد و خود 5 روز تمام نظاره گر تقلاي جانانانه تك تكمان شد كه چگونه قامت خسته و مجروح عزيزمان را از ارتفاع به چنگ و دندان مي‌كشيديم. با هر بار ناله دردناكش، قلبمان فشرده و روحمان دلتنگ وطن مي‌شد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم اردیبهشت 1386ساعت   توسط معینی  | 

مسابقات سنگنوردی انتخابی تیم ملی در رشته بولدرینگ

مرگ زن کوهنورد در ارتفاعات توچال 

 

بر اثر سقوط از دیواره بند یخچال يك سنگنورد كشته شد

 

متن این خبرها را در کوه نوشت بخوانید

+ نوشته شده در  شنبه یکم اردیبهشت 1386ساعت   توسط معینی  | 

ایرنا- مامور آتش نشاني‌اصفهان به عنوان نخستين مامور آتش نشان در جهان به قله "هيم‌لينگ هيمال " در رشته كوه هيماليا با ارتفاع ‪ ۷۱۲۶‬متر صعود كرد.

به گزارش روز شنبه سازمان آتش نشاني و خدمات ايمني شهرداري اصفهان "پيام ستايش" آتش نشان نجاتگر و مربي تيم كوهنوردي و صخره‌نوردي ، قله مرتفع ‪ ۷۱۲۶‬متري ، "هيم لينگ" هيماليادر كشور نپال را با موفقيت فتح و پرچم پر افتخار كشور جمهوري اسلامي ايران را به اهتزار در آورد.

اين آتش نشان اصفهاني كه به همراه يك گروه‌از كوهنوردان اصفهان به قله هيم لينگ صعود كرده است هفته آينده به ايران باز مي‌گردد.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم فروردین 1386ساعت   توسط معینی  | 

ایرنا- تيم هيماليا نوردي هيات كوهنوردي استان اصفهان موفق به فتح قله هفت هزار و ‪ ۱۲۶‬متري" هيمالانگ هيمال" در نپال شد.

به گزارش روز پنجشنبه روابط عمومي اداره كل تربيت بدني استان اصفهان ، "مجتبي غلافگر" رئيس هيات كوهنوردي اين استان با اعلام اين خبر افزود : تيم ‪ ۱۵‬نفري هيات كوهنوري اصفهان به‌سرپرستي" ابراهيم نادري " از تاريخ ‪۲۲‬ اسفند ماه سال گذشته جهت صعود به اين قله به نپال اعزام شده بود.

وي افزود: اين تيم صعود خود را از دوم فروردين امسال آغاز كرد و پس از ‪ ۲۰‬روز موفق به فتح قله" هيمالانگ هيمال " شد.

وي اضافه كرد: كوهنوردان اصفهاني به عنوان نخستين كوهنوردان ايراني اين قله را فتح كردند.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم فروردین 1386ساعت   توسط معینی  | 

+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم فروردین 1386ساعت   توسط معینی  | 

یک اتفاق برای دفاع از هویت تاریخی ایران اما بی سر و صدا

حمایتهای میانی در فرهاد تراش بیستون جمع شد گزارش برنامه را در بیستون بخونید

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم اسفند 1385ساعت   توسط معینی  | 

چه بی حیا جماعتیم ما

 

عنوان مطلبی است که پنج شنبه 17 اسفند 1385 در وبلاگ برج سینامنتشر شد. این پست درباره آرامگاه سردار کوهستان محمد اوراز است. البته ایشان یک مطلب دیگر هم درباره صعود سراسری وبلاگ نویسها منتشر کرده اند، متأسفانه قسمت ما که نشد به این صعود برویم.

 

آرامگاه محمد اوراز آرامگاه محمد اوراز

 

+ نوشته شده در  جمعه هجدهم اسفند 1385ساعت   توسط معینی  | 

صعود سراسری وبلاگ نویسان کوهنورد

 به قله توچال

این صعود به همت تنی چند از وبلاگ نویسان کوهنوردبرگزار میشود امیدواریم این برنامه باعث پیشرفت کوهنوردان در عرصه وبلاگ نویسی گردد و ایشان بتوانند از تجربیات همدیگر بهترین استفاده را نمایند.

برای اطلاع بیشتر و ثبت نام در این صعود به وبلاگهای زیر مراجعه نمایید

آناپورنا - آوازهای کوه- تاریانا

+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم اسفند 1385ساعت   توسط معینی  | 

صعود مشترک گروهها وهیأتها در تاریخ

 21و22

بهمن ماه به قله کرکس

میزبان:

استان اصفهان

+ نوشته شده در  شنبه هفتم بهمن 1385ساعت   توسط معینی  | 

آقای مرتضی طلائی وش مسئول کمیته امداد و نجات هیئت کوهنوردی استان اصفهان برای عضویت در تیم ملی کوهنوردی جمهوری اسلامی ایران انتخاب شد.

از طرف جامعه ورزش استان به وی تبریک می گوئیم

+ نوشته شده در  شنبه هفتم بهمن 1385ساعت   توسط معینی  | 

 فدراسيون كوهنوردي ايران اولين فراخوان هيماليانوردان خود را در تهران برگزار مي‌كند.

 اولين فراخوان هيماليانوردان ، در روزهاي ۵تا ۶بهمن ماه سال جاري به مدت دو روز و در ارتفاعات قله توچال با حضور مردان و زنان كوهنورد سراسر كشور برگزار خواهد شد.

پس از اين فراخوان فدراسيون كوهنوردي پس از شناسايي بهترين‌ها تصميم دارد اردوهاي تيم ملي كوهنوردي ايران را در چند مرحله مختلف و در دو بخش زنان و مردان به منظور آماده‌سازي كوهنوردان براي يك صعود ۸هزار متري داير كند.

 

گرفته شده از سایت کوهنورد به آدرس Http://www.climbing.ir

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم دی 1385ساعت   توسط معینی  |